آداب و رسوم - صفحه 9

حسین اخباری می‌گوید: روزی در حیاط مشغول پنبه‌زدن بودم که خانم صاحب‌خانه آمد و دخترهایش را از لای کمان پنبه‌زنی رد کرد.پس از یک ماه همان خانم با جعبه شیرینی آمد مغازه و گفت «خدا خیرتان بدهد، بخت دخترهایم باز شد.»
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشه‌ای از فرهنگش را به‌جا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگ‌های این شهر برداشته است.
داستان مهاجرت خرمشهری‌ها و آبادانی‌ها به مشهد با یک واقعه دردناک گره خورده است و حالا می‌توان ادامه جنگ را بر درودیوار شهرک عرب‌های مشهد دید.
کرمانج‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی به‌دست شاهان صفوی و افشاری برای محافظت از مرز‌های شرقی از غرب کشور کوچانده شدند و بخش بزرگی از جمعیت مشهد را تشکیل می‌دهند.
زابلی‌ها، سیستانی‌ها و بلوچ‌ها در برهه‌های مختلف به‌دلیل خشک‌سالی و برخی نیز اقتصادی به مشهد مهاجرت کردند.
ترک‌ها از قدیمی‌ترین قوم‌های مهاجر ساکن مشهد هستند که در برهه‌های تاریخی دور و نزدیک و از شهر‌ها و کشور‌های مختلف به مشهد کوچ کرده‌اند و اکنون بیشترین آمیختگی را با فرهنگ این شهر دارند.
هر قوم و گروهی که به مشهد آمده، گوشه‌ای از فرهنگش را به‌جا گذاشته و قدری هم از انبوه فرهنگ‌های این شهر برداشته است. گاه خرده‌فرهنگ مهاجران در شهر حل شده است و گاه برعکس.
حسین‌آقای میوه‌فروش ۴۳ نوروز پشت پیشخوان، میوه دست مشتری‌هایش داده است؛ بدون اینکه یک بهار مرخصی رفته باشد یا دست زن و بچه‌اش را گرفته باشد و رفته باشد به طرفی پی تفریح.
پس از کیسه‌کشی، آب‌های جوش بر سر و بدن فرد ریخته می‌شد تا بدنش برق بیفتد و دست‌کم در پانزده روز عید تمیز باقی بماند.
مردم در روز‌های مانده به نوروز هفت نوع میوه خشک شامل بادام، چهارمغز، پسته، کشمش، سنجد، غولینک یا زردآلوی خشک و انجیر را می‌شویند و در یک ظرف بزرگ در آب گرم خیس می‌کنند.
خانواده‌های مشهدی به رسم ادب و قدرشناسی برای زنده‌نگهداشتن یاد عزیزان درگذشته خود به بهشت رضا (ع) آمده‌اند تا با خواندن فاتحه و دادن خیرات این روز‌های چراغ‌برات را دل‌نشین کنند.
خانواده محسن از کاشمر به خواستگاری آمدند. چون از راه دور آمده بودند، دو شب در خانه ما ماندند. حالا که فکر می‌کنم خیلی عجیب است که داماد شب خواستگاری به خانه‌اش برنگردد و با اقوامش در منزل عروس بماند.
حاجی همان سال ۴۰ که چندین ملک پانصد‌وهزار‌متری‌اش را در ابوذر غفاری احمدآباد فروخت، گاو و گوسفند‌هایش را به کلاته‌سرهنگ آورد. حالا او و ۹‌پسرش همه در همین روستا زندگی می‌کنند.
