کد خبر: ۱۵۷۰۱
۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
مدرسه استثنائی

درخشش توانایی‌ها در مدرسه استثنایی دخترانه کوثر

کودکان دبستان دخترانه استثنایی کوثر به‌دلیل ناتوانی ذهنی، در یادگیری و انجام برخی مهارت‌ها به آموزش و حمایت ویژه نیاز دارند، اما هرکدام توانایی‌ها، استعداد‌ها و دنیای منحصر‌به‌فرد خودشان را دارند و کارکنان مدرسه تلاش می‌کنند این توانایی‌ها دیده شود.

از درِ نیمه‌باز آبی‌رنگ وارد می‌شوم و چشمم به صف بچه‌ها در حیاط کوچک مدرسه می‌افتد. صدای «از جلو نظام» ناظم، مرا به سال‌های شیرین دبستان و خاطرات خوش آن روز‌ها می‌برد. نزدیک یکی از صف‌ها می‌ایستم. بچه‌ها تازه متوجه حضورم شده‌اند.

سر برمی‌گردانند و با زبان شیرین کودکانه‌شان سر صحبت را باز می‌کنند؛ اسمم را می‌پرسند، با ذوق از خودشان می‌گویند و هرکدام می‌خواهند سهمی در این آشنایی تازه داشته‌باشند. همین ارتباط کوتاه و بی‌تکلف، سر ذوقم می‌آورد. زنگ که می‌خورد، من هم پشت سر آخرین صف، راهی ساختمان مدرسه می‌شوم.

مدرسه استثنایی کوثر در محله کوی ۲۲بهمن است؛ جایی که دختران در مقاطع پیش‌دبستانی و ابتدایی درس می‌خوانند. کودکانی که به‌دلیل ناتوانی ذهنی، در یادگیری و انجام برخی مهارت‌ها به آموزش و حمایت ویژه نیاز دارند، اما هرکدام توانایی‌ها، استعداد‌ها و دنیای منحصر‌به‌فرد خودشان را دارند. اینجا کارکنان مدرسه تلاش می‌کنند که این توانایی‌ها دیده شود؛ قرار است بچه‌ها، هرکدام به اندازه ظرفیت و توان خودشان یاد بگیرند، تجربه کنند و قدم‌به‌قدم پیش بروند.

 

تفاوت نباید باعث ترحم شود

مدرسه استثنایی کوثر در سال۱۳۷۵ ساخته شده و یکی از پنج مدرسه استثنایی ناحیه ۲ آموزش‌وپرورش مشهد است. دانش‌آموزان از محله‌های مختلف، از مصلی و چهنو گرفته تا شهرک شهیدباهنر، به این مدرسه می‌آیند و هر سال حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰دانش‌آموز ثبت‌نامی دارند.

اینها توضیحاتی است که فاطمه منظمی، مدیر مدرسه، همان ابتدای گفت‌و‌گو درباره این مدرسه بیان می‌کند. او ۹سال آموزگار و معاون مدارس استثنایی بوده است و حالا چهارمین سال مدیریت خود را در مدرسه کوثر می‌گذراند.

صادقانه می‌گوید که در ابتدا با علاقه وارد این شغل نشده‌بود. حتی سال اول معلمی برایش روز‌های سختی داشته‌است؛ روز‌هایی که هنوز هم با گذشت سال‌ها، خاطره‌شان را فراموش نکرده است؛ «هیچ‌وقت اولین زنگ درسی‌ام را فراموش نمی‌کنم. تحمل نگاه بچه‌هایی که معصومانه نگاهم می‌کردند، برایم خیلی سخت بود. آن روز رفتم خانه و یک دل سیر گریه کردم. اما به‌مرور همه‌چیز برایم معنای دیگری پیدا کرد. آنچه روز‌های اول برایم دشوار بود، کم‌کم جای خود را به درکی تازه داد؛ اینکه تفاوت، نباید بهانه‌ای برای ترحم باشد. بعد‌ها فهمیدم که این بچه‌ها صرفا دنیا را جور دیگری درک می‌کنند؛ همین.

