حسین مرادیان را با دوربین عکاسیاش میشناسند. جزو عکاسان زمان انقلاب است و صدها عکس از او در مراکز مختلفی همچون بنیاد شهید و آرشیو بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاعمقدس نگهداری میشود.
۶۰ پاکبان منطقه ۹ و ۱۰ در ایام اربعین به نظافت شهر نجف کمک کردند. این شصت نفر، نهتنها با جارو و سطل، بلکه با «اذن خدمت» از امیرالمؤمنین (ع) آمده بودند تا در میان عرق و گردوغبار، مسیر عشق را برای زائران اربعین پاکیزه نگه دارند.
در دوره رضاشاه، بهزور چادر از سر زنان کشیده میشد. روزهایی که یا خیلی از زنان را خانهنشین کرد یا آنان را هنگام حضور در محافل عمومی با ترسی همیشگی همراه نمود.
محمد علی خدادادپور، میگوید: یک روز از سمت خانه به سمت ابتدای مهرآباد میرفتم که کتفم به کتف آدم دیگری خورد. او هم ناراحت شد و گفت: آقا مگر کوری؟ یک لحظه دستم را گذاشتم روی چشم چپم و دیدم چشم راستم هیچی نمیبیند.
بیشتر رانندگان پایانه مسافربری امامرضا (ع) مشهد عشق جاده و اتوبوسهایشان هستند. مثل مجتبی تقوی که با وجود داشتن دکترا هنوز هم اتوبوس دارد. یا همچون محمد ماهرو که سرمایهاش برای شروع کاری دیگر کم نیست، اما علاقهمند رانندگی است.
محمدعلی قنبری، پیرغلام هیئت حسینی گلشهر، سالهاست زیر پرچم امام حسین(ع) زندگی کرده است. قصه زندگی او، پیش از آنکه به علمداری در هیئت حسینی گلشهر برسد، از کوچههای کابل آغاز میشود.
سیدعلی میرمرتضوی در آستانۀ نودودوسالگی عضو هیئتمدیرۀ «ابوالفضلیهای سراب» و عضو هیئتمدیرۀ هیئت «جاننثاران حضرت زهرا (س)» هفدهشهریور و یکی از مؤسسان خیریۀشان است.
امیراحمد عطامنش متولد محله احمدآباد است و دوران کودکیاش را در دهه ۵۰ در کوچههای بولوار رضا گذرانده. هرچند او این روزها دیگر ساکن این محله نیست، هنوز دل درگرو خاطرات گذشته و بازیهای کودکانهای که با همسنوسالانش داشته، دارد.
زهرا زارعی از گذشته محلهای میگوید که امروز خیلی تغییر کرده است. قدمزدن همراه با او در محله سیدرضی، به ما صفهای طولانی دهه۶۰ و ۷۰ و صمیمیت اهالی برای پیشرفت محله را بهخوبی یادآوری میکند.