علی‌اکبر چند روز قبل از مراسم عروسی، یک کیسه آرد و یک گوسفند را به عنوان خرج مطبخ برای طبخ غذای عروسی به خانه پدرعروس می‌برد و تعریف می‌کند: میهمان‌های ما و میهمان‌های آن‌ها جدا از هم بودند. غذای رایج عروسی در آن‌زمان بیشتر آبگوشت و قیمه بود. بعد از خوردن شام با یک مینی‌بوس برای بردن عروس به شاندیز رفتیم.یکی از رسوم رایج در مراسم عروس‌کشان کشتی گرفتن بود. وقتی خانواده داماد برای بردن عروس می‌رفتند در نزدیکی محل یا خانه عروس چند نفر که از آشنایان عروس بودند، جلو کاروان داماد را می‌گرفتند و اجازه عبور به آن‌ها نمی‌دادند، درخواست آن‌ها این بود که برای عبور یا باید پول می‌دادند یا کشتی می‌گرفتند. معمولا همراهان داماد ابتدا کشتی‌گیری را می‌فرستادند اگر طرف داماد کشتی‌گیر طرف عروس را می‌زد اجازه عبور داده می‌شد
قدیم‌ها به علت نبود برق و دستگاه صنعتی در افغانستان شیریخ را به مقدار محدود و با دست درست می‌کردند. شیر را درون ظرفی می‌ریختند و آن را درون ظرفی از یخ می‌گذاشتند. با دست، شیر را دور ظرف می‌مالیدند تا خودش را بگیرد. مراکز بهداشت مشهد و بخش‌هایی که مجوز فعالیت را صادر می‌کردند گفتند باید از دستگاه استفاده و کاملا بهداشتی کار شود. در نهایت، روش درست کردن با دستگاه تطبیق و درجه سرمای مطلوب پیدا شد.
آن‌طور که قدیمی‌ها می‌گویند، در گذشته این مکان برای دفن کودکان استفاده می‌شده است و دیگر اموات در کنار ایوان طرق دفن می‌شدند تا سالی که وبا می‌آید.
«حسین عسکری‌پور صمدی» ۵۳ ساله که اکنون دبیر تربیت بدنی است، زمانی مسئول انجمن ورزش باستانی استان خراسان بوده و از خم و چم این ورزش چنان آگاه است که شاید بتوان گفت کمتر کسی مانند او در مشهد داشته باشیم. او درباره آداب زورخانه می‌گوید: گود زورخانه، همان‌طور که از اسمش پیداست گودال مانند است و برای به یاد آوردن گودال قتلگاه سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) است، چهار ضلعی نمادی از چهارگوشه قبر امام زین‌العابدین، شش ضلعی از شش گوشه مقبره امام حسین (ع) و هشت ضلعی برای امام رضا (ع) است و ورزشکار از ضلع اول تا ضلع بالا که می‌خواهد برسد حدود ۴۰ تا ۵۰ سال طول می‌کشد.
چله، یلدا یا به تعبیر ابوریحان، شب مانده به خرم روز، شب آغاز زمستان است، اولین فرصت از فراغت کشاورز و دامدار.
برای شنیدن خاطرات و آداب و رسوم شب چله میهمان خانه «رجب کریمی طرقی» شدیم و حال و هوای خانه، ما را به روزگار قدیم برد. کرسی که روی آن لحافی با زمینه قرمز و آبی پهن شده، دور تا دور کرسی کناره برای نشستن است، روی کرسی مجمعه قدیمی به رسم گذشتگان گذاشته شده و چراغ گردسوزی هست که بوی نفتش به مشام‌ می‌رسد.
قبل از اینکه اسنپ و تپسی کسب‌ و کارشان سکه شود، تاکسی تلفنی‌ها تنها یکه‌تاز ارائه خدمات حمل و نقلی به شهروندان در هر محله بودند. به طور حتم شما هم برای اینکه به مقصدتان برسید از آژانس برای رفت‌وآمدتان استفاده‌ کرده‌اید. حالا 2سالی هست که کرونا کار آژانسی‌ها را تخته کرده است و همان چند درخواست سرویسی که در روز داشتند هم نزدیک به صفر شده است. محسن پیکان هم یکی از همان آژانس‌دارانی است که از دهه80کارش را در خیابان دانش شروع کرده است و حالا از تأثیر عوامل مختلف از جمله کرونا بر حرفه‌اش می‌گوید.