کسب و کار - صفحه 5

من جعفر عقدایی، ۷۰ سال پیش در محله ساربان‌ها در پایین‌خیابان متولد شدم. در آن زمان کسب علم و سواد زیاد مرسوم نبود برای همین از ۷ سالگی پیشه‌ام را به‌عنوان شاگرد یک زین‌ساز آغاز کردم.
سماورسازی رجبعلی درواری یکی از مکان‌های قدیمی محله چهنو است. او ۴۰ سالی می‌شود با چکش و سندان و شعله آتش به جان سماورها می‌افتد.
محقق می‌گوید: حدود پنج‌سال پیش گلشهر رفتم و اولین‌بار غذایی خوردم به نام شورنخود. آن زمان به فکر تغییر شغل بودم و با دقت غذا را مزه کردم. از آنجا که در آشپزی دستی بر آتش دارم، برایم جالب شد که به این کار مشغول شوم!
عباس حافظ دربانی، از آن قدیمی‌های خیابان چهنوست. تاریخ زنده این خیابان از پنج دهه پیش است. او چهنوی قدیم را چنین یه یاد می‌آورد: ۳۰، ۴۰‌سال پیش این خیابان چهارتا مغازه بیشتر نداشت، یک بقالی، یک قصابی، یک نانوایی و یک عطاری، همین.
حسین داوودی، یکی از پوست‌فروشان دور میدان عدالت (اعدام سابق) است. می‌گوید: کوچه حسنقلی بازار بزرگ پوست‌فروش‌ها بود در‌آن‌زمان در کوچه حسنقلی روزانه هزاران پوست رد و بدل می‌شد، اصلا دنیایی داشت.
محمدحسن امیری‌پور متولد سال ۱۳۳۰ است و یکی از قدیمی‌ترین مسگر‌های شهر مشهد محسوب‌ می‌شود. این کاسب قدیمی محله کارمندان اول می‌گوید: وقتی مس سیاه شد، با پنبه قلع را به بدنه مس می‌مالیم.
حاج‌آقا کوثری از قدیمی‌‎های محله شیرودی است که از حدود ۵۰ سال پیش به این محل آمده است. می‌گوید وقتی به این محل آمده محوطه اطراف خانه‌اش، سراسر باغ‌هایی بود با دیوار‌های ممتد کاهگلی.
کشتارگاه قدیم مشهد تا سال‌۱۳۷۲ در تقاطع شهیدشیرودی و شهیدرستمی فعلی برپا بود. عباس کارگرنژاد آن زمان کافه‌ کنار کشتارگاه را می‌گرداند. او می‌گوید: سلاخ‌ها مشتریان همیشگی کافه چسبیده به کشتارگاه بودند.
فرق این نانوایی با بقیه نانوایی‌ها همین است؛ اینکه پشت تنور گرم نانوایی خیابان ظفری یک خانواده حضور دارند، شریک و همدل هم هستند و هر‌روز، صبحشان را با هم و پای تنور آغاز می‌کنند.
سه کاسب خوش‌نام خیابان شیخ صدوق، اخلاق و اعتقادات مشترکی دارند و همین شباهت‌ها، ریسمان رفاقتشان را با گذشت سال‌ها از آغاز همسایگی، محکم نگه داشته است.
جاروباف کهنه‌کار تلگرد به استحکام محصولی که درست می‌کند، ایمان دارد. به اینکه مشتری برود و چندسال دیگر برای خریدن جارو برگردد، برای او افتخاری محسوب می‌شود، هرچند به ضرر خودش تمام شود.
طوبی صدیقی در این حرفه آن‌قدر آزمون و خطا کرد تا امروز جزو معدود بانوان تولیدکننده انبوه گل و گیاه آپارتمانی در شهر باشد و سالانه تولید بیش‌از ۳ هزار گل و درختچه آپارتمانی برعهده آنها باشد.
رضا خوشدل هم حساب دفتری دارد، هم قسط‌بندی می‌کند. همه مشتری‌هایش را می‌شناسد. این‌وسط کسانی هم هستند که قسط‌ها را به‌موقع پرداخت نکنند اما این خلف وعده‌ها پشیمانش نکرده است.
مو‌سپید‌کردن آقا‌رضا در کوچه سراب باعث شده جایگاه ویژه‌ای بین اهالی داشته باشد. او گوش شنوای همسایه‌ها و کسبه محله است. پای درددل‌ها می‌نشیند، آشتی برقرار می‌کند و در مراسم خواستگار نقش بزرگتر را بازی می‌کند.
غلامرضا ده‌دولانی ۱۲ سال پیش همسرش را به‌خاطر بیماری از دست می‌دهد. او قبل‌از فوت همسرش نذر داشته روز‌های عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
کوچه رسالت‌۷۲ به‌دلیل داشتن همسایه‌های همدلی که سرمایه‌های اصلی محله بلال به شمار می‌روند. انگشت اشاره هر‌کدام از اهالی، نشانه‌ای است برای راهنمایی مغازه همسایه‌های خوش‌نام و قدیمی‌شان.
بخشی‌ها اولش مغازه خیلی کوچکی به‌اندازه پراید داشتند. سطل خالی را که می‌بردی، روی آن شماره می‌زد، توی آن شیر را مایه می‌کرد و فردا سطل پر از ماست را تحویل می‌داد.
فاطمه طاهری که در‌جریان سیل سال گذشته، همه سرمایه و حتی همسرش را از دست داد، دست از تلاش برنداشت. کارگاه خراطی را دوباره راه‌اندازی کرده و اکنون در این حوزه حتی مسیر کارآفرینی را از سر گرفته است.
بازارچه مسجد در محله فاطمیه بعد از گذشت ۴ سال، جای خود را بین مردم باز کرده است. این بازارچه فقط محلی برای دادوستد نیست؛ جایی است که زنان محله، توانمندی‌های خود را به نمایش می‌گذارند.
حبیب‌الله، پینه‌دوز خیابان سرخس است. روایت او از بوی عید و کفش نو و خاطراتی غریب از نوروز آن روزگار است. می‌گوید: کرسی‌ها اولین چیزی که قبل نوروز جمع می‌شد و بعد آن فرش‌ها شسته می‌شدند.