همهچیز از تماشا کردن فیلم «پایتخت» شروع شد: تکرار دیالوگها و تقلید حرکات و میمیک صورت و اجرای نقشها. از همانجا بود که دنیای بازیگری برای پانیذ شفائی نغندر چهارونیمساله که حالا ششساله است شروع شد. بازیگر خردسال محله مهر مادر تاکنون در دو فیلم کوتاه «خورشید» و «درست گرفتید» ایفای نقش کرده است. بهتازگی هم در نمایشی به نام «کات نه» نقشهای سالار و گرگی را دارد و باید همزمان در دو نقش بازی کند. گریمش هم خاص است. نیمی از صورت و بدنش خانم گرگی است با دیالوگ مخصوص و یک سمت نقش سالار که مرد است.
جعفر زادفر از بازیگران قدیمی نمایش و فیلمهای کوتاه و بلند در مشهد است. او که از سال1360 وارد این عرصه شده و با بیشتر کارگردانها و هنرمندان قدیمی مشهد کار کرده است، بعد از فوت دوست و هنرمند قدیمیاش زندهیاد «رضا سعیدی» با صحنه و بازی در فیلمها خداحافظی کرد. اما بذر هنریای که در دل پسرش کاشته بود، باعث شد این مسیر در خانوادهاش ادامه پیدا کند. مجتبای جوان با راهنماییهای پدر توانست تمام سختیها را یک به یک پشت سر بگذارد و با کسب تجربه زیاد، در راه موفقیت قدم بگذارد. حالا دو اتفاق مهم هنری پسر را به پیمودن این مسیر امیدوارتر کرده است.
در دوره تحصیلش معلمهای ادبیات با شک و تردید به انشاهایی که مینوشت نگاه میکردند. آنها فکر میکردند احسان بزرگتری دارد که برایش انشاها را مینویسد. هر بار با ناراحتی به خانه میآمد و با ناراحتی به مادرش از معلمها گله میکرد. بالأخره مادر برای رفع این سوءتفاهم به مدرسه رفت و از معلم ادبیات خواست همانجا موضوعی به احسان بدهد تا انشا بنویسد و موضوع روشن میشود.حالا این جوان بیستوهفتساله از چاپ دو کتابش مسرور است و امید به آیندهای دارد که بتواند در حوزه ادبیات و نویسندگی بیشتر بدرخشد.
«مینا پدرش معتاد است. از خانه میرود و او را همراه مادرش تنها میگذارد.» این آغازی است برای داستان فیلم تلویزیونی «شب شوم»، فیلمی که به معضل اعتیاد اشاره میکند و مائده پهلوان به عنوان یکی از بازیگران آن به ایفای نقش میپردازد. میگوید: فیلم کوتاه «کوچه ر» درباره بچههای کار ساخته شدهاست و من نقش یک دختر گلفروش را بازی میکنم که نانآور یک خانواده است. همیشه دوست داشتم برای حمایت از بچههای کار قدمی بردارم و خداراشکر در این فیلم حضور داشتم.
12دختر نوجوان هنرمند تئاتر «قصه شهر بلور» که 3نفر آنها نابینا و 9نفرشان کمبینا هستند با تمرینات طولانی و سخت در مدت 6ماه توانستهاند بر تمام مشکلات و محدودیتهایی که در مسیرشان قرار داشته است فائق آیند و هنر و استعداد خود را در این صحنه به نمایش بگذارند.
فاطمه حیدریان کارگردان این تئاتر است و خودش با وجود نابینایی یک انسان توانمند و مدیرعامل مؤسسه رؤیای سپید نابینایان است. او این بچهها را خوب میفهمد و میداند وقتی قرار باشد از دیگر حواسشان بهره ببرند خیلی بیشتر از یک فرد بینا استعدادشان درخشش پیدا میکند؛ درست مثل خود او. دلش میخواهد مسیر درست را به شاگردانش نشان دهد.
آنطور که خودش گفته است، به بازیگری از همان دوران کودکی علاقه داشت. حدود ۱۵ سالگی به پیشنهاد برادرش، سعید، به کانون «ادب و هنر» در کوچه باغ عنبر میدان شهدا معرفی شد. آنجا کلاس بازیگری برای دانشآموزان راه انداخته بودند. در زیرزمین کلاس برگزار میشد و آهنگ «آفتاب مهربانی» از محمد اصفهانی هم پخش میشد. نوجوانان مشغول گرم کردن بدن برای شروع کلاس بدن و بیان بودند. بالاخره هم آموزش دیدند و هم نمایشی به کارگردانی آقای کریمی به نام «خط سرنوشت» را نهایی کردند. این نمایش یکبار روی صحنه رفت و دو نفر تماشاچی داشت. همین و دیگر هیچ! کارش از اینجا شروع شد.
مجید پهلوان از 30سال پیش علاوه بر تئاتر در چندین فیلم سینمایی کوتاه و تلویزیونی هم حضور داشته که از مهمترین آنها میتوان به فیلم تلویزیونی «شب شوم» اشاره کرد، درامی که با همدردی و حس عمیق به بررسی معضل اعتیاد میپردازد.
