کد خبر: ۱۵۲۳۵
۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کارآفرینی

الهه کاظمیان با تماشای سریال یانگوم به درآمدزایی رسید

نزدیک به ۹ سال است که زندگی الهه کاظمیان، ساکن محله امام‌خمینی(ره) با پرورش پرنده گره خورده است؛ کاری که برایش از یک علاقه شروع شد و کم‌کم به کسب‌وکار خانگی تبدیل شد اما، رابطه او با پرنده‌هایش چیزی فراتر از حساب‌وکتاب فروش و درآمد است.

کف دستش را پر از دانه می‌کند و آرام جلو می‌رود، کمی از دانه‌ها را روی زمین و بیشترش را داخل ظرف می‌ریزد. الهه‌خانم بیشتر از اینکه حواسش به دانه‌ها باشد، چشمش دنبال پرنده‌هاست؛ تک‌تک آنها را با دقت نگاه می‌کند تا اگر پرنده‌ای کمی بی‌حال باشد، متوجه شود. از رفتار و نگاهش می‌توان فهمید که این پرنده‌ها برای او فقط بخشی از یک کسب‌وکار خانگی نیستند.

نزدیک به ۹ سال است که زندگی الهه کاظمیان، ساکن محله امام‌خمینی(ره)، با پرورش پرنده گره خورده است؛ کاری که برایش از یک علاقه شروع شد و کم‌کم به کسب‌وکار خانگی تبدیل شد. اما، رابطه او با پرنده‌هایش چیزی فراتر از حساب‌وکتاب فروش و درآمد است. کافی است یکی از آنها بیمار شود تا حال خودش هم عوض شود؛ درست مثل مادری که نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار درد فرزندش بگذرد، او هم مراقبت از پرنده بیمار را تا خوب‌شدنش رها نمی‌کند.

شاید برای همین است که بعد‌از سال‌ها، هنوز وقتی از پرنده‌هایش حرف می‌زند، بیشتر از قیمت و فروش، از نگهداری‌شان می‌گوید؛ از روز‌هایی که برای پرورش آنها تلاش کرده و از تجربه‌هایی که در این مسیر به دست آورده است.

 

شروع یک کسب‌وکار خانگی

رورش پرنده زینتی، اولین کسب‌وکار خانگی الهه‌خانم نیست. او پیش از این هم حدود سه‌سال در‌زمینه دوخت کیف‌های چرمی فعالیت کرده است؛ کاری که با شرکت در یک دوره آموزشی شروع شد و کم‌کم همسر و دو فرزندش نیز با او همراه شدند.

الهه‌خانم تعریف می‌کند: همیشه دوست داشتم در‌کنار همسر و مادر بودن، کاری هم برای خودم داشته باشم؛ کاری که لطمه‌ای به مسئولیت‌های خانه‌داری نزند و در‌عین‌حال بتواند کمک خرج خانواده و باعث استقلال مالی خودم شود.

وقتی دوخت چرم را یاد گرفت، این مهارت را به همسر و دو فرزندش هم آموزش داد تا کارشان شکل خانوادگی پیدا کند؛ «کیف کارت، جاکلیدی، کیف مدارک، کمربند و کیف دوشی را به‌صورت سفارشی می‌دوختم. برای برش و چسب‌کاری هم از همسر و بچه‌ها کمک می‌گرفتم.»

مدتی عکس نمونه کارهایش را در فضای مجازی منتشر می‌کرد و گاهی هم راهی بازارچه‌ها می‌شد تا هنر دستش را بفروشد، اما پیداکردن مشتری برایش سخت بود. سفارش‌ها همیشه آن‌طور‌که انتظار داشت، نبود و همین باعث می‌شد به این فکر کند که شاید باید شیوه تبلیغاتش را عوض کند یا سراغ کار دیگری برود.

