جانباز

علی حناچیان بسیجی فعال ۷۶ ساله‌ای است که در دوران جنگ، پشت سنگر‌های جبهه، خدمات فراوانی برای پیروزی انقلاب و صدالبته جنگ تحمیلی، ارائه کرده است.
ابراهیم کار حرفه‌ای هنری‌اش را با بازی در فیلم «مهاجر» که ساخته آقای حاتمی‌کیا بود، ادامه داد و سپس به عنوان کارگردان، منشی صحنه، دستیار، برنامه‌ریز و ... در چند فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت.
محمد خلیل‌نژاد جانباز ۷۰ درصد جنگ تحمیلی می‌گوید: سال ۶۱ در عملیات رمضان مسئول گروه تخریب در محور امام رضا (ع) شهر خرمشهر بودم و همان جا پاهایم را از دست دادم.
غدیر رضایی یکی از پیشکسوتان و ورزشکاران نام آور مشهدی است که در رشته‌های دوچرخه‌سواری، دو و میدانی، وزنه‌برداری، بسکتبال و... فعالیت کرده است. او یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدّس است.
محمد‌مهدی فنایی حلاج سلیمی، ساکن محله صاحب‌الزمان (عج)، ۱۴ ساله بود که با دستکاری شناسنامه‌اش به جبهه رفت و حالا جانباز بودن یادگار آن روزهای اوست.
خدیجه خاتون فرید باغشاهی سه فرزندش را تقدیم این انقلاب کرده است. علی و حسن هر دو مفقودالاثر بودند و در ۱۹ سالگی آسمانی شدند. حسین، اما شهید دیگر این خانواده که جانباز ۷۰ درصد بود و بر اثر جراحات جنگ از پا درآمد.
سال ۵۸؛ علی‌اصغر آدینه جز نیرو‌های داوطلب سپاه برای مقابله با منافقان و ضد انقلاب بود که در درگیری با منافقان بر اثر اصابت گلوله به گردنش دچار مجروحیت شدید شد و بعد از تحمل سال‌ها درد و رنج به شهادت رسید.
نشان خیبر، بدر و مرصاد را بر سینه‌اش چسبانده‌اند. می‌گوید مرصاد و منافقانش از همه بدتر بودند. زندان ساواک را هم با طالقانی هم‌سلولی بوده است. این خاطرات حاج حسین دوستدار است.
در جزیره مجنون به دلیل پوشیده بودن زمین از آب یا خاک نرم معمولا کمتر گلوله و ترکش به رزمنده‌ها اصابت می‌کرد و بیشتر مجروحیت‌ها ناشی از موج انفجار بود.
علی مزدستان حدود ۱۰ سال است که ساکن مشهد و محله فاطمیه است. الان هم در پایگاه بسیج سیدالشهدای مسجد الزهرا فعالیت می‌کند. حاج علی جانباز است که ۲۷ بار چشمش و چهار بار هم بدنش را عمل کرده است.
مسیر مشهد تا تهران را با دوچرخه آن هم با یک دست یا یک پا پیمودن، چقدر سخت است، نمی‌دانم! اما حسین مؤیدیان و ۴۸ نفری که با او همسفر بودند با وجود جانبازی و معلولیتی که دارند ۶ سال است که این مسیر را می‌پیمایند.
روایت محمود نظام‌دوست، قصه مردی است که زمانی از مرز مرگ عبور کرد، اما هر بار با تعهدی پررنگ‌تر برگشت؛ مردی که زندگی‌اش شاهدی زنده بر تاریخ انقلاب و دفاع است حتی یک بار مجروح شد، اما به اشتباه خبر شهادتش به خانه رسید.
زمستان بی‌رحم کوه‌های غربی، جایی که نفس‌ها هم در سینه یخ می‌بندد، هم نتوانست عزم ابوالقاسم نهاوندی را برای دفاع از میهن بشکند؛ معلمی که روزی شهردار بود و ندای امام و عشق به وطن، او را از پشت میز مدیریت به سنگر‌های جنوب و قله‌های یخ‌زده غرب کشاند.
تیم بسکتبال جانبازان آسایشگاه امام‌خمینی (ره) بار دیگر موفق به کسب مقام قهرمانی کشوری شد. کسانی که قریب چهار‌دهه می‌شود هر‌سال در مسابقات قهرمان کشوری جانبازان در رشته بسکتبال باویلچر بر سکوی افتخار می‌ایستند.
استاد نجفی آرایشگر قدیمی محله رضائیه از ۱۳‌ سالگی دست به قیچی بوده. بردارش علی شهیده شده و خودش نیز از جبهه و جنگ یادرگاری دارد و جانباز است.
محمد کفشدار حسینی جزو یکی از این صد‌ها بزرگ ورزش خراسان در رشته تنیس روی میز است که به همت و تلاش ستودنی حسن باغبان، نامش در شش جلد کتاب ارزشمند دایرةالمعارف نامداران ورزش خراسان گردآوری و تدوین شده است.
سرهنگ سید‌هاشم موسوی می‌گوید: همیشه دنبال این هستیم که شعار بدهیم. هیچ‌وقت ابعاد زندگی شهدا را دنبال نمی‌کنیم و فقط می‌نویسیم او خوب بود. از ما می‌خواهید برایتان از خاطره‌هایمان بگویم و این خاطره حتما باید جذاب و قشنگ باشد.
میرفخرایی می‌گفت: توسط برادران دلاور به بوکس کشانده شدم و با کمک حسن دلاور دستکش به دست کردم و در باشگاه طاهر نزد استاد علی یزدزاد بوکس را فراگرفتم. سال۱۳۴۷ برای شرکت در مسابقات بوکس قهرمانی کشور از شیراز به مسابقات رفتم.
محمد شافعی جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس است که سال‌هاست برای نفس‌کشیدن به یک کپسول اکسیژن سفیدرنگ پناه آورده است. او کلکسیونی از مجروحیت است، زیرا هم مشکل بینایی پیدا کرده هم شیمیایی و اعصاب و روان.
همسر شهیدهاشم سنجری که سال‌ها علاوه‌بر نقش همسری، پرستار بوده می‌گوید: لحظه‌های آخر انگار که کسی را ببیند، خودش را خم می‌کرد و سلام می‌داد، خودش را به محل نماز خواندنش رساند و به‌آرامی جان داد.