او سالهاست هر تاسوعا با لباس تعزیهخوانی وارد روستای آبا و اجدادیاش میشود تا ارادتش به ائمه اطهار(س) را با لباس دیگری به جای آورد، رسمی که او را «شمر» گروه تعزیهخوانی روستای حسینآباد شیروان کرده است. هنرمند ساکن محله الهیه در رادیو هم کار میکند و از ساخت نمایشهای رادیویی تا گزارشگری و مجریگری را تجربه کرده است. خودش میگوید آچار فرانسه رادیو است و هرجا بخواهند، «نه» نمیگوید.
علی انوریان یزدی ماجرای گرفتن نقش در سریال نوروز را اینطور تعریف میکند: یک روز عصر یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت علی مسعودی میخواهد در مشهد سریال بسازد برای تست بیا. روز بعد قبل از رفتن پیش علی اول به حرم رفتم. به امام رضا(ع)گفتم خودت میدانی چقدر دلم میخواهد این کار را بگیرم. خودت میدانی علی مسعودی سختگیر است و اگر بازی بلد نباشم ردم میکند خودت کارم را درست کن. از همانجا پیش علی رفتم. تا من را دید گفت تو نیازی به تست نداری تعریفت را خیلی شنیدهام. فقط بیا با من عکس بگیر میخواهم برای رضا عطاران بفرستم. آنجا بود که فهمیدم رضا سفارشم را کرده است.
بایزان منش متولد 1332 در مشهد با اخلاق خوبش در میان اهالی تئاتر زبانزد بود و اغلب در آثار مذهبی به ایفای نقش می پرداخت، با نمایش «سرنوشت» وارد حیطه بازیگری شد و در ادامه با تئاترهای دیگر چون «چوب به دست ها»، «سیاه زنگی، مرد فرنگی، د ایره زنگی»، «شب بیست و یکم» «شقایق دره»، «هفت کچل»، «از طواف تا طف»، «پشت پرچین»، «کمند خاطرات» و «آوارگان عشق» هم روی صحنه رفت. این هنرمند همچنین یکی از بازیگران اصلی نمایش «خورشید کاروان» بود که حدود ۱۵سال در ایام محرم و صفر در مشهد اجرا شد.
خانه محمد مهاجر مشهور به «شاپور» که اکنون در آستانه ورود به 70سالگی است، این روزها دیگر تنها حریم شخصیاش نیست، بلکه محلی برای تمرین نمایشنامهای شده که قرار است همزمان با میلاد حضرت فاطمه(س) و روز زن برای علاقهمندان به هنر و تئاتردوستان به اجرا درآید. این نمایش بعد از 20سال، اولین کاری است که به کارگردانی این هنرمند پیشکسوت روی صحنه میرود.
مهدی صباغی با نام مستعار «فیروز» متولد1330 در مشهد، خاطرات بسیاری در تلویزیون، رادیو، تئاتر و سینما برایمان رقم زده است. یکی از افتخارات صباغی، این است که در چهارمین جشنواره تئاتر فجر برای بازی در نمایش «پیشنهاد» به کارگردانی جواد اردکانی، مقام نخست بازیگری را به دست آورد. در رادیو نیز او علاوهبر تلاشهایی که برای احیا و معرفی لهجه مشهدی کرد، توانمندی این را داشت که با 9لهجه گوناگون صحبت کند. همین موضوع، صباغی را از بسیاری از همدورهایها و همکارانش متمایز میکرد. این هنرمند مشهدی 12 خرداد سال 1401 در 71 سالگی، بر اثر عوارض سکته مغزی درگذشت.
فیلم ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری در سال ۹۷، در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درمیآید، برنده سیمرغ بلورین از نگاه ملی میشود، بعد از آن پروانه زرین بهترین فیلم از جشنواره کودک و نوجوان و نشان کمیسیون ملی یونسکو به عنوان فیلم منتخب سال ۲۰۱۹ را دریافت میکند. اما چیزی که باعث میشود این فیلم از همان ابتدا مورد توجه قرار بگیرد، حضور سردار قاسم سلیمانی در روز اول فیلمبرداری در پشت صحنه این فیلم است.
سجاد خسروی، کارگردان تئاتر میگوید: این موضوع و کار را به واسطه یک دغدغه اجتماعی خودم که «خشونت» است، انتخاب کردهام، استنباط من این است که میل به خشونت در همه ما وجود دارد، ما در این اثر و متن به چرخه خشونت اشاره کردهایم و یک سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد میکنیم که این خشونت ادامه داشته باشد یا اینکه ما در یک جایی نوار این خشونت را باید ببریم؟ و تلاش ما در اثر این است که یک پیام را به عنوان فرهنگسازی برسانیم تا از خشونت پیشگیری شود.
