شغل پرستاری از نظر معنوی من را آرام میکرد
پتو روی کودک را مرتب و سپس میزان سطح هوشیاری او را با دستگاه چک میکند. دستش را بر روی صورت کودک میگذارد و دست او را میگیرد، سپس دوباره دستگاه را چک میکند. انگار که خیالش راحت میشود به سراغ تخت بعدی میرود.با وجودی که چند ساعتی است که روی پا بوده و حتی نتوانسته چند دقیقهای بنشیند و استراحتی کند، اما باز هم کار خود
را با صبر و حوصله انجام میدهد. «سید رضا ثریایی» ۵ سالی در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع) کار کرده است و تجربههای متفاوتی از مراقبت از بیماران خاص دارد. او اکنون پرستار بخش آ. سی. یو بیمارستان تخصصی کودکان اکبر و مسئول روابط عمومی این بیمارستان است به مناسبت روز پرستار ساعتی با او همکلام شدهایم تا تجربههای کاری خود را برای ما بازگو کند.
شغل پرستاری را به شکل دیگری میدیدم حرفهای مقدس که از نظر معنوی من را آرام و راضی میکرد
حرفهای مقدس
سید رضا ثریایی متولد ۱۳۶۸ از کودکی در محله نوده بزرگ شده و، چون این محله برایش یادآور خاطرات کودکی است و به نوعی با فضای آن انس گرفته اکنون نیز بعد از ازدواج قصد ترک کردن آن و ساکن شدن در نقطه دیگری از شهر را ندارد: «وقتی از زمانی که خودت را میشناسی، با اهالی یک محله رفت و آمد میکنی همراه با بچههای آن محله درس میخوانی و هر روز بزرگ میشوی دیگر دلت نمیآید تا آنجا را ترک کنی، برای خانواده من هم همینطور بود با وجودی که پدر میتوانست در نقطه دیگری از شهر ساکن شود این کار را نکرد من نیز الان که تشکیل خانواده دادهام دلم نمیآید آن فضای صمیمی محله را ترک کنم».
با وجودی که میتوانسته در دانشگاه آزاد در رشته علوم پزشکی تحصیل کند و مشکلی در تأمین هزینههای آن از سوی خانواده وجود نداشته است، اما به خاطر علاقهای که به حرفه پرستاری داشته تصمیم میگیرد تا در دانشگاه سراسری بیرجند این رشته تحصیلی را ادامه دهد: «شغل پرستاری را به شکل دیگری میدیدم حرفهای مقدس که از نظر معنوی من را آرام و راضی میکرد. نگاه مادی به این شغل نداشتم با وجودی که میدانستم در پزشکی درآمدها قطعا بسیار بهتر از پرستاری است.»
سال ۹۲ بعد از دانشآموختگی، طرح خود را در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع) آغاز میکند بخشی که کار کردن در آن برای یک پرستار تازه وارد تجربههای ارزشمند زیادی در ابتدای راه دارد، اما از طرفی سختیهای پیش رو آن نیز بسیار زیاد است به طوری که اگر به کار خود علاقه نداشته باشد ممکن است پرستاری را برای همیشه کنار بگذارد
«کار کردن در بیمارستان با هر روحیهای سازگار نیست و ممکن است بسیاری از کنکوریها موقع انتخاب رشته حرفه پرستاری را، چون جزو مشاغل پزشکی محسوب میشود انتخاب کنند، اما بعد از گذراندن درسهای تئوری و عملی واحد دانشگاهی زمانی که در محیط کار قرار میگیرند، دیدن رنج بیمار و برخی اوقات فوت بیماران با روحیه آنها سازگار نباشد و زمان ببرد تا عادت کنند.»
میگوید کارمندان ادارات نیز ممکن است در طول روز، کارهای سخت و فشرده داشته باشند، اما حرفه پرستاری که با جان افراد سر و کاردارد وظیفه سنگینی را بر دوش پرستاران قرار میدهد: «پرستار باید نسبت به تمام بیماریها و عوارض آن و همچنین داروها آگاه باشد، چون دکتر بعد از معاینه، بیمار را برای مراقبت به پرستار میسپارد و چک کردن وضعیت بیمار و رسیدگی به او به ویژه برای بیمارانی که در وضعیت حاد هوشیاری قرار دارند بار سنگینی بر دوش پرستاران است.»
بازی با جان
۴ سال کار کردن در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع) و دیدن بیمارانی که از شهرستان نیز به این مرکز درمانی ارجاع داده میشدند باعث شده است تا او چیزهای متفاوتی را تجربه کند: «زمانی که تب کریمه کنگو پیش آمد بیماران به بیمارستان امام رضا (ع) فرستاده میشدند و شاید به خاطر داشته باشید که این ویروس به یکی از پرستاران منتقل شد و او جان خود را از دست داد. پرستاری یعنی در معرض خطر قرار گرفتن، چون هر چقدر هم که مراقبتهای این کار مانند استفاده از دستکش، ماسک و ... را داشته باشید ممکن است با قرار گرفتن در کنار بیمار ایدز، هپاتیت و... باز هم جان شما به عنوان پرستار در خطر باشد، چون لمس سوزن یک سرنگ آلوده به صورت ناخودآگاه یک عمر پشیمانی به دنبال دارد.»
