انقلاب - صفحه 7

داستان زندگی علی‌اکبر نائمی از روستایی در قائنِ خراسان شروع می‌شود و به بودن در میان سران و درباریانی مانند هویدا و سرهنگ جلالی و... می‌رسد و سپس به ۱۵ سال همراهی در رکاب آیت‌الله عبادی ختم می‌شود.
غلام تنومند از پایه‌گذاران جلسات هفتگی اَحکام در طرق و یکی از شاهدان عینیِ ۹ دی‌۱۳۵۷ مشهد، سربازی است که تیربارش را رها کرد و به مردم پیوست.
اهالی طرق از ژیانِ زردی یاد می‌کنند که صاحبش یک روحانی آگاه و مبارز به نام حاج آقا جاهدی بود و شاه‌دوست‌ها با پنچر کردن چرخ‌هایش، شکستن شیشه‌هایش، تلافی صحبت‌های انقلابی حاجی را سرش درمی‌آوردند.
اهالی محله طرق در زمان انقلاب شاید تعدادشان به ۳۰۰ نفر هم نمی‌رسید، اما همین افراد، راه مقابله با رژیم پهلوی را بلد بودند، از قرار‌های شبانه روی پشت‌بام بگیرید تا مبارزه‌های علنی در خیابان و گوش دادن به نوار‌های سخنرانی امام.
در پی فاجعه تکان‌دهنده شهادت عبدالکریم هاشمی‌نژاد، مردم به خیابان‌ها ریختند، آن‌چنان که مشهد شاهد عاشورایی دیگر بود. خراسان در این روز می‌نویسد: «خراسان یک چهره دانشمند انقلابی را از دست داد.»
شهید علی علیزاده عاشق مادرش بود. یکی از اصولی که برایش اهمیت فراوانی داشت احترام به من و مادرش بود. هر بار که به مرخصی می‌آمد اگر برای مدت کوتاهی هم بود، باز هم یک روز را برای مادرش می‌گذاشت.
مشهد صد سال پیش یک خیابان مدرن دارد به اسم ارگ که نخستین سینما‌ها در آن پا می‌گیرند و هر‌سال هم بر تعدادشان افزوده می‌شود، آن‌چنان‌که یک راسته یا دالان سینمایی شکل می‌گیرد.
پری‌خانم از دور به عکس شهید که شبیه پسرش بود، نگاه می‌کرد و زیر لب می‌گفت «مادرت برایت بمیرد؛ تو که سن و سالی نداری.» آهسته با خودش زمزمه می‌کرد و در دلتنگی پسرش برای آن شهید عزاداری می‌کرد.
زهرا موسوی‌نژاد از ساکنان محله انقلاب، جزو شاهدان عینی حادثه نهم دی ۱۳۵۷ است. او در این واقعه، جانباز می‌شود و مادرش نیز پس از تحمل جنایت خونین رژیم طاغوت، به شهادت می‌رسد.
مدرسه علمیه پیروان حضرت زهرا(س) در محله کوشش ابتدا کاربری مکتب داشت، اما بعدها به مدرسه علمیه با مدیریت مرحوم فاطمه زندی، از بانوان انقلابی مشهد، تغییر کاربری داد.
حاج محمود وظیفه‌دان خاطراتی از روزگاری که در مغازه نفت‌فروشی پدرش کار می‌کرده دارد: فاصله لوله تلمبه دستی تا دهانه گالن زیاد بود و وقتی نفت توی گالن می‌ریخت، مثل نوشابه کف می‌کرد.
حاج خانم نیک، مدیر مدرسه علمیه حضرت خديجه(س) می‌گوید: همسايه‌هاي محله بهشت سنگ‌بناي این مدرسه را گذاشتند. مکان اولیه حوزه در طبقه بالای حسینیه نصرت بود که فضای کوچکی داشت.
عالیه تقوی از خانواده شهیدان الحدادی و از بانوان تاثیرگذار آزاده‌ای است که ساکن مشهد است. او پس از تحمل اسارت و شکنجه آبان ماه سال ۶۱ درحالی که تنها بود راهی ایران شد.
«احمد مهرمشهدی» معروف به حاج «احمد افخمی» یکی از موذن‌های خوشنام محله امام رضا(ع) است. او در سیزده‌سالگی، موذن رسمی مسجد گوهرشاد شد و این افتخار تا ۴۰ سال بعد برای او باقی ماند.
زندگی برای علی‌اکبر حیدری یک‌جور نبوده است؛ گاهی با نامه «تهدید به ترور» به سراغش می‌آمدند و گاهی با کیسه‌ای پر از پول، او به خاطر اعتقاداتش تمام تلاشش را برای خدمت به مردم کرده است.
سید‌حسین مهدوی‌الحسینی، پسر ارشد آیت‌ا... سیدعلی، از نزدیکان رهبری پیش از انقلاب بود که در روز سوم دی ۵۷ و در سن ۲۱ سالگی در بین تظاهرکنندگان به شهادت رسید.
فریدون بهارلو از شهدای انقلاب اسلامی در مشهد است. او دوست داشت درسش را ادامه دهد و ۴۰ روز پس از شهادتش، دعوت‌نامه دانشگاه انگلستان برای پذیرفته شدن او در رشته هتلداری به دست خانواده‌اش رسید.
در دفاع از مهران، بچه‌های مومن مردانه جنگیدند، دشمن را لابه‌لای دشت‌ها و ارتفاعات منطقه در‌هم‌کوبیدند. در این عملیات محمدحسین ناصرالشریعتی شهید شد. به‌خاطر حضور دشمن در منطقه ۵۰ روز طول کشید تا پیکر شهید را آوردند.
اتفاق‌های عصر نهم دی‌ماه که پس‌از پایان راهپیمایی صبح آن روز و شهادت تنی چند از مردم رخ داد، باعث شد تا «یکشنبه خونین مشهد» در تاریخ مبارزات مردم ثبت شود. «حسن باقران‌شعرباف» درمیان شهدای آن روز، یکی از هم‌محله‌ای‌های ما بود که به درجه شهادت نائل شد.
منافقان یک بار مرداد سال ۶۰ مغازه‌اش را آتش زدند، اما باز هم حاج رضا پا پس نکشید و سرانجام منافقان سال ۶۳ با شلیک گلوله او را متوقف کردند.