کوچکترین شرکتکننده مسابقه کاراته کشور نقره گرفت
سه ماه بیشتر از روزی که حسین جامی پا به باشگاه المپیک محله شهید رستمی گذاشت، نمیگذرد. مبارز متولد سال۱۳۹۵ که تا پیش از آن، تجربه یک سال تمرین ووشو و حتی کسب مقام استانی در این رشته را داشت، اما حالا مسیرش را در کاراته دایدو دنبال میکند.
شاید خودش هم تصور نمیکرد تنها چند ماه بعد، سوار بر اتوبوس راهی تهران شود و درمیان ورزشکاران یک مسابقه کشوری، بهعنوان کوچکترین شرکتکننده روی تاتامی برود و با مدال نقره برگردد. مدالی که برای خودش هم باورنکردنی بود و حالا باعث شده است همتیمیهایش «اعجوبه باشگاه» صدایش بزنند.
-ورزش رزمی را با چه رشتهای شروع کردی؟
ورزش را با فوتبال شروع کردم، اما همیشه فیلمهای رزمی را تماشا میکردم. وقتی خانوادهام دیدند به ورزشهای رزمی علاقه دارم، من را در یک کلاس ووشو نزدیک خانه ثبتنام کردند. حدود یک سال پیش ووشو را شروع کردم و چند ماه بعد توانستم در مسابقات استانی این رشته مقام اول را به دست بیاورم. تجربه خوبی بود و از ووشو هم خیلی چیزها یاد گرفتم، اما بعد از مدتی با کاراته دایدو آشنا شدم.
-کجا با ورزش کاراته آشنا شدی؟
یکی از دوستانم به باشگاه خیابان محمدآباد میرفت و همیشه از کاراته دایدو تعریف میکرد. یک روز با او به باشگاه رفتم تا تمرینش را ببینم. همان جلسه اول از ورزش و فضای باشگاه خیلی خوشم آمد.
-چه چیزی در این رشته بیشتر از ووشو برایت جذابیت داشت؟
این رشته فقط ضربهزدن نیست و باید در آن تکنیکهای مختلف را هم یاد بگیری. تمرینهای کاراته برایم هیجانانگیزتر بود و احساس میکردم میتوانم نکات بیشتری یاد بگیرم. برای همین تصمیم گرفتم ووشو را ادامه ندهم و دایدو را جدیتر دنبال کنم.
-چند وقت است کاراته کار میکنی؟
حدود سه ماه است که دایدو کار میکنم و هفتهای سه روز به باشگاه میآیم. در همین مدت کوتاه، مربیهایم چند بار به من گفتهاند که در این رشته استعداد دارم. اول فکر میکردم فقط برای اینکه من را تشویق کنند، این حرف را میزنند!
-چه زمانی متوجه شدی که مربیهایت واقعا به استعدادت باور دارند؟
وقتی به من گفتند برای مسابقات کشوری ثبتنامم کردهاند. مسابقات شهریورماه در تهران برگزار میشد و قرار بود من هم همراه تیم به مسابقه بروم. آن موقع فهمیدم مربیهایم واقعا به من اعتماد دارند که با وجود سه ماه تمرین، من را برای چنین مسابقهای انتخاب کردهاند.
-وقتی فهمیدی قرار است در مسابقات کشوری شرکت کنی، چه حسی داشتی؟
خیلی استرس پیدا کردم. حتی یک بار تصمیم گرفتم اصلا به مسابقه نروم، چون فکر میکردم هنوز خیلی کم تمرین کردهام. اما خانواده و مربیهایم خیلی تشویقم کردند و گفتند میتوانم از پسش بربیایم.
-از اولین تجربهات در مسابقات کشوری بگو.
این مسابقات، بیستوهشتمین دوره مسابقات قهرمانی کشور در سبک کاراته دایدو بود که در تهران برگزار شد. اولین مسابقه کشوری بود که در آن شرکت میکردم و استرس زیادی داشتم. وقتی به تهران رسیدیم، گفتند من کمسنترین شرکتکننده مسابقات هستم. همین موضوع باعث شد با همه وجود تلاش کنم و در نهایت مقام دوم را بهدست آوردم.
-مربیهایت چه نقشی در پیشرفتت داشتهاند؟
مربیهایم مهدی شفیعپور و امین سیستانینژاد هستند و من هردو را خیلی دوست دارم و الگوی خودم میدانم. بعضی وقتها ما را خیلی تشویق میکنند و بعضی وقتها هم سخت میگیرند، اما فکر میکنم هر دو لازم است. اگر فقط تشویق کنند شاید نتوانیم اشتباهاتمان را بفهمیم و اگر هم فقط سخت بگیرند انگیزهمان کم میشود.
* این گزارش دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۹۰ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.