حالا دیگر آنچه آزارم می‌داد، نه تفاوت‌های دانش‌آموزان، بلکه پیامد‌هایی بود که این تفاوت‌ها در نگاه جامعه به دنبال داشت. اینکه چرا بعضی از بچه‌ها باید به‌دلیل شرایطشان از حقوق و فرصت‌هایی محروم بمانند که دیگران به‌طور طبیعی از آن برخوردارند. طی این سال‌ها تمام تلاشم این بوده است که آنها هم مثل هر گروهی در جامعه، جایگاه و حق خودشان را داشته‌باشند.»‌

 

مدرسه استثنایی

 

راهنمای بچه‌ها برای پیدا‌کردن کلاس‌ها

مدیر مدرسه و ۲۹‌نفر از اعضای کادر آموزشی و اجرایی کوثر، حالا یک هدف مشترک دارند؛ اینکه بچه‌ها با وجود تفاوت‌هایشان، در بستر این مدرسه فرصت رشد پیدا کنند و توانایی‌هایشان را بشناسند. همراه خانم منظمی راه می‌افتیم تا از نزدیک ببینم این فرصت چطور برای دانش‌آموزان فراهم شده‌است.

مدرسه چهارده‌کلاس دارد که در دو ساختمان نزدیک به هم قرار گرفته‌اند. در ساختمان اول، اولین چیزی که توجهم را جلب می‌کند، عکس‌های سه‌درچهار دانش‌آموزان است که روی در کلاس‌ها چسبانده شده‌اند. علاوه برعکس‌ها، روی هر در هر نیز شکل و تزیینی متفاوت دیده می‌شود؛ یکی گل، یکی خرگوش و دیگری درخت؛ «این کار را می‌کنیم که بچه‌ها راحت‌تر بتوانند کلاس خودشان را پیدا کنند. شکل‌هایی هم که کنار عکس‌ها قرار می‌دهیم، کمک می‌کند کلاسشان بهتر در ذهنشان بماند.»‌

 

فضای صمیمی و راحت‌

می‌خواهم از نزدیک شیوه تدریس دبیر‌ها را ببینم و پیش از ورود به یکی از کلاس‌ها از پشت در صدای معلم را می‌شنوم. با صدای بلند و با لحنی مهربان دارد با بچه‌ها حرف می‌زند؛ «دختر قشنگ من» و «عشق من» را میان حرف‌هایش می‌شنوم.

فاطمه رجب‌زاده هجده‌سال سابقه تدریس دارد و سال گذشته در جشنواره مدرسه پژوهش‌محور موفق به کسب مقام اول شده و حالا اینجا دبیر پایه سوم است. او اینجا به مهارت ارتباط‌گیری‌اش با بچه‌ها معروف است.

وارد که می‌شوم، می‌بینم که در این کلاس هیچ‌کس روی صندلی خودش ننشسته و فضای کلاس بیشتر به جمعی صمیمی شباهت دارد تا کلاسی که قرار است در آن قوانین خشک و رسمی حاکم باشد.

فاطمه رجب‌زاده می‌گوید فضای کلاس دانش‌آموزان استثنایی باید صمیمی و راحت باشد و قرار نیست سخت‌گیری‌های معمول مدارس عادی در اینجا هم اعمال شود.

 

مدرسه استثنائی

 

هر دانش‌آموز قلق خودش را دارد

رجب‌زاده از اصطلاحی نام می‌برد که میان معلم‌های این مدارس زیاد به گوش می‌خورد؛ قلق‌گیری! منظورش شناختن راهی است که هر دانش‌آموز با آن ارتباط می‌گیرد، اعتماد می‌کند و برای همراهی با معلمش انگیزه پیدا می‌کند.

او توضیح می‌دهد: بچه‌های مدارس استثنایی معمولا هرکدام قلق خودشان را دارند تا با تو همراهی کنند؛ مثلا دانش‌آموزی داشتم که سال گذشته از اینجا رفت. اول دو‌سال به مدرسه عادی رفته‌بود و بین بچه‌های دیگر سرخورده شده‌بود. دو سال کلاس اول مانده‌بود. اینجا هم یک سال با دبیر دیگری در کلاس اول ماند و نتوانست به کلاس بعد برود. به خودش و بچه‌های دیگر آسیب می‌رساند.

