فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
لیلا محمدنژاد میگوید: سالها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هربار مشغلههای کاری مانعم میشد تا اینکه پساز شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
گشتی در قرقی که روزگاری دژی نفوذناپذیر و ورود غریبه به آن غیرممکن بود.
بعضی آدمها با رفتنشان تمام نمیشوند، در نقلقولها زندهاند و هر بار که اسمشان میآید، یک «خدابیامرز» نثارشان میشود. برای محمود خالقیهژبری، روضهخوان منزل پدری یکی از همان آدمهاست.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
منزل زینب پدیداران نهفقط یک روضهخانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایهها و هممحلهایها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختیهای زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل میکنند و گره از کار یکدیگر میگشایند.
علیاکبر چوبی، فعال فرهنگی از چهرههای شناختهشده محله است؛ کسی که فکر و ذکرش مسجد، حسینیه، زیارت عتباتعالیات و نزدیککردن دلها به خاندان اهلبیت (ع) است و مسجد و محله را همانند خانه خودش میداند.
همسایههای کوچه شهیدصادقی۱۱ یکدیگر را «خواهر» صدا میزنند و هر کاری از دستشان برآید برای هم انجام میدهند. بیشتر آنها هرروز برای نماز ظهر به مسجد امام جواد (ع) محله میروند.
استاد سیدمهدی واعظ موسوی از کوچکی سخنوری و وعظ را دوست داشته است. درست مثل عموها و اجداد پدریاش. او میگوید: بچهها را جمع میکردم. برایشان حرف میزدم و روضه میخواندم.
برپایی روضههای خانگی در کوچههای باریک اطراف حرم از گذشته وجود داشته و همچنان برقرار است. حتی زمانی که کوچههای باریک جای خود را به خیابانهای وسیع دادند، باز هم مردم نشانی آن خانههای قدیمی را گم نکردند.
یکی از رسمهای مربوط به عزاداری حضرت زهرا(س)، پخت آش «ابودردا» است که هنگام طلوع آفتاب، صاحب نذر چادر به سر میکند و از هفت زن در هفت خانه مقداری حبوبات برای پخت آش جمع میکند. نام یکی از این زنان باید حتما فاطمه باشد.
عباس اسماعیلیگلابگیر، مردی که زندگیاش از حجره قنادی و مغازه آهنفروشی گرفته تا کفشداری حرم و برپایی موکبهای صلواتی، همیشه رنگ خدمت و عشق به اهلبیت (ع) داشته. درِ خانه او برای روضههای دهه فاطمیه سیاهپوش شده است.
سیداحمدحسینی موسپیدکرده مجالس امامحسین(ع) و خودش سالها هیئتدار بوده است. میگوید: همه مراسم هیئت در خانه خودم برگزار میشد اما ازآنجاکه خانه خیلی قدیمی است،مناسب حضور هیئت بزرگ نیست.
سیدجعفر ماهرخسار، معیار ارزشی برای سنجیدن اشکال دیگر مداحی بود که در حاشیه مرور زندگی اش، میتوان راه درست تشخیص، تحلیل و حفظ و نگه داشت مناسک را آموخت. او بیش از پنجاه سال در جوار گنبد علی بن موسی (ع) خواند.
خانه اصالت حدود هفتصدمتر وسعت دارد و شامل هفت واحد اقامتی است؛ هرکدام از این اتاقها، دنیایی خاص برای خودش دارد. این خانه روزگاری محل زندگی آیتالله سرابی بوده است؛ شخصیتی که نامش برای قدیمیهای محله سعدی آشناست.
در قدیم همه فامیل مجلس روضهخوانی داشتیم بهطوریکه از روز اول تا آخر ماه، هر روز مجلس روضه را یک خانواده برگزار میکرد. مادربزرگم پنجشنبههای اول ماه روضهخوانی داشت و مادرم پنجشنبه دوم ماه.
کرونا که شد، گروهی از همسایهها، هیئت عشاقالحسین (ع) را در بوستان سرو راه انداختند تا چراغ عزاداریهای محرمصفر روشن بماند و حالا بعد از ششسال، این روضهها همچنان در این بوستان برپا میشود.
قصه این ایستگاه صلواتی به دوازدهسال پیش باز میگردد؛ اعضای هیئت قاسمبنالحسن (ع) همچنان با ابتکارهای ناتمامشان دامنه برنامههای هیئت را به فراتر از حریم مسجد، کشاندهاند.
عشق و ارادت به اهل بیت(ع) نگذاشت صدای سیدعلیمحمد چاووشی، نوحهخوان محله پروین اعتصامی خاموش بماند.
بانوان محله اسماعیلآباد از سه سال پیش ۲۷برنامه روضه خانگی را سامان دادند و این مراسم معنوی را به مسجد و حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) در خیابان شهید اشکذری هم کشاندند.