«احمدروشنضمیر» یکی از جوانهای ورزشکار شهرک شهیدرجایی است. خاطره ریلهای راهآهن ۲۹سال پیش با تصویر کودکی او گره خورده که عشقش دویدن پا بهپای ترنهای قطار بود.
محله
شهید رجایی
محله شهید رجایی غیر ازمجموعه فرهنگی تفریحی بوستان رجا، بافت و کاربری شهری زیادی ندارد و بیشتر مساحتش به زمینهای کشاورزی و رهاشده آستانقدس اختصاص دارد. درگذشته این محدوده به قلعهساختمان معروف بود و کشاورزان هر روز مسافتی طولانی را برای کار در زمینها طی میکردند تا اینکه رضاشاه دستور ساخت ۱۰ واحدخانه را برای اسکان این افراد داد.
«علی برزوزاده» از جوانان موفق منطقه ما که ساکن شهرک شهید رجایی است میگوید: ۱۲ساله بودم که پا به رکاب شدم. موفقیتهای زیادی کسب کردم از جمله در مسابقات موتور کراس آسیا، کلاس ۲۵۰ سیسی.
حاجاسدالله حسینی، از ریشسفیدان و بانیان مسجد، میگوید: سال ۱۳۴۰ بود که ۸۸ کشاورز که من هم یکی از آنها بودم برای تعیین تکلیف زمینهای کشاورزی که از آستان قدس رضوی خریده بودیم، به فکر ساخت یک مسجد افتادیم.
«مریم عصمتیخدابنده» بانوی نینجاکار ایرانی است. او از ۱۱ سالگی و در دوره راهنمایی ورزش را آغاز کرده و توانسته است در ۶سال تمرین در رشته ووشو و نانچوآن (از سبک تالو)، مدالهای آسیایی و جهانی را درو کند.
محمد شیری سالهاست طبقه همکف خانهاش را حسینیه کرده است. این قسمت از ساختمان او وقف عام شده و جدا از برگزاری مراسم عزاداری یکی از محلها برای فعالیت ورزشی ساکنان شهرک شهید رجایی است.
حسن شهفر جوان محله شهرک شهید رجایی تحصیلاتش در رشته فیزیک هستهای و ذرات بنیادی است و البته قرآنشناسی موفق. شنیدن موفقیتهای او در مسابقات قرآی نیروهای مسلح همان جنبهای است که در کنار دانش فیزیک هستهای او را متفاوت کرده است.
امیر کاظمی به عنوان جوانی بیکار و از سربازی برگشته در محله شهیدرجایی از صفر شروع کرد. او حالا در ۳۱ سالگی دارای آموزشگاه موفق کامپیوتر با سه شعبه در نقاط مختلف مشهد است.
بیش از نیمقرن است که درون کوچهکاهی ِشهرک شهیدرجایی خانهای وجود دارد، خانهای که در آن زنی زندگی میکند که دیگر اسم خودش را هم بهیاد نمیآورد، آنقدر که به او گفتهاند خانمآقا.
صدیقه شکری نوجوان ۱۷ سالهای که عشق او به نقاشی سبب شد که در مسیر هنری اصیل و ایرانی با پیشینه تاریخی مربوط دوره شاهعباس اول صفوی روی بیاورد. او میگوید: استاد فرشچیان الگوی من برای پیشرفت در نگارگری است.
مجتبی محمدی (محبوبی) مربی کونگفو در محله شهیدرجایی است و تنها ورزشکاری است که ۱۵ رشته ورزشی رزمی را تجربه کرده است. او میگوید: بنیانگذار رشته کونگفو در ایران استاد اسکندری از همشهریهای ما مشهدیهاست.
محمد شافعی جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس است که سالهاست برای نفسکشیدن به یک کپسول اکسیژن سفیدرنگ پناه آورده است. او کلکسیونی از مجروحیت است، زیرا هم مشکل بینایی پیدا کرده هم شیمیایی و اعصاب و روان.
محمدحسین محمدزاده، پسر مرحوم حاجموسی میگوید: سال۱۳۴۹ پدرم بنای قدیمی مسجد را ساخت و حالا جمع فامیل برای سرپا نگه داشتن این مسجد موقوفه پای کارند.
حسن یعقوبی از مدیران چند سینمای قدیمی مشهد میگوید: سال ۱۳۴۵ که برای اولین بارسالن سینما دیدم با سالنهای امروزی تفاوت چشمگیری داشت؛ دیگر از بخاریهای زغالسنگی و صندلیهای چوبی و آپاراتهای زغالی خبری نیست.
برای حیدر صفدرپور، همه چیز از برخاستن یک «آه» از نهاد شروع شد: «خدایا، میشه یه روزی منم مثه اینا، برای ائمه دو خط شعر بگم.» صفدرپور اولین شعرش را در ۱۸سالگی میسراید. حکایت او حکایت دلدادگی به ائمه (ع) است.
شهید سیدنوری موسوی طلبهای بود که به عشق کشور و امام خمینی(ره) درس را رها کرد و راهی جبهه شد. او تیربارچی و معاون فرمانده دسته بود.روز تشییع پیکر او دانشآموزان دبستان شهید جهانآرا مدرسه را تعطیل کردند.
عباس بهرامی ۱۸ سال است رسم ارادتش به امام حسین(ع)را با وقف خانهاش به هیئتهای عزاداری ادا میکند او میگوید: بااین وقف حالا از مردم از شهرهای مختلف مهمان خانه ما میشوند.
حیدر صفرپور شاعر محله شهید رجایی به عشق اهل بیت شاعر شده است. میگوید: درسی نمیخواندم و سوادم در حد چهار کلاس ابتدایی و سواد قرآنی است، اما این کمبود مانعی برای رسیدن به علاقه و عشقش برای شعر گفتن در مدح اهل بیت نمیشود.
حاجآقا کرمانی میگوید: دوسالی جبهه بودم و به همین خاطر درجه دریادلی گرفتم. وقتی آمدم پسرم قربانعلی رفت جهبه و در اورند شهید شد. پسرم، همانند دیگر شهدای آن عملیات نشانی ندارد، جز یادش که در دلمان زنده است.
ماجرا برمیگردد به سال۵۲ که یکی از اهالی محله قطعه زمینی را در «قلعهساختمان» یا شهرک شهیدرجایی امروزی در محلی که امروز به نام موعود ۲۳ نامگذاری شده، وقف ساخت مسجد میکند.
آقای قرایی پیشکسوت محله شهید رجایی است. کسی که همه فرزندان و نوههایش ورزش کار حرفهای هستند. درمیان خانواده قرایی افرادی به این رشته ورزشی مشغولند؛ داماد، دو دختر، فرزندان و وابستگانشان اغلب بهشکل حرفهای ورزش میکنند و در بینشان مربی تیم ملی، داور، مسئول هیئت ووشوی استانی و... به چشم میخورد.