مشهد قدیم - صفحه 2

این کوچه از ابتدا باغ بود و تعداد افراد ساکن در آن نیز کمتر از حالا بود. برای طی کردن این کوچه حدود ۲۰ دقیقه زمان لازم است که از ابتدای این کوچه به آن سمت که به خیابان مطهری منتهی می‌شود برسید
مهندس تبریزی‌نیا یکی از قدیمی‌ترین معلمان هنرستان تاریخی «شهید بهشتی» می‌گوید: حوالی ۱۳۲۰ هنرستان صنعتی پاسوز اتفاقات جنگ می‌شود و دانش‌آموزان و معلمان آن اغلب بار سفر به تهران می‌بندند.
ساختار صندوق قرض الحسنه مسجد امام محمدباقر(ع) چیزی شبیه بانک است با ۱۰ پرسنل ثابت، همانند یک بانک به امور مالی اهالی محل و دیگران می‌پردازد.
مسجد ابی‌الائمه امیرالمومنین (ع) محله طلاب یکی از بزرگترین جلسات قرآن را در مشهد دارد. بسیاری از مشهدی‌ها از محلات مختلف برای شرکت در این جلسات حاضر می‌شوند.
شهرک شهید بهشتی که تا پیش از این با اصطلاح «شهرک عرب‌ها» هم مورد خطاب قرار می‌گرفته است، در ۴۲ بلوک ۴۵‌واحدی پذیرای جمعی از مهاجران جنوب است. آنها بعد از گذشت حدود سه‌دهه اینجا را خانه خود می‌دانند.
سال ۱۳۲۰ برای اولین بار مسجدی در حوالی میدان راه‌آهن مشهد ساخته شد و به نام مسجد آیت‌الله میلانی نامگذاری گردید. قدیمی‌های محل به یاد دارند که دیوار‌های خشتی این مسجد بالا رفت و محرابی برای نمازگزاران محل ساخته شد.
سال ۱۳۵۰، شاید کمی زودتر یا دیرتر بود که تنها مسجد «مشهدقلی» برای اولین بار بازسازی شد. اهالی قدیمی می‌گویند مسجد جوادالائمه (ع) ۱۳۰ سال قدمت دارد و پدرانشان از بانیان مسجد بودند.
باید مشهد را در سال گزارش حافظ ابرو، شهری فاقد بارو و بدون خطوط مرزی آشکار بدانیم. با چنین فرضی که مبتنی بر شواهد موجود و از اعتبار مناسبی برخوردار است، می‌توان چنین پنداشت که فضای شهری و فضای حاشیه شهر، چندان قابل‌تفکیک از یکدیگر نبود.
طلاب؛ محله مناره‌های بلند است. از هر طرف که نگاه کنی، بلندی مناره‌هایی به چشم می‌آید که زمانی کوره‌های آجرپزی بوده‌اند و امروز آتش‌شان خاموش و سرد شده است.
«سیدحسن حسینی» و «محمد اصغرنژاد» آخرین بازماندگان نسل پنبه‌زن‌های دوره‌گرد مشهدند. اگر روزی، به هر دلیل، کمان پنبه‌زنی آنها بر زمین بماند، یکی دیگر از مشاغل سنتی ما برای همیشه بر زمین خواهد ماند.
حاج‌اسدالله حسینی، از ریش‌سفیدان و بانیان مسجد، می‌گوید: سال ۱۳۴۰ بود که ۸۸ کشاورز که من هم یکی از آنها بودم برای تعیین تکلیف زمین‌های کشاورزی که از آستان قدس رضوی خریده بودیم، به فکر ساخت یک مسجد افتادیم.
دکان کفاشی «علی‌ خاکساری» در خیابان دریادل که طول و عرضش از دو متر بیشتر نمی‌شود و اگر ویترین آن پر است از کفش‌های کهنه، دیوارش پر است از عکس‌های زورخانه و گود و پهلوان‌ها.
حکایت ۱۷۰سال پیش است، حکایت حسینیه‌ای در کوچه مددیان خیابان عیدگاه که وقتی پا گرفت، آن‌قدر عزیز شد که اسم محله را از قالی‌بافان به نام خودش تغییر داد.
مرحوم حاج‌محمدصادق رافتی، در حالی در هفتم اردیبهشت ۱۳۷۱ درگذشت که ۶۰ سال از عمر پربرکت ۷۳ ساله خود را وقف کار در صحن و سرای حرم رضوی (ع) کرده بود.
حاج‌حسین، پس از ۵۳سال کار، درِ دکانش را تخته نکرده تا مبادا نان حلالش در بازار مکاره روزگار، حرام شود. مردی که ۴۰ سال است به کوچه وحدت ۲۱ آمده و عمر چکش سماورسازی‌اش لااقل ۱۰‌برابر همه برج و بارو‌های تازه‌به‌دوران‌رسیده این کوچه است.
بازار عباس‌قلی‌خان شاملو و فرش‌های فراموش شده‌اش بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد. این کاروان‌سرا سال ۱۰۷۰ هجری به دستور عباس‌قلی‌خان برای استراحت زائران ساخته شده است.
روغن گیری حاج حسین سلمان فاضلی را همه محله جلالیه می‌شناسند. حاجی با اینکه عمری از او می‌رود حاضر نیست دستگاه را جانشین هاون بزرگ چوبی کند، می‌گوید: «هاون ما روغن را نمی‌سوزاند اما دستگاه‌ها روغن را می‌سوزاند.
انتهای «ته‌خیابان» میدانی وجود داشت که در قدیم به میدان «اعدام» مشهور بود. قدیمی‌های مشهد خاطراتی از اعدام قاچاقچیان، کرایه دوچرخه و موتور چوپا تا نقل‌خوانی درویش‌ها در وسط میدان و معرکه‌گیری مارگیرها دارند.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد می‌گوید: بیشترین مهریه‌ای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن می‌داند.