ثریایی از اردیبهشت ماه امسال در بیمارستان تخصصی کودکان اکبر مشغول به کار شده است. او مراقبت از اطفال را بسیار سختتر از سایر بخشها میداند و بیان میدارد: «زمانی که انسان بالغ در خانواده بیمار میشود فرد متوجه مراحل درمان میشود و حتی سعی میکند تا درد خود را از خانواده پنهان کند، اما با بیمار شدن کودک، خانواده فشار مضاعفی را تحمل میکند، چون نمیتواند درد فرزند خود را ببیند و اینجاست که پرستار باید علاوه بر کودک که مراقبت از او بسیار سختتر است خانواده او را نیز از نظر ذهنی آرام کند.»
از روانشناسی تا صبوری
بیمارستان، چون ویژه کودکان است پرستاران آموزشهای مناسب را دیدهاند و حتی در بخشها اتاق اسباب بازی وجود دارد. برخی از پرستاران با پوشیدن لباس سفیدی که روی آن طرح و نقش دارد، سعی کردهاند تا فضا را تلطیف کنند، اما باز هم در این بیمارستان ارتباط بین پرستار و خانواده کودک بیشتر است: «پرستار باید روانشناس و مددکار خوبی باشد تا بتواند رابطهای مطلوب با خانواده کودک برقرار کند و علاوه بر اینکه آنها را با مراحل درمان آشنا میکند بتواند صبر و حوصله نیز در برابر تمام ناملایماتی که ممکن است به وجود آید، به خرج دهد به همین دلیل کار با کودک را تخصصیتر میدانند.»
پرستاری را مترادف با صبر و حوصله میداند: «شاید تا قبل از اینکه وارد این حرفه شوم شناخت کافی نسبت به پرستاران نداشتم و با خود میگفتم مانند دیگران کارشان را انجام میدهند در صورتی که یک پرستار باید علاوه بر داشتن مهارت کافی از صبر و حوصله بالایی نیز برخوردار باشد موضوعی که در پرستاران باتجربه به خوبی دیده میشود. به نظرم به همین دلیل بوده که روز ولادت حضرت زینب (س) را به عنوان روز پرستار نامگذاری کردهاند، چون از حضرت به صبوری یاد میشود.»
گاهی پیش آمده که خانواده بیماران به دلیل شرایط روحی نامناسبی که دارند احساس کنند از سوی پرستاران کم کاری صورت گرفته در صورتی که پرستار خود را موظف به رسیدگی به بیمار میداند چه از نظر کاری و چه از نظر وجدانی، در چنین مواقعی خانواده بیمار به پرستار پرخاش میکنند و یا برخی اوقات با او درگیر میشوند، اما پرستاران سعی میکنند با صبوری و حفظ آرامش کار خود را انجام دهند و این موضوع تأثیری در کارشان نگذارد.
مشکلات رنگارنگ
صحبت که از سختیهای کار پرستاری میشود به اولین چیزی که اشاره میکند، کمبود نیروی پرستاری است: «کشورهای پیشرفته دارای سبک پرستاری هستند به گونهای که هر بیمار یک پرستار ویژه خود را تا پایان مرحله درمان و مرخص شدن از بیمارستان، دارد، اما در کشور ما به دلیل کمبود نیرو هر پرستار باید از ۸ تا ۱۰ بیمار به صورت همزمان مراقبت کند که این موضوع باعث کم شدن میزان رسیدگی و فشار مضاعف به پرستار میشود به عنوان مثال برای نوشتن گزارش پرستاری هر بیمار ۲۰ دقیقه زمان لازم است که برای ۱۰ بیمار ۳ ساعت میشود از طرفی اگر هر بیمار داروی کمی هم مصرف کند دادن دارو و چک کردن وضعیت او نیز ۲۰ دقیقه معادل ۳ ساعت برای هر بیمار زمانبر است و در مجموع ۶ ساعت از روز کاری پرستار صرف این کارها میشود حال با ۶:۳۰ ساعت کاری آیا وقتی میماند تا پرستار کارهای دیگری برای بیمار انجام دهد؟»
یکی دیگر از مشکلات حرفه خود را شیفتهای شب بیان میکند: «از زمانی که پرستار شدم به خوبی میدیدم که همکارانم چگونه کار میکنند و اینکه این شغل یعنی کار ۲۴ ساعته و باید به نوبت در شیفتهای شب نیز کار کنیم، کار کردن در این شیفت مانند سایر شغلها نیست که اگر کاری پیش بیاید فرد باید انجام دهد اینجا برای شیفت شب همیشه کار است و پرستار باید مراقبت از بیمار را جدی بگیرد ضمن اینکه ممکن است بیمار با وضعیت حاد نیز آورده شود و ما آنقدر مشغول کار شویم که خودمان را فراموش کنیم و حتی بوده که به دلیل وضعیت بیمار تا ساعت ۳ نیمه شب نتوانستهایم شام بخوریم.»