فضای کلاس دانش‌آموزان استثنایی باید صمیمی و راحت باشد و قرار نیست سخت‌گیری‌های معمول مدارس عادی اینجا هم اعمال شود

مدتی طول کشید تا بفهمم پشت رفتار‌های این دانش‌آموز، بیش از هر چیز نیاز به توجه وجود دارد. باید راهی پیدا می‌کردم تا او احساس کند دیده‌می‌شود و می‌تواند از پس کارهایش بربیاید. من فهمیدم آن بچه کمبود توجه داشت. هر بار شروع می‌کرد به ناراحتی و از جایش بلند می‌شد، می‌گفتم تو عشق منی، باهوشی و... گل از گلش می‌شکفت و با همین حرف‌ها تکلیفش را کامل انجام می‌داد و در‌نهایت هم توانست کلاس اول را پشت سر بگذارد.

 

اولین قدم، تقویت مهارت ارتباطی

در همین طبقه، اتاق گفتاردرمانی هم قرار دارد؛ اتاقی که در آن، یادگیری شکل دیگری به خود می‌گیرد. وارد که می‌شوم، محدثه سلطانی، گفتاردرمان مدرسه، روبه‌روی دانش‌آموزی نشسته‌است. کودک عروسکی در دست دارد و آینه‌ای هم روی صندلی، درست مقابل او قرار گرفته‌است. اینجا قرار است بچه‌ها کلمات را تمرین کنند و قدم‌به‌قدم، بیان درست صدا‌ها را یاد بگیرند.

سلطانی توضیح می‌دهد که آینه به کودک کمک می‌کند حرکت لب‌ها و دهان خودش را هنگام تلفظ کلمات ببیند و آنچه را انجام می‌دهد، بهتر با صدایی که می‌شنود، تطبیق دهد.

او می‌گوید: تقویت مهارت ارتباطی بچه‌ها اینجا از هر درس و تکلیفی مهم‌تر است. حرف‌زدن هم اولین راه ارتباطی است. اما خیلی از بچه‌ها اینجا در تکلم مشکل دارند. من در این کلاس با آنها تک‌به‌تک کار می‌کنم. هر بچه در یک سطح است و باید اول سال سطحش سنجیده شود تا تمرین‌های گفتاردرمانی متناسب با همان سطح انجام شود.

البته فرصت کار با هر دانش‌آموز در این اتاق محدود است و هر کودک حدود نیم‌ساعت با گفتاردرمان تمرین می‌کند. برای همین، بخشی از کار گفتاردرمان به گفت‌و‌گو با خانواده‌ها اختصاص دارد تا تمرین‌ها در خانه هم ادامه پیدا کند؛ «با خانواده‌هایشان هم صحبت می‌کنیم که با هر بچه چه تمرینی انجام شود. اگر تمرین‌ها درست و اصولی انجام شود، در طول سال حتما شاهد پیشرفتشان هستیم.»

 

اتاق محبوب بچه‌ها

این ساختمان هفت‌کلاس دارد که بیشترشان کلاس‌های پیش‌دبستانی و پایه اول و دوم هستند. از اینجا به ساختمان کناری می‌رویم که کلاس‌های پایه سوم به بعد در آن قرار گرفته‌اند. در این ساختمان، اتاقی به نام اتاق بازی است که از همان بدو ورود می‌توان فهمید چرا بین بچه‌ها محبوبیت بیشتری دارد.

فضای اتاق از کلاس‌های درسی رنگی‌تر است. کف‌پوش تاتامی دارد و قفسه‌ای پر از بازی‌های مختلف در گوشه آن دیده‌می‌شود. دارت، تردمیل و وسایل دیگر هم در این اتاق جا گرفته‌اند؛ جایی که بچه‌ها می‌توانند یادگیری را با بازی و تحرک تجربه کنند.

منظمی توضیح می‌دهد که این اتاق دو سال پیش افتتاح شده و یکی از خیران، فضا را برای استفاده دانش‌آموزان تجهیز کرده‌است. حالا بچه‌ها در همه پایه‌ها، در طول هفته زنگ بازی هم دارند؛ فرصتی که به گفته مدیر مدرسه، جای خالی‌اش سال‌ها احساس می‌شد: آموزش به بچه‌های استثنایی بدون بازی بی‌معناست. بچه‌ها در خلال بازی است که مهارت یاد می‌گیرند و آموزش می‌بینند.