 

ایده‌ای که از «جواهری در قصر» شکل گرفت

حدود ۹سال پیش، جرقه یک کار جدید به ذهن الهه خانم خطور کرد. این ایده از جایی شکل گرفت که حتی خودش هم فکرش را نمی‌کرد؛ «در یک قسمت از سریال جواهری در قصر، فردی پرنده زینتی زیبایی را به پادشاه هدیه می‌داد؛ پرنده‌ای که پر‌های رنگارنگ زیبایی داشت و نامش قرقاول بود. آن‌قدر توجهم را جلب کرد که بعد از تمام‌شدن آن قسمت از سریال، نام پرنده را در اینترنت جست‌و‌جو، سپس از روی کنجکاوی درباره محل زندگی و شیوه پرورش آن شروع به تحقیق کردم.»

او حدود شش‌ماه درباره قرقاول تحقیق کرد. تصمیمش را گرفته بود و می‌خواست کسب‌وکار خانگی‌اش را تغییر دهد و به‌جای دوخت چرم، سراغ پرورش پرنده برود؛ آن هم نه هر پرنده‌ای، بلکه پرنده زیبایی که در یک سریال تلویزیونی دیده بود.

همیشه دوست داشتم در‌کنار همسر و مادر بودن، کاری هم برای خودم داشته باشم که لطمه‌ای به خانه‌داری نزند

تحقیق برایش فقط یک کنجکاوی ساده نبود. او هرچه بیشتر می‌خواند، سؤال‌های بیشتری برایش پیش می‌آمد؛ «وقتی برای انجام کاری تصمیم می‌گیرم، باید تا رسیدن به هدفم پیش بروم، خیلی زود فهمیدم که برای شروع این کار، فقط خواندن و جست‌و‌جو کافی نیست.»

الهه‌خانم بعد‌از ماه‌ها تحقیق، تصمیم گرفت دست به کار شود. او با پولی که از دوخت کیف‌های چرمی پس‌انداز کرده بود، یک دستگاه جوجه‌کشی خرید و برای اینکه کار با دستگاه را یاد بگیرد، اول چند تخم‌مرغ خانگی خرید؛ «تخم‌مرغ‌های خانگی جوجه شدند. بعد‌از آن، تخم پرنده‌ای به نام بلک‌استار را امتحان کردم و جواب خوبی گرفتم. بعد هم سراغ جوجه‌کشی پرنده دیگری به اسم آیام سمانی رفتم. همه این پرنده‌ها تقریبا در خانواده مرغ و خروس قرار دارند.»

با نتیجه‌ای که گرفته بود، امیدوار شده بود تا کارش را دنبال کند. جوجه‌ها یکی پس‌از دیگری از تخم بیرون می‌آمدند و از طرفی پیداکردن مشتری برایشان هم چندان سخت نبود؛ «چون جوجه‌ها را با قیمت کمتری نسبت‌به بازار عرضه می‌کردم، فروش خوبی داشتم. کار به جایی رسیده بود که در یک هفته بین ۱۰۰ تا ۱۵۰‌جوجه می‌فروختم. البته فروش بلک‌استار سخت‌تر بود، اما آیام سمانی مشتری خوبی داشت؛ چون برای تقویت سیستم ایمنی توسط پزشکان توصیه می‌شود.»

 

کارآفرینی

 

اولین قرقاول و اولین شکست

وقتی فروش جوجه‌ها خوب پیش رفت، الهه‌خانم بالاخره سراغ همان پرنده‌ای رفت که چند سال قبل با دیدنش در تلویزیون، فکر پرورش آن به ذهنش رسیده بود. او پنجاه‌تخم قرقاول خرید و داخل دستگاه جوجه‌کشی گذاشت، اما از میان آنها فقط ۱۰‌جوجه بیرون آمدند.

قرقاول‌ها که جوجه شدند، تازه دردسرهایش شروع شد. پرنده‌ها وحشی بودند و نگهداری‌شان در فضای کوچک خانه آسان نبود. الهه‌خانم تعدادی را فروخت و چهار تا را نگه داشت. همسرش هم در گوشه‌ای از بالکن خانه با همان وسایلی که داشتند، یعنی چوب و تلق یک قفس کوچک ساخت.

