محمد سلیمی یک مشاور امین بود؛ فرقی نداشت چه کسی برابر او ایستاده باشد. خواه یک غیرنظامی منحرف باشد و خواه یک افسر عالیرتبه. او همانی است که صریح و بیپرده، بدون واهمه از بهخطر افتادن موقعیتش، اصول اعتقادی و موازین اخلاقی را یادآوری میکرد.
دکتر علوی تعریف میکند: سال ۷۱، برای اولین بار بود که یک زن از یک شهر مذهبی خود را مطرح میکرد و نامزد نمایندگی شده بود. آن سال برای اولین بار بود که خانمی از شهرستان در مجلس حاضر میشد.
معصومه رضاپور دهسالی میشود که بازنشسته شده، اما خیرخواهیاش تعطیلی نمیشناسد، او هر بار یک تیم متشکل از پزشک اطفال، ارتوپد، زنان پرستار به روستاهای محروم استان میرود.
همه حاجکاظم را به امور عامالمنفعهاش میشناختند. کمتر کسی باور میکرد همین مرد بیریا، روزهای بسیاری توی یکی از اتاقهای خانهاش با مبارزان حلقه اصلی انقلاب همچون چهره رهبر معظم انقلاب همسفره میشود.
حجتالاسلام آزموده میگوید: ما معمولا از همین محله چهلپنجاهنفری راه میافتادیم بهسمت سیمتری، میدان شهدا و بعد هم معمولا راهپیماییها به حرم یا بیت آیتا... شیرازی ختم میشد و برمیگشتیم.
عصر ۱۶ دی۱۳۵۶ نامههای لاکومهرشده محتوی برگههای «مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه» از وزارت اطلاعات و جهانگردی به دو روزنامه اطلاعات و کیهان میرسد تا در شماره روز بعد به مناسبت سالگرد کشف حجاب به چاپ برسد.
علیاکبر ظفری یکی از شاهدان عینی واقعه ده دی مشهد میگوید: نیروی ارتش در اسکورتی منظم بهقصد انتقام از روز پیشین بهشکل کارناوال (رژه همگانی) مرگ بهراه افتادند و اینبار برای کشتار مردم تانکها را نیز در خیابانها بهراه انداختند.
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش مینشیند، با اهالی خوشوبش میکند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون میآورد و چندبیتی مینویسد. شعرهای زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.
یکی از اولین واحدهای رزمی که با شروع جنگ ایران و عراق، خودش را به منطقه نبرد میرساند، لشکر خراسان است و به دلیل همین ایستادگی، ۵ هزارو ۲۴۵ شهید، ۲۸۰ مفقودالاثر، ۱۵ هزارو ۹۴۹ جانباز و ۲ هزارو۸۶۵ اسیر داشت.
در چهارراه استانداری تانک چند زن و بچه را له میکند و نارنجکهای اشکآور و گازهای خفهکن فضا را رنگ میزند. در درگیریهایی که در میدان شاه رخ میدهد، چند ساواکی بهدست عدهای نامعلوم کشته میشوند و اجساد تکهتکه آنها از درختان آویزان میشود.
در ابتدای محدوده گلشهر، بوستانی قرار دارد که نامش وامدار شهداست. در بوستان آلالهها مزار سه شهید انقلاب قرار دارد؛ شهدایی که در روز خونین مشهد یعنی دهم دیماه به شهادت رسیدند؛ اسماعیل صفری، محمد تدینچرمه و محمود قویدل.
روز نهم دیماه ۱۳۵۷، گروههایی از اقشار مختلف مردم ابتدا در بیوت آیات سید عبدالله شیرازی، سیدحسن طباطباییقمی و سیدمحمدکاظم اخوانمرعشی اجتماع میکنند و بعد از سردادن شعارهایی علیه حکومت، راهپیمایی آغاز میشود.
بتول چراغچی از شهدای انقلاب در ۵۱ سالگی در مبارزه با نظام ستمشاهی در مشهد مقدس به شهادت رسید. او اولین شهید خانواده، عمه شهیدولیالله چراغچی و مادر شهیدامیرمحمد روشنروان است.
حوادث پیدرپی مشهد سبب شده است این شهر در طول تاریخ، تبدیل به یک خاستگاه منحصربهفرد فکری در کشور شود. در جریان مبارزات انقلاب، منطقه ما نیز یکی از نقاط پر حادثه در ایام انقلاب است.
سیدعلی کاشفالحسینی در بحبوحه مبارزات مردم علیه رژیم شاهنشاهی در چهارراه شهدا و هنگام تظاهرات خیابانی به دست دژخیمان نظام طاغوتی هدف گلوله قرار گرفته و قطع نخاع شد.
دبستان دولتی گوهرشاد در کوچه روشنایی سابق که به کوچه خامنهای نیز معروف است، خاطرات زیادی را از دوران انقلاب در حافظه معصومه شیخبرادران ماندگار کرده است.
زکیه لسانی مبلّغ و سخنوری است که در سالهای پیش از انقلاب بارها دستگیر شد و پروندۀ سیاسی و سابقه حبساش در زندانهای برخی از شهرستانهای خراسان موجود است.
گلولهای نصیب جمشید مهدویکوچکسرا شد. میگوید: «اشهدم را گفتم و از حال رفتم. من را انداخته بودند در یک ژیان و به بیمارستان شاهرضا رسانده بودند. با آخرین رمقی که داشتم، اسمم، راهآهن و کوچه بهآفرین را گفته بودم.»
علی اکبر جهان تعریف میکند: عملیات کربلای ۵ درست دو هفته بعداز عملیات کربلای ۴ در منطقه عملیاتی بصره و شلمچه آغاز شد. نقطه آغاز عملیات نیروهای ما از محلی به نام «دریاچه پرورش ماهی» بود.
روزنامههای مشهد در شروع دیماه۱۳۵۷ هنوز در اعتصاب هستند که اتفاقات مهمی در مشهد میافتد؛ اتفاقاتی که بیشتر آنها به درگیری ۲۳آذر انقلابیها و طرفداران حکومت در بیمارستان شاهرضا مرتبط است.