پایهگذار قهوهخانه عرب یک نجفی بود و بعد هم آقای عرب که حالا سن و سالی از او گذشته و در بستر بیماری است. توکلیان از قدیمی محله میگوید: تنها چیزی که از آن زمان به خاطرم مانده مهرههایی است که با آن چای میخریدند.
در حاشیه بولوار وکیلآباد، مهدکودکی وجود دارد که مدیرش اولین مدیر قدیمیترین مهد کودک در مشهد است. زهرا فهادان اولین مدیر داخلی مهد کودک است و کار خود را از سال ۵۷ شروع کرده است.
احمد منصوری حدود ۳۵ سال از عمر خود را به پخت و پز و آشپزی گذرانده است. سال ۱۳۴۴ بود که مجموعه باشگاه و تالار کوهسنگی و منصوری از دوسال بعدش به عنوان سرآشپز این رستواران فعالیت میکند.
در اين راسته بازار ميشد دكان رفوگري قالي، حصيربافي، دوچرخهسازي و... را ديد. خيلي از كارهايي كه زماني براي خودشان بروبيايي داشتند و حالا از آنها خبري نيست.
پیش از ورود، در بسته مدرسه، نام حکشده مدرسه بر سردر آن «هنرستان صنعتی سیدجمالالدین اسدآبادی» و جملهای که نوشته شده «اینجا سرآغاز تولد یک مهندس است» اولین دیدنیهایی است که در هنگام ورود جلوی راهم قرار میگیرد.
زمین مسجد قمر بنی هاشم(ع) حدود ۵۰۰ متر است و سال تاسیسش هم به ۵۰ سال قبل یعنی ابتدای سال ۱۳۴۰ برمیگردد. مسجد دارای مستغلاتی است که درآمد آن، کفاف بیشتر هزینهها را میدهد.
نامش حاجعلي مرادي است. او میگوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضاشاه باب شد. اما آنطوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجوانياش را در زمان احمدشاه گذرانده و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
کارگاه دلوسازی اصغرآقا اسماعیلی یکی از کوچکترین کارگاههای مهرآباد است. لاستیکهای کهنه و فرسوده کنار جادهها و خیابانها با دستان پرتلاش اصغرآقا و همسرش پوست کنی شده و به دلو تبدیل میشود.
از سال۱۳۲۰ حسینآباد، رضائیه نام گرفت. آن سال حسین شجاع به همراه رحمان قارونی و ماشاءا... تقوی تصمیم میگیرند جایی را برای نمازگزاران و عزاداریهای محلی بنا کنند.
بیبی صنوبر از قابلههای قدیمی است؛ برای او فاصله تولد تا مرگ همیشه در یک عبارت کوتاه خلاصه میشود؛ بیبی هم اشکهای تماشایی قبل از تولد را شاهد بوده و هم اشکهای روایتگر تلخیهای مرگ یک زندگی را.
محمد نقیب مشهدی ثانی کفاش قدیمی محله سرشور است او میگوید: کفشها همه دستدوز بود. چرم و شبرو را از بازارهای اطراف حرم میخریدیم و پوست گاو را از روستاییهای پایین خیابان.
غلامعلی ریحانی قصاب قدیمی و خوشنام محله طلاب است که از ۲۳ سال پیش این حرفه را دنبال میکند. درست وقتی که یک بره میخرد و با فروش گوشتش به این کار علاقهمند میشود.
حاجحسین نازی پرندهفروشی است که به قول خودش ۵۰ سال قناریباز بوده و به عشق پرندگان زنده است. حالا او ۱۵ سال است که در خیابان خلج علاقهمندان زیادی را از پیر تا جوان برای نگهداری این پرندگان خوشآواز در خانههای خود مشتاق کرده است.
قدیم رسم بر این بود که در شب چله بزرگتر فامیل گوسفند میکشت و آن شب همه دور کرسی بزرگ قورمه می خوردند.این رسم امروز شاید به علت گرانی و دلایل دیگر به فراموشی سپرده شده است.
حاج حسن دامادی ۶۰سال است که نانش را از حمام به خانه میبرد. رفتن زیر دستِ قدیمیترین دلاک شهر حشس غریبی دارد. حسی از زنده کردن خاطرات قدیمی با دستان کسی که از آخرین بازماندگان این حرفه است.
روحبخش، قدیمیترین جوراببافی است که برای نخستین بار جوراببافی را به طلاب آورد، همچنین او جزو نخستین کسانی بود که جدیدترین چرخهای صنعتی جوراببافی را به منطقه ما آورد.
علیاصغر کربلایی پورصفری سال ۳۶ مغازهاش را در خیابان آیتالله عبادی راهاندازی کرد و از ۲۵ سال پیش فقط تعمیر ساعت انجام میدهد.
حاج محمد، رنگرز ۸۰ ساله میگوید: تعدادرنگرزهای مشهد خیلی کم شده و ۳، ۴ تا بیشتر در مشهد نیست. قدیما ۳۰تا بیشتر بود. آن زمان روزی صدتا تین ۱۷کیلویی از چشمه آب میکردم و میآوردم دکان رنگرزی.
مزمان با اجرای طرح بزرگ توسعه فلکه حرم (۱۳۶۱تا۱۳۷۲)، «طرح شبکه جمعآوری و دفع فاضلاب حرم و اطراف حرم» نیز طی مراحلی به اجرا درآمد و در سال۱۳۶۷ به بهرهبرداری رسید.
آرامستان محله بهمن بسیار قدیمی است؛ این را بهسادگی میتوان از نوشتههای عربی و تاریخهای قمری سنگقبرهای آن فهمید وقتی قدیمیترین سنگقبری را که خبرنگار شهرآرامحله پیدا میکند تاریخ ۱۲۸۹ را بر خود دارد.