«حقوق پرستاران نیز نسبت به خدمتی که انجام میدهند بسیار کم است» این گلایه دیگر ثریایی است ضمن اینکه به نگرفتن کارانه خود در ۱۴ ماه اخیر اشاره میکند و ادامه میدهد: «با وجودی که مشقتهای این شغل چه از نظر جانی و چه از نظر بار وظیفهای بسیار بالاست، اما حقوقی که به یک پرستار داده میشود بسیار کم است.»
ثریایی علاوه بر اینکه از امسال در بخش آی. سی. یو بیمارستان تخصصی کودکان اکبر کار میکند، مسئول روابط عمومی بیمارستان نیز هست: «به دلیل سابقه فعالیتی که در شورای اجتماعی محله داشتم مدتی مسئول صدور پروانههای بیمارستان امام رضا (ع) بودم و بعد از آن مدیر بیمارستان اکبر پیشنهادی مبنی بر مسئولیت روابط عمومی این بیمارستان داد که قبول کردم، اما این کار اداری از علاقه من به پرستاری کم نکرد به همین دلیل نیز در شیفت شب آی. سی. یو بیمارستان خدمت میکنم.»
ماجرای تب کریمه کنگو
خاطرات زیادی از چند سالی که در پرستاری خدمت کرده به همراه دارد، اما شاخصترین خاطره خود را مربوط به بیماری میداند که با تشخیص مننژیت به بیمارستان امام رضا (ع) ارجاع داده شده بود: «سطح هوشیاری بیمار بسیار کم بود و توانی برای حرکت و صحبت کردن در بیمار دیده نمیشد بعد از بستری کردن بیمار مراقبت از او به من سپرده شد و بعد از یک ماه مراقبت و بستری در بیمارستان توانستیم بیمار را از مرگ حتمی به دلیل وضعیت وخیمی که داشت نجات دهیم و بیمار که از گنبدکاووس به مشهد آمده بود به سلامت رهسپار شهر خود شد. مدتی از ترخیص بیمار میگذشت که همسر او به بیمارستان آمد و به عنوان تشکر روسری ترکمنی به من هدیه داد که بسیار برایم لذت بخش بود و من روسری را به همسرم دادم.»
خاطره دیگر او مربوط به خانم بارداری میشود که با تب شدید به بیمارستان مراجعه میکند. بیماری او تب کریمه کنگو تشخیص داده میشود: «آن شب را هنوز به یاد دارم خانم شش ماهه بارداری بود که در بخش عفونی بیمارستان بستری شد و با توجه به اینکه همکار پرستارمان نیز خودش خانم بارداری بود مراقبت از او را من بر عهده گرفتم و لباس ایزوله را به تن کردم و به بالین بیمار رفتم و مطابق دستور پزشک رسیدگی و داروها را شروع کردم و هر نیم ساعت برای رسیدگی وضعیت بیمار و درجه هوشیاری او به بالینش میرفتم.»
او ادامه میدهد: «شب خیلی سختی بود. کیت محافظتی که پوشیده بودم را نمیتوانستم دربیاورم، چون باید مرتب وضعیت بیمار را بررسی میکردم. چند ساعتی از مراجعه او نمیگذشت که نشانههای سقط جنین در او پیدا شد، مادر از شدت درد و تب بچه را سقط کرد که برای تمام ما ناراحت کننده بود، اما بعد از سه هفته درمان توانست با پای خودش و با سلامتی بیمارستان را ترک کند.»
خطرات را به جان میخرم
با وجود تمام سختیهای کارش، اما در لابه لای تمام جملاتش و حتی بیان خاطراتش به این موضوع اشاره میکند که شغلش را بسیار دوست دارد و حاضر است تمام خطرات آن را به جان بخرد: خطرات برای پرستار همیشه هست اینکه بخواهد بیماری از فرد به او منتقل شود، اما اگر باز هم به سالها قبل بازگردم و دوباره انتخاب رشته کنکور انجام دهم بی شک مجدد هم پرستاری را انتخاب خواهم کرد. چون علاقه به خدمت کردن در این حرفه برایم بسیار شیرین است و همان لبخند رضایت بیمار و دیدن سلامتی او خستگی را از تنم به در میکن
این گزارش شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۳ شهرارا محله منطقه ۲ چاپ شده است