در روزهای نخست ماه مبارک رمضان گروه تهیه نماهنگ «افطار آسمانی» همراه با 4بازیگری که از پیش برای ایفای نقش های امام خمینی(ره)، شهیدمحسن حججی و شهدای کادر درمان انتخاب شده بودند، از دیگر شهرهای کشور به مشهد آمدند و گروه با 29بازیگر کارش را آغاز کرد. در این میان جای خالی بازیگر اصلی این نماهنگ که می بایست در نقش سردارشهید حاج قاسم سلیمانی بازی می کرد، همچنان خالی بود، به طوری که حتی کارگردان قصد نشان دادن چهره «مرد میدان» را به مخاطب نداشت، اما میزبان کریم این گروه، امام علی بن موسی الرضا(ع)، راهی دیگر پیش پای آن ها قرار داد که باعث بهتر دیده شدن این نماهنگ شد.
علیرضا اسدی 15سال است که در محله رسالت سکونت دارد و شناخت خوبی از منطقه به دست آورده است. او درباره هنر نمایش در این منطقه میگوید: بیشتر ساکنان این منطقه کارمند هستند و جمعیت جوان این محدوده زیاد است و استعدادهای بالقوهای در منطقه وجود دارد. اما قاسمآباد برای بالفعلکردن این استعدادها نیاز به حمایتهای دولتی دارد. در مدت سکونتم با فرهنگسراهای مختلف این منطقه فعالیت داشتم. اما امکانات آنها برای اجرا و تمرین نمایش محدود است و نیاز به بازبینی در ساختار آنها احساس میشود. در صورتی که امکانات تئاتر در این منطقه مهیا شود استعدادهای درخشانی را به تئاتر شهر معرفی میکند. مطمئن هستم اگر سالن تئاتری اینجا افتتاح شود هر شب چراغ آن روشن میماند.
فرشتهسادات حسینی که متولد سال1379 است، این روزها مشغول انجام کار تدوین فیلم است و همه حواسش معطوف آن است. علاقه خاصی به کارگردانی فیلم دارد و میداند در این حوزه موفق میشود، اما رشته تحصیلیاش ربطی به این هنر ندارد. فرشته دانشجوی مهندسی کامپیوتر است و دلیل انتخابش این بوده است که میتواند برنامهنویسی را کنار آن داشته باشد.
سال 1368 بهطور خیلی اتفاقی با کارگردان و فیلمنامهنویس مشهور سینما، محمدرضا هنرمند برخورد داشتم. ماجرا از این قرار بود که به همراه دو دخترم برای دیدن فیلم دزد عروسکها به کارگردانی ایشان به سینما قدس رفته بودم. در سالن انتظار که منتظر رفتن به سالن سینما بودم ناگهان چشمم به ایشان افتاد. بلافاصله شناختمش و بهسراغش رفتم. خودم را معرفی کردم و به او گفتم که من فیلمهای شما را دیدهام و تحلیلهای آنها را در مجلات مختلف سینما خواندهام. خیلی خوشحال شد. درجریان این گفتوگو به او گفتم که چند فیلم کوتاه هم ساختهام. خیلی دوست دارم که این هنر را ادامه بدهم اما تجربه کافی ندارم.
هنر فائزه فیضی روی اجسام سفالی نمود دارد. او با میناکاری، به ظروف سفالی بینقشونگار، جلا و زیبایی میدهد. این نوجوان هجدهساله میناکاری را در دوره کارآموزیاش آموخته و رشته هنرستانش نیز طراحی نقشه فرش بوده است. فائزه یکبار هم رتبه سومی استان را در رشته میناکاری در رقابتهای دانشآموزی به دست آورده و به رقابتهای کشوری راه پیدا کرده است. او که در محله گاز سکونت دارد، در دانشگاه علمیوکاربردی هنر مشغول تحصیل در رشته بازیگری است.
از همان دوران کودکی پای ثابت اجراها و نمایشهای مدرسه بوده و آرزوی بازیگری در سرش داشته است. در کلاسهای تئاتر که شرکت میکند، اجراهای جدیتر او یکی یکی شروع میشود. ٢٥سال بیشتر ندارد و حالا 10 اجرای خیابانی، 10 اجرای عروسکی، بازی در چند نمایش تئاتر و... را در کارنامه کاریاش دارد اما جدیترین کار او برمیگردد به سریال تکلیف به کارگردانی محمد مهدی جعفرآبادی که فیلمبرداری آن شش ماه طول میکشد و حالا چند روزی از اتمام این پروژه میگذرد. علی سیاره، جوان هنرمند ساکن شهرک شهید رجایی، بازی در یکی از نقشهای اصلی این سریال تلویزیونی را برعهده دارد.
١٨سال بیشتر ندارد اما شرح فعالیتهایش طولانی است. همهچیز از دوره دبستان آغاز شد؛ وقتی که ریحانه موسوی در زنگهای تفریح دست معلمش نخ و کاموا و میل بافتنی میدید. او با دقت به دستهای معلمش نگاه میکرد و مجذوب هنر بافتنی شد. مادر برای ریحانه میله و کاموا خرید و او خیلی زود شال، کلاه و... میبافت. کمی که گذشت، ریحانه به هنر سینما و تئاتر هم علاقهمند شد؛ هنری که برای اطرافیانش ناآشنا بود، اما او تصمیمش را گرفته بود.