الهه‌خانم هر روز جوجه‌ها را زیر نظر داشت تا اینکه کم‌کم متوجه شد پرورش قرقاول با آنچه در اینترنت و کتاب‌ها خوانده بود، تفاوت زیادی دارد؛ «وقتی جوجه‌ها یک‌ماهه شدند، فهمیدم چیز‌هایی که خوانده بودم با کاری که انجام می‌دهم، فرق دارد. قرقاول پرنده ناشناخته‌ای بود و اطلاعات زیادی درباره پرورش آن وجود نداشت.»

چند وقت بعد قرار شد الهه‌خانم همراه خانواده به سفر برود، اما کسی را نداشت که قرقاول‌ها را به او بسپارد. عکس چهار پرنده را آگهی کرد تا شاید کسی برای خریدشان پیدا شود. هنوز دو ساعت از انتشار آگهی نگذشته بود که هر چهار قرقاول فروخته شد.

الهه‌خانم می‌خواست کمی از این کار فاصله بگیرد، اما نتیجه فروش چیز دیگری بود. قرقاول‌ها با وجود تلفات و سختی پرورششان، به قیمت خوبی فروخته شدند و همین موضوع دوباره فکر پرورش آنها را در ذهنش انداخت؛ «تصمیم گرفتم مدتی استراحت کنم، اما می‌دانستم دوباره سراغ قرقاول خواهم رفت. با اینکه جوجه‌های زیادی را از دست داده بودم، سود خوبی نصیبم شده بود و فهمیدم اگر دانش و تجربه‌اش را به دست بیاورم، می‌تواند کار سودآوری باشد.»

 

وقتی فضای خانه کوچک شد

مدت زیادی از فروش قرقاول‌ها نگذشته بود که الهه‌خانم دوباره دست به کار شد؛ این بار سراغ تخم کبک رفت. ۱۳۰‌تخم کبک داخل دستگاه جوجه‌کشی گذاشت و ۱۱۰‌جوجه از آنها بیرون آمدند. اما نگهداری کبک‌ها در آپارتمان خیلی زود برایش دردسر شد. هرچه جوجه‌ها بزرگ‌تر می‌شدند، سر‌و‌صدایشان هم بیشتر می‌شد.

او می‌گوید: نگهداری کبک خیلی سخت بود، به‌خصوص اینکه در آپارتمان کار می‌کردم. کبک‌ها هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، سر‌و‌صدای بیشتری داشتند. برای همین یک قفس چهارطبقه خریدم و آنها را روی بالکن گذاشتم.

 

کارآفرینی

 

دوباره پای قرقاول به خانه باز شد

وقتی زمان فروش کبک‌ها رسید، یک پیام همه‌چیز را تغییر داد. فردی به الهه‌خانم پیشنهاد داد تا سیزده‌کبک را با یک قرقاول آمریکایی نر عوض کند. او که هنوز فکر قرقاول را از سر بیرون نکرده بود، با پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای روبه‌رو شد. کمی با آن فرد صحبت کرد و به این نتیجه رسید که شاید خرید پرنده مولد هزینه بیشتری داشته باشد، اما ریسک آن از جوجه‌کشی با دستگاه کمتر است. برای همین پیشنهاد را قبول کرد و دوباره یک قرقاول وارد خانه‌اش شد.

حالا فقط قرقاول ماده کم داشت تا به هدفش برسد؛ «دو قرقاول ماده خریدم. چون زندگی این پرنده این‌طور است که هر قرقاول نر باید سه تا چهار ماده داشته باشد، وگرنه ممکن است جفت خودش را بکشد.»

به این ترتیب، معامله‌ای که قرار بود فقط راهی برای فروش کبک‌ها باشد، دوباره الهه‌خانم را به همان پرنده‌ای برگرداند که چند‌سال قبل، همه این ماجرا از آن شروع شده بود.

