شاعر مشهدی با رتبه ۲۴ کنکور، رشته ادبیات را انتخاب کرد
در تاریخ کشور ما هم همواره زنان بزرگی بودهاند که مادران شهدا نمونه بارزی از فداکاریهای این قشر جامعه است، اما هستند بانوان دیگری هم که در حوزههای مختلف به جامعه ما خدمت کردهاند، از پزشکی و هنر گرفته تا ادبیات و مهندسی، زنان همواره در طول عمر کشور عزیزمان ایران به روند توسعه کشور در حوزههای مختلف کمک کردهاند.
خلبانی، مهندسی و پزشکی آرزوهای پرتکرار بیشتر ما در دوران کودکی بوده است، اما کمتر کسی است که در کودکی آرزو داشته باشد شاعر شود و تا رسیدن به این غایت دست از آن نکشد. سیده حشمت موسوی، شاعر خوش ذوق و اهل ادب منطقه ما، بانوی محترمی است که مسیر ادبیات و شاعری را در پیش گرفته است و اکنون جزو افراد موفق در این حوزه محسوب میشود.
شروع، از شاعرانه نیشابور
سیده حشمت موسوی در پنجمین دهه از زندگی خویش به سر میبرد. به گفته خودش در شهر شاعرانه نیشابور متولد شده و تا دوره دبیرستان را در این شهر گذرانده است، موسوی در آغاز دوران تحصیل متوسطه به همراه خانواده راهی مشهد میشود.
در زمان انتخاب رشته، رشته فرهنگ و ادبیات را که در نظام قدیم آموزش و پرورش تعریف میشده است، انتخاب میکند. با وجود علاقه نسبی که به ادبیات داشته به صورت جدیتر با شعر و ادبیات و تاریخ ادبیات آشنا میشود و اینها زمینه علاقهمندیاش به ادبیات را فراهم کرده است، در ادامه این گزارش با مسیری که طی کرده و موفقیتهایی که داشته است، بیشتر آشنا میشویم.
موسوی در ابتدا از دلایل علاقهاش به شعر میگوید: وقتی با ادبیات بیشتر از پیش آشنا شدم حال و هوای شاعرانهای که با آن بیشتر درگیر میشدم جذابیت داشت. دلیل اصلی که مرا به سمت شعر کشاند این بود که شعر ناب مرا به این وا میداشت که یک چنین آفرینشی داشته باشم.
در این زمان با قافیه و وزن و آرایههای ادبی بیشتر آشنا شدم و میتوانستم شعرهایی بگویم و آنها را نقد و بررسی کنم. تا قبل از پایان دوره متوسطه دفتر شعری را از شعرهایی که خودم سرودم آماده کرده بودم و برای مشورت و نظرخواهی پیش دکتر یاحقی بردم. دکتر یاحقی گفتند: «من با اینکه دکترای ادبیات دارم، ولی آرزو دارم بتوانم شعر بگویم» و این مشوق خوبی بود.
موسوی ادامه میدهد: این مسیر ادامه داشت تا به کنکور رسیدیم، خوشبختانه توانستم در کنکور رتبه ۲۴ کشور را کسب کنم. در آن زمان هر نفر میتوانست ۱۴ انتخاب رشته داشته باشد. با پدرم راهی مکانی که باید انتخاب رشته میکردم شدیم و آنجا رشته ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد را انتخاب کردم که متصدی ثبت انتخاب رشته با تعجب بسیاری گفت با رتبههای خیلی بالا دنبال انتخاب وکالت هستند تو چرا ادبیات انتخاب میکنی؟ در هر صورت این انتخابی از سر علاقه بود و هرگز هم از این انتخاب پشیمان نیستم.
تشویق پدر
سیده حشمت موسوی درباره تأثیر خانواده هم بر انتخابش میگوید: در خانواده هیچکس به صورت تخصصی حوزه ادبیات را دنبال نمیکرد، اما پدرم طبع شاعری داشت و بسیار علاقهمند فضاهای ادبی را دنبال میکرد. پدرم در این مسیر مرا همواره تشویق میکرد و اولین باری که راهی شب شعر در دانشگاه فردوسی شدم مرا همراهی کرد و در آخر گفت: «شعر تو از همه بهتر بود!» البته منظور تعریف از خودم نیست، میخواهم بگویم که اینگونه مرا تشویق و حمایت میکرد.
