محمد اعلمینیا، بزرگِ هیئت جاننثاران از کودکی هم فانوس نفت میکرد و هم آبگوشت مجلس را میپخت. میگوید: آن زمان که معلم بودم باسوادترین آدم هیئت بودم و حسابکتابهای نذورات را انجام میدادم.
با اینکه کشتی گرفتن در گود کشتی و حتی بردن قند، زیر زبان مرتضای جوان مزه شیرینی داشت، اما او اصلا کشتی را برای این میگرفت که قویتر بشود و بتواند علم بزرگ روستا را بر دوش بکشد.
پیرغلامان روایتهای تقریبا یکسانی از ساخت بزرگترین علم ایران دارند که به علم شاه حسین شهره است. حسین غیورمرادی سفارش ساخت این علم را در اصفهان داد. او هرچه مال و منال داشت سر این علم گذاشت.
طبق خاطرات حمیدهخانم ، روز قبل آغاز ماه محرم، عزاداران با جمعشدن در مسجد قدیمی کلاتهبرفی، مراسم «علمبندو» را اجرا میکردند و علمهای چوبی مسجد را پوشش پارچهای میدادند.
در محله قرقی که پیشتر عبارت بود از دو روستای قُرقیعلیا و قُرقیسفلا، از گذشتهای دور، سه مزار وجود دارد که با اینکه اشخاص مدفون در آنها ناشناختهاند، از دید اهالی محترم شمرده میشوند.
پدربزرگم غلامرضا طیّرانیدستمالچی از کودکی در اطراف حرم به دستفروشی پارچههای عزای دهه محرم مشغول بود، او بعدها حجرهای در آن محدوده میخرد و در آن به کلیشهدوزی و شمایلدوزی مشغول میشود.
قدیم رسمهای خوب زیاد بود. مثلاً هرکس برای افطار چیزی درست میکرد و تا جایی که وسعش میرسید به همسایهها میداد. به این کاسههای افطار در اصطلاح «کاسه همسایگی» میگفتند.
علیاصغر جلالیجوان، باستانیکار پیشکسوت محله فاطمیه، باوجود بیشاز ۵۰ سال فعالیت در این رشته هنوز هم ورزش را کنار نگذاشته است و حالا مدیریت دوباشگاه در شهرک شهید بهشتی و بولوار طبرسی را برعهده دارد.
چند دقیقهای که پیرمرد جنگیر مشغول نوشتن دعا و طلسم است، همسرش از او چندنوبت برای بختگشایی همسایهها وقت میگیرد. چند نفر هم میآیند برای گرفتن طلسمهایی که نوشتنشان وقت زیادی میبرده و حالا آماده شده است.
در قدیم، تقویم قمری مبنای بیشتر کارها و از جمله تعیین تاریخ ازدواج بود. دو ماه اول تقویم قمری؛ یعنی محرم و صفر ماههای عزا به حساب میآمد و خیلی کم اتفاق میافتاد که تصمیم برای خواستگاری و ازدواج در این دو ماه گرفته شود.
چاووشخوانها در گذشته، وقت رفتن و بازگشت، همراه حاجیها و کربلاییها بودند. هنوز هم کموبیش این رسم وجود دارد، هر چند مداحهای جوان جای چاووشخوانها را گرفتهاند. آن قدیمها چاووشخوانی یک رسم بود.
کوچه مهرمادر ۲۵، همانند نامش به مهر و همدلی همسایههای قدیمی و همدلی زبانزد است. همسایههایی که عمر آشناییشان از یک دهه عبور کرده است. آنها درست مثل اعضای یک خانواده و حتی شاید نزدیکتر، با هم نشست و برخاست دارند.
اهالی منزل حاج حسن مرادی در محله کوی سلمان را با نام تکیه شاهزاده علیاکبر(ع) میشناسند. هر سال همزمان با ایام محرم بزرگترین هیئت منطقه از این تکیه با ۴۸ علم به یاد علمدار دشت کربلا راهی حرم میشوند.
سیدمحمد میراکبری تعریف میکند: یکی از تفریحات همیشگی بچههای محله در روزهای گرم سال، آبتنی در جوی آب وسط کوچه شهیدرستمی۲۲ بود؛ جویی که آب باغترههای اطراف را تأمین میکرد و پناهگاهی برای بچهها از گرمای تابستان بود.
حاجیهقربانی میگوید: سر یک باور و اعتقاد، آن روزها در دیگ سمنو فقط توسط دخترهای خانه باید باز میشد. چون سالی هم یکبار این اتفاق میافتاد، باید دختری که نوبتش بود یکسال انتظار میکشید.
عذرا مصطفایی از برف سنگین سال۱۳۵۰ و بارشی که اهالی شهر را با مشکلاتی روبهرو کرد، تعریف میکند؛ خاطرهای که ماندگار شد.
«علمبندان» از آیینهای محرمی زنان است که هرساله در روز پنجم محرم جمعیت زیادی را برای عزاداری زیر یکسقف مینشاند تا هر کس با گفتن ذکری یا ریختن اشکی خود را شریک غمی دیرین و مقدس کند.
حمید دباغ مرشد گود زودخانه وحدت است. او میگوید: سرت را باید خم کنی تا بتوانی از در عبور کنی. این رسم همه زورخانههاست که درها را کوتاه میسازند تا سرت همیشه خم باشد. تواضع، اصل اول و مرام همه پهلوانها و زورخانههاست.
گرمابههای مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاجاحمد ضعیفالسادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سالهای دور شلوغ و پرمسافر بود.
مشهد گواه خوبی برای یادآوری یک رنگی و همدلی شیعیان است و قومیتهای مختلف که بیشترشان حسینیههایی در مشهد دارند، در محرم هیئتهای منحصر به خودشان را در شهر برپا میکنند.