همسایههای کوچه ایثارگران ۱۵/۶ همدل و همراه هستند و روزگاری با هم رب درست میکردند، روضه خانگی و دوره قرآن راه انداختند. همیشه در خانهشان به روی هم باز است و طاقت یکروز بیخبری از هم را ندارند.
راهاندازی چایخانه حضرت زهرا (س) آغاز مسیری متفاوت برای نوجوانان محله رسالت شد. سه سال است که شبهای جمعه درِ چایخانه را باز میکنند. این چایخانه کوچک و ساده، برکات زیادی برای محل داشته است.
خدیجه بیگمموسوی معروف به «بیبیحسینی»، مادر دلسوز و معلم قرآن محله مقدم است. خیلی وقتها منزل آنها پاتوق روضههای محلی است و او آموختههایش را به همسایهها انتقال میدهد.
سجاد غوریانی از ششسالگی در روضههای خانگی خانواده، مداحی را شروع کرده است. او سال گذشته در مسابقات قرآن و مداحی توانست مقام اول ناحیه۲ آموزشوپرورش را کسب کند.
ماجرای روضههای خانه سرور موسوی به سی سال پیش برمیگردد، زمانی که تصمیم میگیرد در دهه آخر صفر در خانهاش روضه بگیرد. روضهای که این روزها بهدست بچهها و نسل جدید خانواده اداره میشود.
برای دیدن یا شرکت کردن در مراسم تشتگذاری لازم نیست هزاروچندصدکیلومتر راه را طی کنیم تا به اردبیل برسیم. بیش از ۴۰ سال است که خانواده نباتیمقدم این رسم چندصدساله را در مشهد بهپا میدارند.
حسن قنبری صاحب خانهای است که طبقه دومش به نام روضهخانه حضرت رقیه (س) است؛ خانهای که حسنآقا به یاد روضههای مادرش و هیئتداری قدیمیها چندسال پیش آن را خریده است.
از چهارسالگی مادرم به من شعر یاد میداد و من در جمع خانوادگی دکلمه میخواندم. پدر و مادرم خیلی تشویقم کردند تا این مسیر را ادامه دهم. در نهسالگی در مجمعالذاکرین با استاد کفشدارطوسی آشنا شدم.
ورثه مرحوم فروغی که از خیران محله مهرآباد هستند، با اعضای هیئت خانگی «هیئت شیفتگان ولایت امیرالمومنین (ع)» آشنا شدند و ساختمانی دوطبقه را با نیت وقف، بهصورت یک ساله در اختیار اعضای هیئت گذاشتند.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
حاجعباس بچهها را از کوچه و خیابان جمع میکرد و مینشاند دور هم. همه کارها و مسئولیتهای هیئت را هم به خود بچهها واگذار کرده بود. نقطه شروعش اینجا بود و بعد یکییکی آدمها اضافه شدند و هیئت پا گرفت.
اگر در ماه محرم و صفر، گذرتان به کوچه شیخصدوق ۱۳ در محله خیرآباد بیفتد، حداقل سیصدنفر از اهالی محله را خواهید دید که دوطرف پیادهرو روی صندلی نشستهاند و مراسم عزاداری برای اباعبدالله (ع) برگزار میکنند.
مداح سرشناس مشهدی، خدمت به اهل بیت (ع) را با آموزش به نوجوانان کامل کرده است و از میان ۱۵۰ شاگردش تاکنون حدود بیست نفر مداح و دکلمهخوان و ده نفر خادم حرم مطهر شدهاند. میگوید: روش آموزش، تقلیدی است.
این روزها در صحن امامحسنمجتبی (ع) روضهای برپاست که پیش از آغاز، نام مهدیقلیخان قرایی از بلندگویش شنیده میشود؛ کسی که اموال و املاک بسیاری را وقف حرم امامرضا (ع) کرد.
کوچه مهر مادر ۱۹ با ساکنانی معمولا قدیمی، فضایی مناسب برای زندگی اجتماعی دوستانه و مسالمتآمیز فراهم کرده است. حضور پایگاههایی با شالوده دینی مثل مسجد نیز باعت تقویت ارتباطات اهالی شده است.
محسن پورنامدار میگوید: ۴آذر سال۱۳۴۴ بابا شدم و درست سهروز بعد به شکرانه این اتفاق، هیئت را تأسیس کردم. آن زمان هیئت به نام امامهادی (ع) خیلی کم بود و نام ایشان غریب بود.
زهرا صبوحی از مادرش چنین یاد میکند: همیشه به من میگفت «برو در حیاط را باز بگذار و درِ خانه همسایهها را بزن و بگو بیایند روضه». میگفتم: «مادرجان! پرچم را میبینند و خودشان میدانند روضه است، اگر بخواهند میآیند». و اینگونه سالبهسال روضه ما شلوغتر میشد.
خانه مرحوم حیدری، فقط یک خانه قدیمی ساده در انتهای شهرک شهیدباهنر نیست، بلکه از وقتی هیئت انصار المحسن (ع) شکل گرفته، قلب تپنده محله محسوب میشود؛ یک حسینیه کوچک برای همه اهل محل.
کسی از راز روضههای خراجبیگم خبر ندارد. برگزاری روضه صبحهای پنجشنبه؛ نه یک بار و دو بار، بلکه ۵۲ بار در سال. یک دهه عزاداری برای سیدالشهدا (ع) را هم که اضافه کنیم، باید به حسابوکتاب اجرش غبطه خورد.