 

ارتباطات تازه در بازارچه

در راستای تقویت اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان، مدرسه کوثر هر سال به مناسبت‌های مختلف، بازارچه‌هایی برپا می‌کند تا بچه‌ها فرصت داشته باشند حاصل آموخته‌هایشان را به دیگران نشان‌دهند. مهم‌ترین آنها، بازارچه صنایع‌دستی افراد با نیاز‌های ویژه در روز ۱۳‌آذر است. در این روز، حیاط مدرسه به فضایی برای عرضه دست‌سازه‌های دانش‌آموزان تبدیل می‌شود؛ «در حیاط مدرسه میز می‌چینیم و از دانش‌آموزان مدارس اطراف دعوت می‌کنیم که بیایند. این فرصت خوبی است؛ هم بچه‌ها مهارت بیشتری در کاردستی پیدا می‌کنند و هم فرصتی دارند که دانش‌آموزان ما با بچه‌های مدارس عادی هم وارد گفت‌و‌گو شوند.»

تقویت مهارت ارتباطی بچه‌ها اینجا از هر درس و تکلیفی مهم‌تر است. حرف‌زدن هم اولین راه ارتباطی است که خیلی‌ها مشکل دارند

او از تأثیر این تجربه بر دانش‌آموزان می‌گوید؛ از اینکه وقتی بچه‌ها کار‌های دست‌سازشان را روی میز می‌چینند، آنها را به دیگران معرفی می‌کنند و با استقبال و توجه بازدیدکنندگان روبه‌رو می‌شوند، اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا می‌کنند. این بازارچه‌ها فرصتی است تا دانش‌آموزان کوثر، بیرون از فضای معمول کلاس هم توانایی‌هایشان را به نمایش بگذارند و ارتباط‌های تازه‌ای بسازند.

 

پذیرش خانواده‌ها، بخش مهم مسیر

بعد از دیدن کلاس‌ها و اتاق‌های مختلف مدرسه، خانم منظمی از چالشی می‌گوید که بیرون از دیوار‌های مدرسه برای آنها وجود دارد؛ خانواده‌هایی که گاهی پیش از آنکه بتوانند برای رشد و آموزش فرزندشان قدمی بردارند، باید با واقعیتی روبه‌رو شوند که پذیرش آن برایشان آسان نیست. بعضی از والدین با وجود ارزیابی‌های انجام‌شده و مشخص‌شدن نیاز فرزندشان به آموزش ویژه، نمی‌توانند این موضوع را بپذیرند و ترجیح می‌دهند او را در مدرسه عادی ثبت‌نام کنند. در چنین شرایطی، کودک ممکن است به‌دلیل تفاوت در شیوه یادگیری و دشواری در همراهی با دیگر دانش‌آموزان، تجربه سرخوردگی بیشتری داشته‌باشد.

برای همین، در مدرسه کوثر از ابتدای هر سال تحصیلی جلسه‌هایی با خانواده‌ها برگزار می‌شود تا والدین با شرایط فرزندشان بیشتر آشنا شوند، تفاوت‌های او را بپذیرند و به‌جای مقایسه‌اش با دیگران، برای شناخت و تقویت توانایی‌هایش تلاش کنند؛ زیرا همراهی خانواده، بخش مهمی از مسیری است که کودک برای یادگیری و رسیدن به استقلال طی می‌کند.

 

رؤیای فوتبالیست‌شدن مبینا

وقتی وارد اتاق می‌شوم، دانش‌آموزان کلاس چهارم مشغول بازی‌اند. میان هیاهوی بچه‌ها، مبینا را می‌بینم که تنها روبه‌روی صفحه دارت ایستاده است و تیرهایش را به سمت هدف پرتاب می‌کند. نشانه‌گیری اش خوب است و تیر‌ها اغلب نزدیک هدف فرود می‌آیند. معلمش می‌گوید مبینا در ورزش‌های مختلف استعداد ویژه‌ای دارد.

جلوتر می‌روم و با خودش هم‌کلام می‌شوم. آرام به نظر می‌رسد، اما همین که از زنگ موردعلاقه‌اش می‌پرسم، با اشتیاق جواب می‌دهد: زنگ ورزش را بیشتر از زنگ‌های دیگر دوست دارم و از همه ورزش‌ها هم خوشم می‌آید؛ فوتبال، والیبال، دارت و.... دلم می‌خواهد در آینده فوتبالیست شوم.

مبینا از آرزویش حرف می‌زند و من به این فکر می‌کنم که گاهی برای جدی‌گرفتن رؤیای یک کودک، همین فرصت‌های ساده کافی است؛ یک توپ، کمی فضای بازی و معلمی که استعدادش را ببیند و تشویقش کند.

