رضا باقری، حمامدار خیابان کوهسنگی میگوید: پدربزرگم بنّای حمام بوده ، بنّایی ساختمان، یک چیز است و بنّایی حمام یک چیز دیگر و اتفاقا ساخت حمام دشوارتر است؛ چون نیاز به زیرساختهای زیادی دارد.
درباره حالوهوای زائرانی که حدود ۲۰۰ سال پیش به پابوس امامهشتم (ع) میآمدند.
حاجمحمد خسروی، پیرِ نوغان از آن روزگاران میگوید: وقتی کاروانسراهای نوغان از رونق افتادند که میدانبار در مشهد ساخته شد. در دهه ۱۳۵۰ حقالعملکاری در سراها ممنوع و اعلام شد.
«کاشف قهرمان» که از افسران بازنشسته نیروی هوایی و نخستین متخصص دوره رادار ایران است در سال ۱۳۳۵ بهعنوان نخستین اکیپ منتخب، وارد نیروی هوایی میشود.
این مطلب درباره کوچهای با پسوند آباد در بافت قدیمی شهر نوشته شده که نامش یادگار یک صنعت در مشهد است.
نام حاجحسن شاهدی این روزها با پسوند «پدربزرگ» روی زبان ۱۰۱ زن و مرد پیر، جوان، نوجوان و کودک میچرخد تا کسی که هنوز هم خودش را رعیتِ حاجحسین ملک معرفی میکند، آقای خیلی از وکیلآبادیها باشد.
روزنامه حبلالمتین مینویسد: روسها با حیلتی، قسمتی از آب رودخانه اترک را که حقآبه ایران بوده، به نفع خودشان برمیدارند و همه اینها در نبود یک نقشه دقیق از حدود خراسان اتفاق میافتد.
در سال ۴۳ سخنگوی شهرداری اظهار میکند: «۴ هزار کامیون برف و یخ به وسیله مأموران برزنهای هشت گانه شهرداری از داخل شهر به خارج آن حمل و تخلیه شده است».
در مزرعه سمزقند، کارگاههای دباغی، رونق فراوان داشت که بیشترشان موقوفه آستانقدس بود و بهاجاره دراختیار صاحبان این شغل قرار میگرفت.
در محرم (خرداد) سال ۱۳۴۲ رژیم پهلوی که مطلع بود مراسم محرم آن سال با سالهای گذشته تفاوت خواهد داشت، قبل از آغاز محرم تلاش کرد تا با امنیتی کردن فضای کشور و ارعاب مردم اوضاع را کنترل کند.
«دَنگان» یکی از مناطق شمال مشهد در پشت سیلو است که نام و نشانش در نقشههای امروزی نیست.
عزیزالملوک آذرخشی در کتابی داستان تأسیس اولین دبستان دخترانه مشهد توسط فروغ السلطنه آذرخشی را شرح داده است. او تلاش کرده مشکلاتی را که فراروی مدرسه فروغ مشهد بوده، بازگو کند.
عابدزاده اعتقادی نداشت که جوانها به دبیرستان و دانشگاه بروند؛ حتی مبارزه هم میکرد. از نظر ایشان، رفتن به این مراکز، مساوی با لامذهبی و بیدینی بود.
عبدالله شاکری ۵۰ سال است که با خودرو ترانزیتی در جادهها سفر میکند، او در طول این نیم قرن حتی یک تصادف را هم تجربه نکرده است.
در شبهای سال نو حاجیفیروز و «جیگیجیگی نهنه خانم» در کوچه و بازار راه میافتند، دنبک میزنند و تصنیف میخوانند.
مزرعه شقا شامل سه قلعه به نامهای یزدیها، بالا و پایین بوده و سه صحرا و شش جفت زمین زراعی داشته است، اما تعیین مکان دقیق این اجزا نیز امکان ندارد. به نظر میرسد جمعیت ساکن شقا در اوج رونق، جمعیتی درخورتوجه بوده است
زمستانهای سرد مشهد، بازار کالاهای گرمایشی را داغ کرده بود و همین موضوع، باعث رونق ساخت بخاری در دهههای پیشرو شد.
زیارت اهل قبور در آخرین پنج شنبه سال یکی از رسوم اهالی توس است. قدیمیها به آن عید علفه می گفتند که طی آن دو شب قبل عید را علفه مردهها و شب بعد را علفه زندهها میگفتند.
روایتی از سفرنامههای تصویری بهجامانده از روزگار کهن که سندی برای زیارت امامرضا (ع) بوده است.
مهدی سیدی، مشهدیپژوه و نویسنده کتابهای بیشماری درباره مشهد قدیم است. او در کتاب «چراغ برات خراسان» به برخی آداب و رسوم نوروزی رایج در مشهد قدیم اشاره کرده است.