وی ادامه میدهد: بعد از همان اولین شب شعر، سازمان تبلیغات اسلامی در برنامه شب شعری که با حضور استادانی همانند دکتر اشرفزاده و فاطمی برگزار میشد از من دعوت کرد. در آن زمان با وجود اینکه دچار کسالت بودم و تب داشتم و قصد رفتن به جلسه را نداشتم پدرم به من اصرار کرد که باید بروی و من را برد که خاطرم هست نام خیابانها تازه عوض شده بود و کلی دنبال آدرس گشتیم.
پدرم همواره در این مسیر حمایتم میکرد. اگر نام یک کتاب شعر را بر زبان میآوردم تمام خیابان سعدی را میگشت تا کتاب را پیدا کند و همیشه در خانه پیگیر بودند که اگر شعر جدیدی داری برایم بخوان و این به من انگیزه میداد.
موسوی در ادامه درباره چگونگی شناسایی طبع شاعری بیان میکند: شعر دو جنبه است و باید جوهره هستی شعر در انسان وجود داشته باشد تا بتواند شعر بگوید. بقیه خواهران من هم شاعر و اهل ادبیات هستند. اعتقاد دارم باید برای رفتن به حوزه شعر و شاعری یک استعداد ذاتی وجود داشته باشد که انسان را به این سمت ببرد و عامل موفقیت باشد.
این بانوی شاعر در ادامه درباره اینکه اشعار شاعر خاصی را دنبال میکند یا نه، میگوید: هیچ شاعر خاصی مدنظر من نیست. در واقع من شعر ناب را دوست دارم، حال میخواهد یک شعر از یک شاعر بزرگ باشد یا یک شعر امروزی و از یک شاعر ناشناخته. پس اولویت با شعر ناب است، حالا این شعر را حافظ بگوید یا قیصر امینپور و شاملو و فاضل نظری.
موسوی در بین شاعران بزرگ هم بیشتر شعرهای حافظ را میپسندد و میخواند به حدی که میگوید: همیشه کتابی از اشعار حافظ همراه من هست به حدی که بارها دیوان حافظم پاره شده است. او درباره قالب شعری مورد علاقهاش هم میگوید: بعضا اینقدر کیفیت و تازگی و متفاوت بودن شعر برایم مهم است که قالب آن مهم نیست، شعری که بتواند حس زیبایی را منتقل کند دوست دارم.
موسوی اولین شعری را که گفته به یاد ندارد، اما خاطرش هست که اولین اشعارش را برای پدر، مادر و معلم خوانده است و میگوید: حتی خاطرم هست یک بار دایی من آمد و گفت یک شعر هم برای من بگو! که البته این شعرها تمرینهایی بود برای اینکه بعدها بفهمیم شعر واقعی چیست.
کشف استعدادهای شعر
شاعر منطقه ما که از دو دهه پیش دبیر ادبیات مدارس سماست، درباره جایگاه شعر و شاعری در کلاسهایش میگوید: به این حوزه توجه ویژهای کرده و انجمن ادبی مدارس سما را راهاندازی کردهام. در این راستا جلسات شب شعری برگزار و استعدادهای خوبی در حوزه شاعری کشف کردهایم.
موسوی ادامه میدهد: در کلاس ادبیات سعی کردهام که به ادبیات کلاسیک که در کتابها هست بسنده نکنم و دانشآموزان را با تمام ابعاد ادبیات آشنا کنم. سعی میکنم در کلاس به روز باشم و اعتقاد دارم ادبیات و آموزههای آن هم باید به روز باشد.
او درباره علاقه و استعداد شاعری در دانشآموزان فعلی و مقایسه آن با گذشته میگوید: در زمانهای مختلف شرایط مختلفی هم وجود دارد. کاری که ما باید انجام بدهیم این است که بعضا به برخی که استعدادی در حوزه شعر دارند، تلنگری بزنیم چرا که همواره بسیاری از افراد از استعداد خود آن مطلع نیستند. استعداد در حوزه شاعری وجود دارد، اما باید به آنها نقشه راه را نشان بدهیم.
موسوی درباره استعدادهایی که تا به حال در فضای شاعری حمایت کرده است هم میگوید: من به جز اینکه دبیر ادبیات بودم در کانون اندیشه فعالیت داشته و تلاش کردهام بچههای مستعد شعر را جذب و به دیده شدن استعدادهای آنها کمک کنم. بارها افرادی کشف و یا داشتههایشان را تقویت کردم و بعدها نامشان را زیاد شنیدهام.
بیمحتواها ماندگار نیستند
این بانوی شاعر درباره چگونه ورود برخی شعرهای بیمحتوا به عرصه موسیقی و جذب مردم به آنها و راه جلوگیری از این امر هم بیان میکند: واقعیت این است که گاهی شعرهایی هستند که در اوج و پر از عاطفه، محتوا و اندیشه هستند و در کنار اینها همواره شعرهایی هستند که بیمحتوا بوده و آدم را سردرگم میکند به شکلی که اصلا آن شعر برای مفهوم خاصی گفته نشده است و هستند افرادی که پشت این شعرها میایستند و دفاع میکنند. همیشه در هنر و ادبیات انحراف وجود دارد و اینها ماندگار نیست، آنچه ماندگار است شعر امثال حافظ است که میماند.
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
آنچه امثال حافظ و شاعران بزرگ خواندهاند، نوعی توفیق و نوعی الهام است. نوعی متفاوت بودن است که آن را برای سالهای طولانی ماندگار میکند، اما اکنون ادا و اطوارهایی در حاشیه برای شعر میبینیم که البته در همان قدیم هم بوده، اما الان بیشتر شده است. برخی میآیند و این شعرهای بیمفهوم را مینویسند، اما ماندگار نیستند.
موسوی در ادامه این صحبتش مثالی هم از حوزه موسیقی و انتخاب درست اشعار به وسیله خوانندگان میزند و میگوید: محسن چاووشی مصداق درستی از یک هنرمند خوشذوق است که اشعار مولانا را بیشتر مواقع انتخاب کرده است. مولانایی که فقط متعلق به ایران نیست و در همه دنیا عرفان مولانا مشهور است، خب اگر دقت کنید این کار به موسیقی و هنر اصالت میدهد و این اصالت است که به کار ماندگاری میدهد.
در ادامه وقتی از موسوی درباره موفقیتهایش میپرسیدم، بیان میکند: من ادعای موفقیت ندارم و آنچه شما موفقیت میدانید یک مورد صوری است. کتاب غزل من با عنوان «آیههای مشرقی» به وسیله انتشارات تکا در سال ۸۸ به چاپ رسیده است.
این اشعار به درخواست این انتشارات وارد مرحله چاپ شد، چرا که من کمی در چاپ کتاب تنبل هستم. همین الان هم ۳ دفتر شعر دارم که هنوز برای چاپ کتاب اقدامی نکردهام. شعرهای عاشقانه و آیینی محوریت این کتاب است که البته باز شعرهای آیینی بیشتر است.
موسوی ادامه میدهد: در زمانی که دانشجو بودم مثل الان ترافیک شاعر نبود و به این واسطه با آرامش خاطر بیشتری کار میکردیم. در جشنوارههای زیادی شرکت کردم، جشنوارههای دانشجویی و جشنوارههای شعر جوان که با حضور قیصر امینپور و فاطمه راکعی و سید حسن حسینی به صورت دورهای در شهرهای مختلف برگزار میشد.
کارم را برخی از جشنوارهها میفرستادم و بعد دعوت میشدم. داوری شعر نواحی مختلف آموزش و پرورش مشهد و استان، داوری پرسش مهر، داوری شعر رضوی و داوری شعر فجر در مشهد را بر عهده داشتهام و در سال ۱۳۸۷ دبیر جشنواره شعر رضوی که به وسیله اداره ارشاد استان در دهه کرامت برگزار میشود، بر عهده داشتهام و چند سال عضو شورای سیاستگذاری شعر استان بودهام.
او در ادامه صحبتها گریزی هم به نقش همسرش در زندگی میزند و میگوید: زمانی که در جلسات شعر اداره تبلیغات اسلامی با همسرم سید صابر مرجائی آشنا شدم، مدرس دانشگاه اسلامی رضوی و اهل ادبیات و شعر بود. کتابش در هند به چاپ رسیده است، اکنون وقایع عاشورا را به صورت منظوم جمعآوری میکند. او در کنار پدرم سهم عمدهای در موفقیتهای من داشته است.
زندگی با شعر
به گفته شاعر منطقه همین که با شعر زندگی میکند و با آن نفس میکشد و به آن عشق میورزد یعنی در کارش موفق بوده است. موسوی میگوید: وقتی یک شعر خوب میشنوم حالم خوب میشود و زمانی که میتوانم یک شعر خوب بگویم خستگی این راه از تنم بیرون میرود. بودن در مسیر علاقهها موفقیت میآورد و به نظرم همین که در مسیر علاقهام هستم و از آن لذت میبرم موفق هستم.
در ادامه از موسوی میخواهم به واسطه تجربهای که در حوزه ادبیات و شعر دارد به شاعران نوجوان و جوان فعلی توصیهای بکند و او بیان میکند: قدیم شاید در شهر کلا دو جلسه شب شعر برگزار میشد که از بین آنها آدمهای بااستعداد و توانمندی پیدا میشد و بعدها هم اسم آنها را بیشتر میشنیدیم، اما اکنون جلسات متعدد شب شعر در طول هفته برگزار میشود.
سوال این است که آیا به همان اندازه که کمیت افزایش پیدا کرده آیا کیفیت هم رشد کرده است؟ بنابراین احساس میکنم شرایط طوری شده است که همه میخواهند فقط باشند که بگویند من هستم، ولی تکرار میکنم که همه ماندگار نیستند. البته حضور در فضاهای ادبی لازمه آشنایی با شعر خوب است، ولی باید جشنواره زده نشویم یا پادوی یک انجمن نباشیم و مفیدتر باشیم و من میگویم: فقط مطالعه، مطالعه و مطالعه! و قدر وقت را بهتر بدانیم.
موسوی ادامه میدهد: برخی از شاعران جوان همین که در انجمنهای شعر وارد میشوند و شعری میخوانند دیگر به فکر این نیستند که خودشان را غنی کنند و به پشتوانههای فرهنگی ما که یک زبان استوار و اندیشه کامل به آنها میدهد پشت میکنند. اول از همه به خودم و بعد به شاعران جوان توصیه میکنم، مطالعه در اندیشههای اجتماعی، مطالعه در زبان امروزی مردم، مطالعه در پشتوانههای گذشته ارتباط با مردم را بیشتر کنیم و برای رفع تکلیف شاعری در انجمنها نباشیم و بیشتر با مردم باشیم.
سیده حشمت موسوی را میتوان به عنوان یک بانوی موفق در منطقه نامید که بر اساس حرف خودش، چون به دنبال علاقهاش رفته موفق است، میخواهم با توجه به زمانی که در آن قرار گرفتهایم یعنی هفته زن کمی درباره زن و مادر برایمان بگوید که بیان میکند: زن بیشباهت به شعر نیست، شعر وقتی سرشار از عاطفه میشود که از کلام احساس و جان میگیرد، آفرینش خداوند هم وقتی انسان را سرشار از عاطفه و احساس آفرید زن آفریده شد، زن و رویش و آفرینش چیزی شبیه به شعر است.
در پایان این دیدار از این بانوی شاعر میخواهیم خوانندگان شهرآرا محله را به شعری که در وصف حضرت زهرا (س) یا زن سروده است، میهمان کند و او این شعر را در وصف فاطمه زهرا (س) در اختیارمان قرار میدهد:
تاخدایت غزل نوشت تورا
آفتاب ازل نوشت تورا
چشمهای از عسل نوشت تورا
کوثر لم یزل نوشت تو را
وخدا خواست تا قلم بزند
خواست تا نور را رقم بزند
یعنی یک نقش بی بدیل کشید
یک گل از ریشهای اصیل کشید
عشق را نیز با دلیل کشید
قاب خورشید را شکیل کشید
حال آماده سفر شدهای
بهترین مادر پدر شدهای
به زمین میرسی زمان باشی
ماه شبهای آسمان باشی
معنی آیههای جان باشی
تا که بانوی این جهان باشی
آمدی مادر پدر باشی
نه که خورشید پشت در باشی
شعر فریاد شد" اغیثینی"
آسمان گفت شعر آیینی
تا ابد پشت سنگر دینی
یا علی! یا علی! چه میبینی
این که پهلوی ماه میشکند
درد در قلب چاه میشکند
این که باید شبانهای تنها
پشت اندوه و سایه دنیا...
درد پیچید درغزل، مولا
و وداعیست تلخ با زهرا
قره العین! ماه بالا دست!
اشفعی یا نگاه بالا دست
این گزارش ۹ اسفند ۹۷ در شماره ۳۱۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

