پرستاری تکهای از وجودم است
در اتاق پرستاری کنار تخت بیماران ایستاده است. بیمارش اگر کودک باشد به زبان کودکانه حرف میزند و بیمار مسن که میآید لحنش متناسب با بیمار تغییر میکند. رفتارش صمیمانه است و لبخند از چهرهاش محو نمیشود.
آمپول دختر جوان را که میزند سراغ مادربزرگی میرود که فشار خونش کم است و نیاز مبرم به سرم دارد. هنگام وصلکردن سرم، هم توجهش به پیرزن روستایی است و هم پرسشهایی که از او میکنم. او درباره خودش میگوید: «از کودکی عاشق پزشکی و پرستاری بودم. دکتر میشدم و در عالم کودکی به بیمارانم دارو میدادم و آمپول میزدم.
مادرم هم خیلی تشویقم میکرد. موقع کنکور هم تلاش کردم پزشکی یا یکی از رشتههای مشابه آن قبول شوم. همین طور هم شد و در دانشگاه دولتی مشهد قبول شدم.»
شغل شریف سخت
او از درجازدن برخی دانشجوها میگوید و اینکه این رشته را تاب نیاوردند: «مشاغل زیرمجموعه پزشکی و پرستاری واقعا سختی خاص خود را دارد برخی همکلاسیهای دانشگاهم بعد یک ترم انصراف دادند و رفتند؛ چون باید درد و رنج را بشناسی و با آن عجین شوی و صبور باشی.
من این را در خودم میدیدم. با شوق درس میخواندم. درسم که تمام شد بهطور پیمانی و قراردادی در بیمارستانها و درمانگاههای مختلف مثل بابالحوائج و ثارا... و... مشغول کار شدم.»
عباسی از مرارتهای کاریاش میگوید، اینکه شیفتهای متعدد شبانه او را هیچ گاه خسته نکرده است: «پرستاران بهویژه آنهایی که در بیمارستاناند همیشه باید آماده باشند، رنجهای خود و خانوادهشان و دغدغههای شخصیشان را فراموش کنند و به محض اینکه پا به بیمارستان میگذارند تمام حواسشان به بیمار باشد.
اگر این طور باشد با خوشحالی و بهبودی بیمار، خوشحال و ناراحتیاش اندوهگینشان میکند. از طرفی گاه بیماران آنقدر غرق دردهای خود میشوند که یادشان میرود پرستار هم انسان است و ممکن است غصهای در دل داشته باشد یا رنجی که از درون متلاشیاش کرده است.
برای همین پرستار باید در برابر هر نوع رفتار مریض ولو با تندی باشد صبوری کند و همیشه با خود بگوید حق با بیمار است و اگر هر پرستاری چنین روحیهای نداشته باشد در کار موفق نیست.»
حادثه وحشتناک
تلخ و شیرینهای زیادی را هنگام کار دیده و چشیده است. اما از یکی از آنها به قدری برجسته است که ازآن به حادثه وحشتناک تعبیر میکند: «در یکی از درمانگاهها شیفت من بود. ناگهان چند مرد جوان با سر و صورت خونی و زخمی داخل درمانگاه شدند.
فوری من و یک پرستار دیگر اقدامات مراقبتیمان را شروع کردیم. هنوز پانسمان زخمهایشان تمام نشده بود که چند جوان دیگر با سر و وضع عجیب و فریاد و پرخاش وارد اتاق مراقبتهای ویژه شده و به سمت مصدومان حملهور شدند. خیلی ترسیده بودیم. فوری موضوع نزاع شخصی را با پلیس ۱۱۰ و اورژانس در میان گذاشتیم. خوشبختانه پرستاران و کادر درمانی آسیبی ندیدند.»
هیچ وقت پرستاری را کنار نمیگذارم
صحبت عباسی با جیغ دختر بچه سه سالهای که قرار است آمپول به او تزریق شود، نیمه تمام میماند. شکلاتی به دخترک میدهد تا او را مشغول و مهیای تزریق کند. ناگهان دختر بچه که متوجه میشود ماجرا از چه قرار است گریه میکند و جیغ میکشد.
پرستار بعد تزریق بچه را نوازش میکند. در همین هنگام خانم پرستار درباره خانوادهاش میگوید: «بعد تولد پسر سه سالهام ناگزیر به خاطر شرایطم، کارم را کم کردم، اما تعطیل نکردم، چون شغلم بخشی از وجودم است.
دکتر کلامی از پزشکان قدیمی است که در محله ما طبابت میکند؛ هر روز چند ساعتی امور پرستاری بیماران او را انجام میدهم.»

چقدر دل و جرئت داری؟!
دل خوشی خانم پرستار این است که به اهالی محلهاش خدمت میکند: «گاهی همین اهالی محل که مرا «خانم دکتر» صدا میزنند پاسی از شب در خانهام میآیند و از من میخواهند آمپول یا سرم مریضشان را بزنم یا وضعیت عمومیاش را بررسی کنم.
مواقعی که مریض بدحال است حتما اورژانس ۱۱۵ را در جریان قرار میدهم همین همسایههای مهربان که پذیرفتهام در شرایط سخت کنارشان باشم گاه به من میگویند چقدر دل و جرئت داری که پرستاری.»
البته خدمات خانم پرستار مختص اهالی محل نیست. او هوای اقوام و خویشان را هم دارد: «الان که متأهل شدهام و فرزند کوچک دارم اطرافیان مراعاتم را میکنند، اما وقتی مجرد بودم برای پرستاری از بیماران فامیل خانه این قوم و آن خویش میرفتم.»
پرستاران پرستار ندارند
«پرستاری فقط تزریق سرم و آمپول نیست؛ او باید به اندازه یک پزشک بداند.» این درد دل پرستار ۴۱ ساله محله شهید رجایی است.
در ادامه میگوید: «پرستار نهتنها باید از طب بداند بلکه باید روانشناس خوبی هم باشد و ارتباطات و جامعه را هم بشناسد و صبر و تحمل و مدیریت هم داشته باشد. چون پرستاری از کودک با بزرگسال یا حتی مراقبت از بیمار زن یا مرد متفاوت است.»
واکنش خانم پرستار وقتی که از او میپرسیم هنگام بیماری چه کسی پرستارتان میشود، جالب است: «پرستاران پرستار ندارند؛ یعنی، چون در این رشته درس خواندهاند و کار میکنند اطرافیان انتظار دارند بیمار نشویم یا اگر بیمار میشویم خودمان پرستار خودمان باشیم!»
این گزارش دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۳ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.