کسب و کار

بازدید از بازارچه‌ محصولات دستی بانوان، در کنار بوستان مادر و کودک را از دست ندهید.در این بازارچه، رؤیا‌های کوچک بانوان تولیدکننده با واقعیت بازار گره خورده است و هر غرفه، قصه‌ای از ایستادگی را روایت می‌کند.
میرزامحمد صادقی پانزده‌سال آزگار است که هر صبح، در سرما و گرما، مسیر خانه‌اش در محله فجر را تا مغازه نقلی‌اش عصازنان طی می‌کند، به امید مشتری‌هایی که به معجزه دست‌های سالخورده و لرزان او برای نوکردن کفش‌های کهنه‌شان اعتماد دارند.
سیده‌مرضیه جاویدی، معروف به «بی‌بی‌خانم» را بسیاری به‌عنوان کنشگری اجتماعی در محله مهدی‌آباد می‌شناسند؛ زنی که آوازه‌اش از محل زندگی‌اش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران در آستانه ازدواج درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
‌سیدمهدی کفاش‌بخارایی از روزگار گذشته صنعت چرم خاطرات بسیاری دارد؛ روز‌هایی که پدرش یکی از چرم‌فروشان شناخته‌شده مشهد بود و رفت‌وآمد مشتریان و اهل این حرفه، بخشی از زندگی روزمره خانواده به شمار می‌آمد.
همه پیشینه و دستاورد‌های خانواده یزدانی در عرصه تولید، فروش، آموزش و پژوهش از محله کوی مهدی رقم می‌خورد.کارگاه پنج‌شش‌متری یزدانی‌ها، چهار دستگاه تراش دارد که دونفر از اعضای این خانواده در آن مشغول کارند.
هانیه دهقان‌نیری، سرآشپز و مدرس مشهدی نه‌تنها در عرصه آشپزی و قنادی نامی شناخته‌ شده است، بلکه می‌کوشد مفهوم «گاسترونومی» یعنی پیوند میان غذا، فرهنگ و سبک زندگی را در مشهد و سراسر ایران گسترش دهد.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازه‌ای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانسته‌اند با خلاقیت و اجرای تکنیک‌های متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژه‌های دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
سه همسایه خیابان امیرالمؤمنین(ع) ۲ در یک محله رشد کرده‌اند و کار و کاسبی‌شان هم جان گرفته است، احوالشان به سلام‌وعلیک‌های روزانه با هم گره خورده است؛ معمولا پاتوق نیم‌روزه‌شان پیش از نماز ظهر، جلو انگشترسازی قدیمی آقاعلیرضاست.
علی‌اصغر معلم، کاسب افغانستانی محله پایین‌خیابان، بیشتر از ۴۵ سال است شغل پدری‌اش را از هرات جمع کرده و آورده است به ایران و در کنار بارگاه امام‌رضا (ع) پارچه می‌فروشد و از برکت همین همسایگی و روزی حلال، چهار فرزندش را بزرگ کرده است.
لباس نظامی‌ها به رایگان در این خیاطی دوخته و تعمیر می‌شود؛ این بنر را خیاط کهنه‌کار محله گاز بالای سر مغازه‌اش نصب کرده، می‌گوید: خیلی‌ها شوخی و جدی آمدند گفتند نکند پای جاسوس‌بازی در میان است؟ می‌گفتم من فکرم تا همین‌جا قد می‌داد!
گلیم کلات و به ویژه گلیم پلاس در خطه خراسان و مشهد، هنری ریشه دار در خطه خراسان است که هم در روایت‌های خانوادگی بافندگان و هم در نگاه پژوهشگران فرش دست باف، ظرفیتی زنده برای توسعه فرهنگی و اقتصادی به شمار می‌آید.
غرفه‌داران بازارچه مسجد امیرالمؤمنین(ع) در محله گاز، نیتشان از کسب‌و‌کار، فراتر از کسب روزی حلال است. آنها با فروش محصولاتشان و اهدای بخشی از سود خود، قدمی کوچک برای کمک به جبهه مقاومت بر می‌دارند.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه می‌شناسند. حاجی با اینکه عمری از او می‌رود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، می‌گوید: «هاون ما روغن را نمی‌سوزاند اما دستگاه‌ها روغن را می‌سوزاند.
«غلامحسین آشنا» از ساکنان محله کشاورز است. آشنا ۲۶‌ سال از ۴۷‌سالی را که از خدا عمر گرفته نان سفره زن و بچه‌اش را از تنورِ تنورمالی بیرون آورده است. او می‌گوید: قبل‌تر‌ها «تنور» سرجهازی هر خانه بود.
سیدکریم جمالی‌رضوان ۴۰سالی است که دلوساز چرخ زندگ‌اش را می‌چرخاند. او شاگرد حاجی‌کردستانی دلوسازی معروف محله جلالیه بوده است. او در ابتدا کار فروش لاستیک‌های ماشین را انجام می‌دهد و در ادامه دلوساز می‌شود.
امیر کاظمی به عنوان جوانی بیکار و از سربازی برگشته در محله شهیدرجایی از صفر شروع کرد. او حالا در ۳۱ سالگی دارای آموزشگاه موفق کامپیوتر با سه شعبه در نقاط مختلف مشهد است.
بیش از نیم‌قرن است که درون کوچه‌کاهی ِشهرک شهیدرجایی خانه‌ای وجود دارد، خانه‌ای که در آن زنی زندگی می‌کند که دیگر اسم خودش را هم به‌یاد نمی‌آورد، آن‌قدر که به او گفته‌اند خانم‌آقا.
مغازه کوچک ابوالقاسم مهریزی همیشه پر از کتاب است. کتاب‌هایی که برای صحافی آورده‌اند. او دنیای کتاب را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد و عمری را با بوی کاغذ گذرانده و حالا یک کتابخانه متفاوت دارد.
محمود صفرپور یکی از اصلی‌ترین تولیدکننده‌های انگشتر‌های طرح ترک در ایران است؛ کاری که به گفته خودش ابتدا به‌طور انحصاری در دست خودش بوده است، اما حالا چندتایی رقیب دارد. او برای رسیدن به این جایگاه، رنج‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است.
مشهد جزو نخستین شهر‌هایی است که صاحب کارخانه مبل‌سازی شد؛ آن هم به همت کارآفرینی به نام «حاج‌حسین هرمززاده» که تقریبا همه او را به نام «آقای مبل دقت» می‌شناسند و حالا به تکه‌ای از هویت شهر تبدیل شده است.