کسب و کار - صفحه 2

فیروزه‌تراش قدیمی ساکن محله شهید‌بهشتی بود که سال‌ها نامش با ارادت به اهل‌بیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آن‌قدر در کارش ماهر بود که آمریکایی‌ها، سفارش کارشان را به او می‌دادند.
۳۵ سال زندگی مشترک آقای حسن مومنی و همسرش با کارآفرینی و کارگری همراه شده است. مومنی می‌گوید که آنها از همان آغاز زندگی مشترک، پیوند کاری نیز با هم بسته‌اند.
محمد رجب‌زاده آبرود چهاردهه است در چهاردیواری ساعت‌سازی امید، ساعت‌های مرده را تحویل می‌گیرد و به عقربه‌هایشان جان تازه می‌بخشد.
زینب شیبانی‌راد پس از آنکه کسب‌وکار آنلاین‌شاپی خود را تعطیل کرد، به سمت تولید پوششی آمد که خیلی‌ها به او می‌گفتند: مگر از چادر استقبال می‌شود که تو آن را تولید می‌کنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید می‌کنم.
صفیه محمدعلیخانی، بانوی دهه هفتادی است که در کنار مادری برای چهار فرزند قدونیم‌قد، تسهیلگری و توسعه روزافزون کسب و کارش به عنوان یک تولیدکننده را نیز پیش می‌برد. او پس از شش سال رسما مجوز تولید محصولات سلامت‌محورش را گرفت.
حاجی‌کردستانی سطل‌ساز را همه می‌شناسند. او می‌گوید: در قدیم این‌طور شغل‌ها مخصوص اهالی پایین‌خیابان بود، اما حالا دیگر کسی این شغل را ندارد و یادش نمی‌آید از روز‌هایی که سطل‌ها را به ۳ قران می‌فروختند.
اطرافش چرخ‌هایی است که نشان شیر دارد، از همان‌هایی که روزگاری کنار درگاهی خانه‌ها جای داشت. چرخ روزگار حجره حاج‌محمد سهیلی نیم‌قرن است که با تعمیر همین چرخ‌های خیاطی کوک است.
حسین احمدی ۱۰‌سال پیش با یک دستگاه بافتنی خانگی از هرات به مشهد مهاجرت کرد و از همان زمان در فکر زنده‌کردن دوباره این هنر بود. او هنوز جوان بود که به قول خودش شد همه کاره این کار و حالا دیگر کارش گیرِ کسی نیست و یک استاد تمام‌عیار است.
جلال اسکندری ۵۰ سال است که در محله حسین‌باشی در منطقه دو به کسب‌و‌کار در حوزه پرده فعالیت دارد.
مسجد غدیر باباعلی در آغاز هر ماه، میزبان بازارچه «برکت» است. در این بازارچه بیش از شصت‌بانو محصولات و هنر‌های دستی خود از‌جمله غذا‌های آماده، شیرینی‌جات، آجیل، پوشاک، گیاهان آپارتمانی، دکوری و زیورآلات را برای فروش عرضه می‌کنند.
راسته بازار مسگران مشهد حوالی خیابان «سرخس» از بازارهای قدیمی مشهد است. اغلب کسبه آن سابقه‌ای نزدیک به نیم قرن دارند. پیشینه مسگری به ۵ هزارسال قبل می‌رسد و یکی از هنر‌های سنتی ایرانی به شمار می‌آید.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگی‌اش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاش‌های بی‌وقفه‌اش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغال‌زایی کند.
طاهره صفار‌کاخکی طی سی‌سال خدمت، علاوه‌بر تدریس و مدیریت مدارس مختلف، هنرش را هم به شاگردانش آموزش داده است. او در زمان جنگ برای رزمندگان کلاه و شال می‌بافت و حالا هم برای پاکبانان محله‌اش کلاه بافته است.
خانواده آقای ذاکری بعد‌از ورشکستگی پدر و زخم‌خوردن از دوست و آشنا، اگرچه تا مرز نابودی رفتند، اما به لطف و مهربانی بانوی خانه یعنی طیبه قدسی‌سنگانی مأیوس نشدند. طیبه خانم با کار‌های خانگی، زندگی‌اش را حفظ کرد.
کسبه خیابان شیخ‌صدوق، صاحب این مغازه را به‌خوبی می‌شناسند؛ برای همین وقتی به کارشان گرهی می‌افتد، یک‌راست می‌آیند به پرده فروشی سجاد. او که میان اهالی به «ممد‌شیخ» معروف است، می‌گوید که خستگی از کار، برایش معنا ندارد.
نیم‌قرن است شیوه کار دوچرخه‌ساز محله شهیدبهشتی تغییر نکرده است. عباس ابن‌حسینی از کودکی دوچرخه‌سوار بوده و از نوجوانی وارد حرفه دوچرخه‌سازی شده است؛ مسیری که باعث شده تغییرات دوچرخه را در این سال‌ها با دستان خودش لمس کند.
اعظم برومند از همان بانوانی است که علاقه‌اش به کار‌های هنری، او را از بیکاری به خلاقیت رسانده است و امروز گل سر‌هایی می‌سازد که طرفداران خاص خودش را دارد.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشه‌هایش با خط نستعلیق و به‌رنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفش‌های خود را از حاج حسن می‌خرند. می‌گوید: کفش‌ هم دوره‌ دارد.
اگزوزساز محله خیرآباد با نصب تصاویر شهدا در مغازه‌اش، حال خوبی دارد. او به وجود تصاویر شهدا در مغازه اگزوزسازی‎اش مباهات می‌کند و آن را مایه برکت کسب‌وکار و بهتر‌شدن حال و احوال دلش می‌داند.
اینجا کارگاه کوچک خیاطی‌ام‌البنین وطن‌پرست معروف به «خانم مهربان» است؛ زنی که به‌همراه همسرش، چرخ خیاطی را به ابزار رویش و یاری تبدیل کرده است. بیش‌از بیست‌سال است که زندگی‌ این بانوی هنرمند با نخ و سوزن و پارچه گره خورده است.