کبک‌ها کم‌کم آن‌قدر زیاد شدند که دیگر جایی برایشان در خانه باقی نمانده بود. الهه‌خانم ابتدا آنها را در یکی از اتاق‌های خانه نگهداری می‌کرد، اما فضای اتاق هم جواب‌گو نبود. برای همین به‌دنبال جای بزرگ‌تری گشت و در خارج از شهر، یک زمین خاکی سرپوشیده اجاره کرد؛ جایی که خودش هفته‌ای سه بار به آن سر می‌زد تا به پرنده‌ها رسیدگی کند.

قرقاول‌های ماده‌اش در این مدت حدود پنجاه‌تخم گذاشتند و بعد‌از باز‌شدن تخم‌ها، تعداد جوجه‌های نر بیشتر از حد انتظار شد. ازآنجاکه قرقاول‌های نر به صورت غریزی با هم درگیر می‌شوند و حتی ممکن است یکدیگر را بکشند، الهه‌خانم و خانواده‌اش، تعدادی از آنها کشتند و از گوشتشان استفاده کردند.

در ادامه هم کبک‌ها و قرقاول‌های نر را به اقوام و آشنایان می‌فروختند، آنها کم‌کم مشتری‌های خودشان را پیدا کرده بودند.

 

موفقیت چشمگیر الهه‌خانم

کبک‌ها که تمام شدند، فقط قرقاول‌ها باقی ماندند. الهه‌خانم حالا حدود یک‌سال بود که پرورش قرقاول را شروع کرده بود و چهار قرقاول نر و پانزده‌ماده داشت. سال دوم، با شروع فصل جفت‌گیری، نتیجه کارش خودش را نشان داد؛ از همین تعداد، حدود ۳۵۰‌جوجه به دنیا آمد.

این تعداد برای یک پرورش‌دهنده خانگی عدد قابل توجهی بود، اما یک مشکل بزرگ وجود داشت؛ فضای کافی برای نگهداری این همه جوجه را نداشت. اگر جوجه‌ها را تا رسیدن به سن کشتار نگه می‌داشت، می‌توانست آنها را با قیمت بهتری بفروشد، اما خطر تلف‌شدنشان زیاد بود.

برای همین تصمیم گرفت جوجه‌ها را با کمترین قیمت ممکن بفروشد؛ «فضای من خیلی کوچک بود و نمی‌توانستم این همه جوجه را نگهداری کنم و پرورش بدهم تا به کشتار برسند و با قیمت خوبی بفروشم. برای اینکه جوجه‌ها تلف نشوند، هر‌کدام را به قیمت جوجه مرغ فروختم؛ یعنی کمترین قیمتی که در بازار وجود داشت.»

الهه‌خانم بعد از مدتی تصمیم گرفت تعداد پرنده‌ها را کمتر کند. کمبود فضا اجازه نمی‌داد کارش را با همان حجم قبلی ادامه دهد؛ به همین‌دلیل بخشی از قرقاول‌ها را نگه داشت و سطح کارش را پایین آورد. اما این‌بار انتخابش با سال‌های اول فرق داشت؛ او بعد‌از پنج‌سال تجربه، دیگر مسیر پرورش این پرنده را خوب می‌شناخت.

 

کارآفرینی

 

حالا نوبت قرقاول زینتی بود

او می‌گوید: وقتی به گذشته نگاه کردم، دیدم همان پرنده خوش‌آب‌ورنگی که در سریال «جواهری در قصر» دیدم، من را به سمت پرورش پرنده کشاند. تا سه سال پیش فقط قرقاول گوشتی و پرنده‌های دیگر را پرورش می‌دادم، اما بعد از پنج‌سال کار، راه را یاد گرفته بودم. برای همین قرقاول زینتی نر و ماده خریدم و کارم را در این زمینه ادامه دادم.

