کنار همسایههای کوچه دلاوران ۶ غریب نیستم
دلاوران۶ در محله زکریا بهواسطه وجود ساختمان شهرداری منطقه۹ معبر رفتوآمد افراد زیادی است که بیشترشان ساکن این خیابان نیستند. شاید به همین دلیل باشد که در نگاه اول، حضور ساکنان به چشم نمیآید، اما وقتی با اهالی گفتوگو میکنیم، میبینیم صمیمیت زیادی بین همسایهها برقرار است. در این میان حکیمهخانم اشهدی را خیلیها میشناسند. او بهواسطه روابطعمومی خوبش، با تعداد زیادی از همسایهها ارتباط دارد. همچنین پای ثابت جلسات خانگی است و در بسیاری از آنها دستبهکمک است.
روی من حساب کن
حکیمهخانم از چهار سال پیش ساکن این محل شده است و با داشتن ۳۵سال سن، جزو افراد جوان آن محسوب میشود. ارتباطات اجتماعی خوب و نیروی جوانی باعث شده است پای ثابت خیلی از امور باشد. وقتی همسایهها غذای نذری میپزند، حکیمهخانم برای کمک میرود. همچنین در جلسات قرآن و... برای اموری همچون پذیرایی روی او حساب میکنند.
به گفته خودش، قرآنخواندن را از همین همسایهها یاد گرفته است. حکیمهخانم میگوید: خانواده پدریام در شهرستان هستند و من در مشهد غریبم. تا پیش از اینکه ساکن این محل شوم، با همسایهها ارتباط برقرار نمیکردم، اما اهالی اینجا اینقدر افراد مؤمن و قابلاعتمادی هستند که خداراشکر ارتباطات خیلی خوبی بینمان وجود دارد و دیگر احساس غربت نمیکنم.
او و همسایههایش به زیارت حرم رضوی یا مکانهای تفریحی و بیرون شهر میروند، برای هم تولد میگیرند و بچهها را به پارک میبرند.
حلقه وصل همسایهها
حکیمهخانم از فرزانه کارگزار بهعنوان یکی از همسایههای خوبشان یاد میکند و میگوید: فرزانهخانم فردی صبور، مهربان، دلسوز و یکرو و یکرنگ است. با هم به خرید میرویم، قرار پیادهروی میگذاریم و گاهی از خودرو یکدیگر استفاده میکنیم.
ارتباطات همسایگی نباید در حد سلاموعلیک باشد. باید در غم و شادی کنار هم باشند
به گفته او، اگر ناراحتیای بین همسایهها پیش بیاید، فرزانهخانم پادرمیانی میکند. همچنین هروقت یکی از همسایهها بهعنوان مثال از کربلا بیاید، خانه جدید برود و... فرزانهخانم همسایهها را هماهنگ میکند که برای آن فرد هدیهای تهیه کنند و به دیدنش بروند.
او میگوید: اگر فرزانهخانم نباشد، شاید خیلی از این هماهنگیها انجام نشود.
فرزانهخانم که خیلی از همسایههایش راضی است و از این بابت خداراشکر میکند، میگوید: ارتباطات همسایگی نباید در حد سلاموعلیک باشد. باید در غم و شادی کنار هم باشند و اگر همسایهای مشکلی داشت، واقعا به درد هم بخورند.
کسریها با مهینخانم
فرزانهخانم از مهین عظیمی بهعنوان یکی از همسایههای خوبشان نام میبرد و میگوید: در برنامههایی همچون جلسه قرآن یا نذریها، مهینخانم سریع دستبهکمک میشود. اگر ببیند کسریای هست، میرود از خانهشان میآورد. بارها شده است نیاز به یخ یا وسایلی همچون چاقو و خردکن داشتهایم و او با روی باز پیشقدم شده و آورده است.
او ادامه میدهد: مدتی بهعلت بیماری در استراحت بودم. مهینخانم مدام احوالپرسی میکرد. با اینکه همسرم مرخصی گرفته بود، یکبار ایشان غذا درست کرد و برایمان آورد. این محبت هایش برایم خیلی ارزشمند است.
مهینخانم همسایه خوب را نعمت میداند و میگوید: فراتر از خودمان که به درد هم میخوریم، ارتباط ما باعث شده است بچههایمان هم با هم دوست شوند.
به نظر او، اینکه پدر و مادرها میدانند فرزندشان با چه کسی ارتباط دارد، مسئله مهمی است. همچنین وقتی بچهها در خانه یکی از همسایهها جمع میشوند، علاوه بر اینکه به آنها خوش میگذرد، خیال پدر و مادرها هم راحت است.
* این گزارش چهارشنبه ۱۴ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.