کسب و کار - صفحه 11

سابقه آشنایی‌ لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمی‌گردد که دیگر در‌میان خانواده نیست. شاید همین‌ها باعث شد که توانمند‌کردن افراد توان‌یاب به فهرست آرزو‌های اولویت‌دار لیلا تبدیل شود.
جواد کریمیان هر مناسبتی رخ می‌دهد، بی‌تفاوت نمی‌ماند و بنر بزرگی را روی سر‌در مغازه‌اش نصب می‌کند تا به همه یادآوری کند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد. از شهادت رئیس جمهور تا ماجرای ترور اسماعیل هنیه.
محمدرضا مهتاش تحصیل‌کرده کشاورزی با گرایش زراعت و اصلاح است و چند سالی است به همراه پدرش در این شغل فعالیت می‌کند. او می‌گوید: کار ما شبیه کار داروخانه‌هاست.
یحیی اخلاقی ۶۲ ساله مدت ۴۵ سال است که در حرفه نانوایی کار می‌کند. او از سال‌۷۸ به محله بهشتی و در این مدت تغییری در کیفیت نانش ایجاد نشده است.
علی‌آقا از وقتی به یاد دارد، پای تنور بوده است. او بین در و همسایه، معتمد محله و کاسبی خوش‌برخورد به حساب می‌آید که انسانیتش را از کسی دریغ نمی‌کند. نمونه آن هم دیوار مهربانی نانوایی‌اش است.
سیدعلی‌اصغر اسدی یکی از شاگردان قدیمی‌ترین عینک ساز مشهدی است. او می‌گوید: در ۱۳۲۳ اولین عینک‌سازی «هیمالیا» بود من سال ۱۳۳۵ شاگرد عینک‌سازی شدم از آن تاریخ تا به امروز در این مغازه مشغول به کارم.
«زَرپران» که عموم مردم آن را زعفران تلفظ می‌کنند، گران‌ترین ادویه جهان است که لقبِ «طلای سرخ» یا «طلای کویر» را از آن خود کرده است. زعفران این قابلیت را دارد تا به‌عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری مطرح شود.
در مطلب زیر تلاش کردیم فهرستی از خیابان‌های مشهد که بورس خرید گل، مبلمان، سیسمونی، مانتو، لباس، کیف و کفش، پرده، موبایل، لوازم هنری و صنایع دستی هستند را به شما معرفی کنیم.
نرجس محمددوست بانوی سرپرست خانواده و کاسب محله بهشتی است. بیشتر اهالی محله بهشتی او را می‌شناسند و اخلاق خوش و خوش‌حسابی‌اش اعتبار او در کسب و کارش شده است.
مجموع روزبازارها و شب‌بازارها در سطح شهر مشهد ۲۶ مورد است که بدلیل تنوع محصولات و قیمت مناسبشان با استقبال خوب مشتریان روبه‌روست.
بدون شک بسیاری از کتاب‌خوان‌های شهر حداقل یک‌بار سروکارشان به محمد رجبی یا به قول خودش «محمد آرزون‌فروش» افتاده است. او که خوره فیلم و کتاب بوده، در جوانی تصیم گرفت خودش کتابفروش شود.
مجید عنبرسوز که حدود چهل‌سال است کاسبی می‌کند، ویژگی‌های یک کاسب خوب را دوست‌داشتن مردم و ایمان به خدا می‌داند. مردم همیشه به‌خاطر ارزان‌فروشی از آقاجانم تشکر می‌کردند.
در آن روز‌های کرونایی که رنج ورشکستگی، سوز سرمای زمستان را برای خانواده کوچک بختیاری مضاعف کرده بود، دلشان فقط به یک چیز گرم بود؛ اینکه نمی‌خواهند پیش پای مشکلات، سر خم کنند.
فاطمه کدخدایی می‌گوید: بیش‌از هفتاد‌نفر در این بازار فعالیت می‌کنند. چون ورودی بازار معمولا پر‌رفت‌و‌آمدتر است، از این رو برای رعایت عدالت هر‌روز پیش از شروع به کار، قرعه‌کشی می‌کنیم.
حسن حسینی می‌گوید: دوران کودکی‌ام به خیابان دانش «پل فردوسی» می‌گفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
این پسر هنرمند که راه آینده شغلی‌اش را پیدا کرده‌است، در فضای مجازی صفحه پرمخاطبی با موضوع کارش دارد که نمونه‌های سفارشی زیادی از آن طریق قبول می‌کند.
بیشتر همسایه‌های کوچه امام‌خمینی‌۸۹ قدیمی هستند و دست‌کم بیشتر از سی‌سال است که یکدیگر را می‌شناسند. به گفته خودشان شاید در طول هفته یک مرتبه اقوامشان را ببینند، اما همسایه‌هایشان را هر‌روز می‌بینند.
هادی سوقندی بیست‌سالی می‌شود که مغازه سوپر‌مارکت دارد. او یکی از کاسبان معتمد و امین محله است که مشتری‌ها و مغازه‌دار‌های اطرافش بدون حساب‌دفتری از او خرید می‌کنند.
فتح‌الله صادقی از تعمیرکاران قدیمی کفش در محله جنت است. می‌گوید: قدیم به دلیل قناعت و فرهنگ بهینه مصرف که بین مردم رواج داشت تا جایی‌که ممکن بود، از وسایل مصرفی استفاده بهینه می‌شد.
محمدرضا نوری دلوئی می‌گوید: علاقه‌ام به درس‌خواندن سبب شده بود در‌ کنار کار معلمی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.