بهروز شعیبی با توجه به باورهای شخصی اش بیشتر در فیلمهایی با مضامین دینی بازی میکند و فیلم نامههایی با همین مضامین را برای کارگردانی انتخاب میکند.
الهه پژوهي، بازيگر و دوبلور محله شفا میگوید: با وجود فضای سنتی محله، خانوادهام حساسیتهای مرسوم را نشان ندادند؛ مرحوم پدرم که از خیاطهای معروف مشهد بود، مشوق اصلی من برای ورود به عرصه تئاتر بود.
علی مسعودی میگوید: خودم خیلی شکمو هستم برای همین از رستورانهای مشهد زیاد برای دوستانم تعریف میکنم. به نظر من رستورانگردی از جاذبههای گردشگری مشهد است.
بهاره صادقمسجدی هنرمند معلول محله امام هادی(ع) ابراز نارضایتی میکند از اینکه؛ «برخی از سنهای تئاتر رمپ و دستگیره ندارد و معلولان نمیتوانند برای اجرا راحت بالا بروند.
سید محسن مصطفیزاده گمنام بودن را برای خودش اختیار کرده بود و از شهرتطلبی گریزان بود و بهحق مصداق این مصرع زیبا بود که «جهانی است بنشسته در گوشهای».
او میگوید: روزهای اولی که به مدرسه رفتم، سرمشقهای درسی را با دقت درست شبیه سرمشقهای خانم معلم مینوشتم. خانم معلم پی به استعدادم درزمینه خوشنویسی برد.
بیش از سهدهه از کار بازیگری و تئاتر محمدرضا یعقوبی میگذرد. او اولین کارهای بازیگری را از مدرسه شروع کرد و هنوز هم خاطره اولین بازیگری در مدرسه را به یاد دارد.
ندا کوهی، متولد خرداد سال ۱۳۶۵ است. از بچگی همواره بهدنبال بازیگری و اجرای تئاتر بوده است. او میگوید: تجربههای یک انسان ۶۰ساله را در این چندسال در تئاتر آموختهام.
شبنم و الهام بروتیمقدم در کودکی کمبینا بودهاند، اما بعدها بینایی خود را به طور کامل از دست دادند، با این حال شبنم تا مقطع کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق تحصیل کرده است.
حسام حصاری بازیگر، کارگردان و مسئول یکی از آموزشگاههای هنری که در محله آزادشهر قرار دارد. او سازنده چندین سریال و مینی سریال و تله فیلم در حوزه دفاع مقدس بوده است.
اکبر توابی از تصمیمی که در ابتدای جوانی گرفت، احساس پشیمانی نمیکند: وقتی وارد خانه شدم، مادرم من را محکم در بغلش فشرد. آرامتر که شد گفت «اکبر، مادر! من دیگر طاقت دوری تو را ندارم.»
حمیدرضا سیدی بهناچار میرود سمت میناکاری؛ هنری که مادرش آن را انجام میدهد و به نظرش «از هیچکارینکردن بهتر است.» و اینکه گوشه امن او و مادرش به شمار میرود.
مسعود عقلی و سمیه ارقبایی زوج هنرمند محله امیریه هستند. یکی بازیگر، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر و دیگری گریمور برجسته که در پشت صحنه بسیاری از فیلمها و نمایشها حضور دارد.
اشکان ضیایی تعریف میکند: رفتم طبقه سوم و جایی برای نشستن پیدا کردم و آنقدر حالم بد بود که خوابم برد. ناگهان کنار دستیام با آرنج به پهلویم زد که «اسمت را اعلام کردند؛ نامزد دریافت جایزه شدی.»
ماشاءالله شاهمرادیزاده، بازیگر فیلم سینمایی اخراجیها ۳ و سریال دارا و ندار، به خاطر لهجه مشهدی که دارد بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
محمدرضا غفوریان، بچه کوچه حمام برق بازیگری است که اگر پدرش او را به دبیرستان نمیفرستاد، امروز او را نه در قامت بازیگر تئاتر بلکه در قامت یک خیاط حرفهای میشناختیم.
مربی مهدکودک مهسا غفوریان در پروندهاش نوشته «مهسا خیلی استعداد بازیگری دارد» همان طور هم شد، او برترین بازیگر زن، در سی و ششمین دوره از جشنواره تئاتر فجر شد.
استاد محمد شاهرودی، هنرپیشه نقشهای اسطورهای در نمایشهای تائیرگذار دوره خودش بود. او تنها بازمانده نسل اول تئاتر مشهد بود و بعد از ۹۲ سال زندگی هنرمندانه در اواخر اولین ماه زمستان سال ۹۶ خاک صحنه را ترک کرد.
حسن قادری سال ۶۶ به صورت جدی به بازیگری در تئاتر کودک مشغول میشود و همان سال در تئاتری با موضوع جنگ روی صحنه میرود اما درست وسط اجرای نمایش صدای آژیر قرمز به گوش رسید.
آنچه مسجد مالکاشتر را خاص میکند پرورش نیروهای هنرمند و انقلابی است. در این مسجد داوود کیانیان نمایشنامه نویسی و علیرضا باوندیان قصهنویسی آموزش میداده است.