حالا برای الهه‌خانم، دیدن اولین جوجه قرقاول زینتی که یک ماه از تولدش گذشته و پر‌های رنگارنگش تازه خودشان را نشان داده بودند، حس دیگری داشت. بعد‌از سال‌ها تلاش، بالاخره همان پرنده‌ای را پرورش داده بود که روزی فقط در صفحه تلویزیون دیده بود؛ «وقتی اولین جوجه قرقاول زینتی‌ام را دیدم که پرهایش رنگ گرفته بود، احساس رضایت زیادی داشتم. با وجودی که قیمت قرقاول زینتی حدود سه‌برابر قرقاول گوشتی است، مشتری کمتری دارد.»

 

فروش به شهر‌های دیگر

حالا دیگر مشتری‌های الهه‌خانم فقط به اطراف محل زندگی‌اش محدود نمی‌شوند. چند‌سالی است که قرقاول‌های گوشتی و زینتی را به شهر‌های دیگر هم می‌فرستد؛ «اول به شهر‌های اطراف مثل نیشابور، تربت‌حیدریه، فریمان و سرخس ارسال داشتم، اما بعد‌از مدتی، از کاشان، سیستان‌وبلوچستان و کرمان هم مشتری پیدا کردم.»

روزی که این کار را شروع کردم می‌گفتم آن‌قدر پیشرفت می‌کنم که به‌عنوان یک بانوی کارآفرین شناخته شوم

پرنده‌های الهه‌خانم زیر‌نظر دام‌پزشک هستند و هر چند وقت یک‌بار معاینه می‌شوند، اما خودش هم در این سال‌ها آن‌قدر با پرنده‌ها زندگی کرده که حالا کوچک‌ترین تغییر حالشان را متوجه می‌شود. کافی است یکی از آنها مریض شود تا با دارو و روش‌هایی که در این سال‌ها یاد گرفته، به‌سراغش برود و برای بهتر‌شدن حالش تلاش کند.

 

مراقبتی شبیه یک مادر

اگر بیماری یک پرنده جدی‌تر باشد و نیاز به مراقبت بیشتری داشته باشد، آن را به خانه می‌آورد تا همیشه جلو چشمش باشد. او با پرنده‌هایش درست مانند یک مادر رفتار می‌کند؛ «مریض‌شدن پرنده‌ها آن‌قدر روی روحیه من تأثیر می‌گذارد که همه اعضای خانواده‌ام می‌دانند ناراحتی من از چیست و هرکدام به شکلی سعی می‌کنند کمکم کنند. من این پرنده‌ها را از وقتی سر از تخم بیرون آوردند، خودم بزرگ کرده‌ام و نمی‌توانم ببینم حیوانی درد می‌کشد و کاری برایش انجام ندهم.»

این مراقبت فقط به پرنده‌های خودش محدود نمی‌شود. همسایه‌ها و حتی بعضی از همکارانش هم وقتی جوجه یا پرنده‌ای بیمار دارند، سراغ الهه‌خانم می‌آیند و از تجربه‌هایش کمک می‌گیرند؛ «یادم است بعضی از جوجه‌هایم پاهایشان کج بود و نمی‌توانستند درست راه بروند. با چسب پاهایشان را می‌بستم تا در زمان رشد، شکل بهتری بگیرد. بعداز مدتی خوب می‌شدند و مثل بقیه پرنده‌ها راه می‌رفتند.»

بخش زیادی از این چیز‌ها را الهه‌خانم نه در کلاس و دوره، بلکه در اثر تجربه یاد گرفته است. علاقه باعث شده سختی‌های این کار را تحمل کند و هر بار با تجربه‌ای تازه، راهش را بهتر پیدا کند.

او هنوز هم همان هدفی را دنبال می‌کند که روز‌های اول برای خودش تعیین کرده بود؛ «یادم است روزی که این کار را شروع کردم، به اطرافیانم می‌گفتم آن‌قدر پیشرفت می‌کنم که از من به‌عنوان یک بانوی کارآفرین در کسب‌وکار خانگی یاد شود. هنوز هم به این هدف فکر می‌کنم و می‌دانم برای رسیدن به آن باید تلاش کنم.»

 

* این گزارش سه‌شنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۰ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام