محمد اسلامی سال ۶۰ اولین چسب برق خراسان را تولید کرد
استادی | سرنوشت مخترع در ایران کاملاً روشن است. پس از کشوقوسهای فراوان اختراعش را ثبت میکند، اما وقتی موقع بهرهبرداری و تولید انبوه میرسد، همه آنهایی که پشت میکروفون دم از حمایت جوانان مخترع میزنند، میگویند این طرحها فضایی است و قابلیت عملیاتیشدن ندارد. درنهایت یکی از همین کشورهای اطرافمان یا اروپاییها آن اختراع را خریده و چند سال بعد مجبوریم چند میلیون دلار پول بدهیم تا با هزار منت آن کالا را بخریم.
این حکایت دقیقا داستان محمد اسلامی، از شهروندان محله بهمن مشهد است. کسی که دستگاه تولید چسب ایرانی اختراع و برای اولینبار در ایران چسب برق تولید کرده است، اما حمایت نکردنها و گیروگرفتاریهای بعد از آن، باعث شده است پروژهاش فعلا تعطیل شود.
اولین برشکار مشهد
من اصالتا کاشمری هستم و حدود سال ۱۳۶۰در مشهد ساکن شدم. شغلهای زیادی را امتحان کردم تا اینکه وارد کار خرید و توزیع چسب شدم. از عمدهفروشها جنس میخریدم و به مغازهدارهای شهر مشهد میفروختم. آن زمان هنوز در ایران کسی نمیتوانست چسب تولید کند.
میرفتند رولهای بزرگ چسب را از کشورهای دیگر میخریدند، بعد به تهران میدادند تا طبق اندازههایی که میخواهند برایشان برش بزنند. چون در آن سالها کسی در مشهد دستگاه برش نداشت. هنوز هم این روال برقرار است. با این تفاوت که حالا در مشهد چندین نفر کار برشکاری انجام میدهند. یادم هست یک روز که برای خرید چسب و تسویه حسابها به دفتر یکی از دوستان قدیمیام رفته بودم، چسبهای کاغذی روی میزش که یک سانت برش خورده بود نظرم را جلب کرد. گفت این چسبها موقع برش سوختهاند و ضایعاتی محسوب میشوند.
آنجا برای اولینبار بود که فهمیدم باید رولها را به تهران بفرستند. تازه کلی هم اذیت میشدند و سفارشهایشان عقب میافتاد و.... همان لحظه یک رول پنج سانتی گرفتم و درخانه با الکتروموتور چرخ خیاطی و تیغ موکتبری یک دستگاه برش ساختم. البته کارایی نداشت، چون اینقدر سرعتش زیاد بود که چسب را مثل فرفره دور خودش میچرخاند و از بین میبرد. از آن روز به بعد مسیرکاریام عوض شد و به برشکار چسب تبدیل شدم. آن اوایل کارهایم را کسی دیگر با دستگاهی که کاربریاش اصلا چیز دیگری بود انجام میداد.
بعدها خودم یک نمونه ساده از دستگاه برش چسب ساختم که برخلاف نمونههای پایتخت، عرض بیشتری را میتوانست ببرد. یادم میآید این دستگاه یک الکتروموتور لازم داشت تا راه بیفتد. قیمتش هم آن زمان ۲۲ هزارتومان بود و من اینقدر دست و بالم تنگ بود که نمیتوانستم این پول را بدهم. رفتم جهادسازندگی تا کمکم کنند. به این عنوان که طرح شما بازدهی و توجیه اقتصادی ندارد، هیچ کمکی به من نکردند. دست آخر هم بایک الکتروموتور نیمسوز دستگاه را راه انداختم و کارم را شروع کردم.
فقط ۵ درصد چسب برق تولید داخل است
پس از این جریان، دیگر به قول معروف در وادی ساخت و تولید این چیزها افتادم. ماشینی ساختم که همه چیز از چسب گرفته تا چرم و پارچه را برش میزد. بعد به خاطر محدودیت عرض برش، به ذهنم رسید دستگاهی بسازم تا عرض یک متر را هم توانایی برش داشته باشد.
بعد از پنج سال آزمون و خطا، اولین دستگاه تولید چسب درخراسان را ساختم چون فقط پنج درصد چسب برق تولید داخل بود!
بیشترشان را به خاطر مشکلات مالی به این و آن فروختم. تا همین چهارپنج سال پیش سرگرم برشکاری بودم، اما یک موضوعی برای من خیلی آزاردهنده شده بود. اینکه فقط ۵ درصد چسب برق مصرفی ایران در کشورمان تولید میشود. بقیه همه وارداتی است و فقط در ایران برش میخورد. به این فکر افتادم که چرا ما با این همه توانایی که داریم، دست به تولید این محصول نزنیم. خلاصه بعد از پنج سال آزمون و خطا، اولین دستگاه تولید چسب درخراسان و شاید ایران را ساختم.
نمونه مشابه ندارد
این دستگاه کم نمونه خارجی ندارد، اما به جرئت میگویم کار من به هیچ عنوان کپی نیست و مشابه دیگری ندارد، دستگاه من برخلاف دیگر ماشینآلات رولهای چسب را به هر اندازهای که مشتری بخواهد، برش میزند. مهمترین تفاوت این ماشین با دیگران در این است که آنها فقط قادر هستند یک محصول تولید کنند. اما نمونه من، با تعویض چند قطعه کوچک میتواند تا هشت محصول را به شما تحویل بدهد. انواع مختلف چسبها با اشکال مختلف گرفته تا فوم چسبدار و.... از همه مهمتر اینکه فرآیند تبدیل و برش در همین ماشین اتفاق میافتد.
حتی شاید خیلیها باور نکنند، اما من با همین دستگاه و با استفاده از پارچه لباسهای بیمارستانی، بنر خام تولید میکنم. بنری که قیمتش ۴۰ درصد ارزانتر از نمونههای موجود در بازار است و در مقابل باد و باران و آفتاب تا ۶ماه هیچ مشکلی برایش به وجود نمیآید.
این محصولاتی را که نام بردم، نمونهاش همین الان موجود است و حتی برخیهایش تأیید هم شده است. نوآوری دیگر من در تولید چسب این است که برخلاف بقیه تولیدکنندههای ایران و دنیا که پایه چسبهایشان مواد شیمیایی است، من از آب استفاده کردهام. اینقدر در این فرمول دست بردم تا توانستم محصولاتم را ضدآب کنم. درحالی که برای همین کار هم باز یک دستگاه جداگانه وجود دارد که قیمتش بسیار بالاست.
۵ سال و ۵۰۰ میلیون تومان
هرکسی که از من میپرسد برای این دستگاه چهقدر هزینه کردی، میگویم ۵ سال از عمرم را پایش گذاشتم که هیچوقت برنمیگردد. صبح و شب زحمت کشیدم و از وقت خانوادهام زدم، تا پروژه به ثمر بنشیند. از این هزینههای معنوی که بگذریم، اگر اشتباه نکنم تا الان رقمی در حدود ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کردهام.
من آدم پولداری نیستم. در همه این سالها هرچه از برشکـاری در میآوردم، این طرف خرج میکردم. بارها مجبور شدم که برای برخی از کارها از این و آن قرض کنم. مثلا یادم هست یک روز سرکار متهای که با آن کار میکردم شکست. سوار ماشین شدم که بروم و یکی دیگر بخرم، فهمیدم یک قران پول در جیبم ندارم. چند دقیقهای با همان ماشین مسافرکشی کردم تا پول خرید مته جور شد. الان هم میخواهم خانهام را بفروشم و کسریهای دیگری که دارم را جبران کنم.
مهر تأیید آزمایشگاه یکی از بزرگترین کارخانههای چسب
من چسبهای تولیدی را به آزمایشگاه یکی از بزرگترین کارخانههای چسب دادم و آزمایشگاهشان کیفیت تولید من را با درجه عالی تأیید کرد. اصلا خود همین کارخانه یکی از دلایل ورود من به کار تولید بود. خودش دستگاه برش خریداری کرد و من هم چسب مورد نیازش را تولید میکردم.
معطل ۵۰میلیون تومان
از دیماه ۱۳۹۵تا الان فقط به مالک مکانی که دستگاه در آن هست اجاره میدهم و فعلا کار، تعطیل است. همین الان دوکارخانه بزرگ مشهد سفارش دارند، اما من نمیتوانم انجام بدهم. شاید باور نکنید، اما این کارگاه با ۵۰ میلیون تومان دوباره سرپا میشود و میتواند مستقیم و غیرمستقیم برای ۵۰-۴۰ نفر کارآفرینی کند. تصمیم گرفتهام تیر خلاص را بزنم و خانهام را بفروشم تا هرچه زودتر از این وضعیت خارج شوم.
*این گزارش یکشنبه، ۶ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۳ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

