مریم دهقان بین خانمهای محله پل میزند
برای مریم دهقان، محله ایثارگران فقط محل زندگی نیست؛ پانزدهسال فعالیت اجتماعی و فرهنگی در این محله، خاطرات زیادی برایش ساخته است. او که ۴۶سال پیش در محدوده مصلی به دنیا آمد، از نوجوانی عضو پایگاه بسیج بوده و پس از سکونت در ایثارگران نیز فعالیتش را در پایگاه بسیج مسجد امامخمینی (ره) ادامه داده است. دهقان به دلیل فعالیت منظمش فرمانده پایگاه شد و از آن زمان، بخش زیادی از خاطراتش با اهالی محله گره خورده است.
سال ۱۳۹۱ بود که فرمانده پایگاه بسیج مسجد شدم. همان زمان بسیج جامعه زنان اعلام کرد پایگاه ها، مهدکودک راه اندازی کنند. مسجد فضای لازم را داشت و من هم دست به کار شدم. وسایل تزئینی برای مهد درست کردم و اتاقها را تزئین کردم. حالا نزدیک چهارده سال است کودکان محله و حتی محلههای اطراف از این مهد استفاده میکنند.

«پاتوق دختران مروارید» را برای جذب نوجوانان به پایگاه راه انداختم. در این سالها همراه همین دختران به دیدار خانواده شهدا میروم. یکی از دیدارهای خاطره انگیزم با خانمام البنین خجسته، مادر شهیدان محمد و غلامرضا سلامی بوده است. هر بار که به دیدنش میرویم، به من میگوید: «تو مثل خودم هستی، مواظب دخترانت باش.»

پنج سال پیش با کمک مدیر دبستان دخترانه شهدای صنف شیرینی سازان، طرح شهید بهنام محمدی را برای دانش آموزان اجرا کردیم. در این طرح مربیان مسجد با دانش آموزان دوست میشوند و آنها را به مسجد دعوت میکنند. سال اول خودم مربی بودم و با بازی، احکام و داستانهای قرآنی را به بچهها آموزش میدادم. ارتباطمان آن قدر خوب شد که بعد از گذشت چند سال، بچهها هنوز سراغم را میگیرند و جویای احوالم میشوند.

چند ماهی است که عصرها همراه تعدادی از همسایهها به بوستان رافونه در خیابان صفدرینژاد ۱۸ میرویم تا با حضور بیشتر اهالی، به کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کنیم. برای اینکه همسایهها را به شرکت در دورهمی تشویق کنم، همان روز اول در گروه اعلام کردم که «تخمه این دورهمی با من!» استقبال خانمها خیلی خوب بود و همان دورهمی اول، روز شیرین و خاطرهانگیزی برایمان رقم خورد.

سال گذشته، قبل از دهه فجر، فهمیدم مادر یکی از ساکنان محله در جریان اتفاقات ده دی سال ۱۳۵۷به شهادت رسیده است. خودش هم که آن زمان باردار بوده، مجروح شده و فرزندش را از دست داده بود. با کمک خواهران بسیجی تصمیم گرفتیم روبهروی منزلشان در خیابان شهید صدوقی ۶، یادواره شهید صدیقه هدکیانی را برگزار کنیم. میز و صندلی چیدیم و از زهرا مسعودی، تقدیر کردیم.

با کمک خواهران، خیریه شهید بهشتی را راهاندازی کردیم و هر سال چند سری جهیزیه و سیسمونی آماده میکنیم. امسال با شروع ماه ربیعالاول، برای عروسی که میخواست راهی خانه بخت شود، مشغول آماده کردن جهیزیه شدیم. وسایل کمی داشتیم، اما اهالی در عرض چند روز کمک کردند و وسایل فراهم شد.
* این گزارش شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.