 

مدرسه استثنائی

 

مسئولیت داشتن، از سر علاقه

زنگ تفریح است و بچه‌ها در حیاط مدرسه مشغول بازی‌اند. گوشه‌ای از حیاط، زهرا، دانش‌آموز کلاس چهارم، با کارت «ناظم‌یار» که به گردنش انداخته، ایستاده و مراقب بچه‌هاست. می‌پرسم این مسئولیت را چه کسی به او داده است. می‌گوید خودش قبول کرده و توضیح می‌دهد: وظیفه من این است که زنگ تفریح، حواسم به بچه‌ها باشد که در حیاط، کار خطرناکی انجام ندهند.

آموزش‌وپرورش به ما نیرو نمی‌دهد، چون کاردرمان‌ها ترجیح می‌دهند در کلینیک‌ها کار کنند و کار در اینجا برایشان به‌صرفه نیست

دوستان زهرا هم از مهربانی‌اش می‌گویند. به گفته آنها، زهرا بچه‌زرنگ کلاسشان هم هست و در کلاس و درس نیز به هم‌کلاسی‌هایش کمک می‌کند. انگار مراقبت از دیگران، مسئولیتی است که او نه به اجبار، بلکه با میل خودش پذیرفته است.

 

مهارت‌آموزی، مهم‌تر از زنگ درسی

بچه‌های این مدرسه، هرکدام رؤیای خودشان را دارند و هرکدام در مسیری متفاوت، توانایی‌هایشان را نشان می‌دهند. مبینا دلش می‌خواهد روزی فوتبالیست شود و سارا، دانش‌آموز دوازده‌ساله پایه سوم، در دنیای کاردستی‌ها مهارت ویژه‌ای دارد. آن‌قدر سریع و با دقت کار می‌کند که می‌تواند در مدت کوتاهی، کاردستی موردعلاقه‌اش را بسازد.

خانم منظمی از سارا و پاکت‌های زیبایی می‌گوید که درست می‌کند؛ پاکت‌هایی که در بازارچه‌های مدرسه به فروش می‌رسند. خود سارا هم با ذوق از تجربه‌اش تعریف می‌کند: سال قبل در مدارس دیگر بازارچه داشتیم. من که در زنگ مهارت‌آموزی، پاکت درست‌کردن را یاد گرفته‌بودم، توانستم پاکت‌هایم را روی میز فروش بچینم و فروش خوبی داشته باشم.

منظمی توضیح می‌دهد که زنگ مهارت‌آموزی در این مدرسه اهمیت ویژه‌ای دارد و معمولا در اتاق بازی یا نمازخانه برگزار می‌شود. در این ساعت، بچه‌ها از گره‌زدن بند کفش و پاک‌کردن سبزی گرفته تا درست‌کردن انواع کاردستی را تمرین می‌کنند. مهارت‌ها هم برای همه یکسان نیست و متناسب با سن، پایه تحصیلی و توانایی هر دانش‌آموز، به آنها آموزش داده می‌شود.

 

کمبود‌های مدرسه

در ادامه بازدید، منظمی بخش‌های دیگری از مدرسه را هم نشانم می‌دهد؛ فضا‌هایی که هرکدام برای آموزش و توانمندسازی بچه‌ها در نظر گرفته شده‌اند. با‌این‌حال، مدرسه کوثر هم مثل بسیاری از مراکز آموزشی، با کمبود‌هایی روبه‌روست. یکی از آنها اتاق کاردرمانی مدرسه است؛ اتاقی که وسایل و تجهیزات لازم را دارد، اما فعلا به‌دلیل نبود نیروی متخصص، امکان استفاده از آن فراهم نیست؛ «آموزش‌وپرورش به ما نیرو نمی‌دهد، چون نیرو‌های کاردرمانی ترجیح می‌دهند در کلینیک‌های سطح شهر کار کنند و هزینه بیشتری دریافت کنند. کار در اینجا برایشان به‌صرفه نیست.»‌

بیشتر دانش‌آموزان کوثر با ناتوانی ذهنی روبه‌رو هستند، نه معلولیت جسمی؛ با‌این‌حال، بعضی از آنها به خدمات کاردرمانی هم نیاز دارند و نبود نیروی متخصص، دسترسی‌شان به این خدمات را دشوار کرده است.

 

* این گزارش دوشنبه ۴ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۹۲ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام