کد خبر: ۱۴۳۰۴
۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
رهبر معظم انقلاب؛ میهمان فراموش‌نشدنی خانه جعفرآقا

رهبر معظم انقلاب؛ میهمان فراموش‌نشدنی خانه جعفرآقا

خاطره پدر شهید قاسم شیرعلی‌نیا به سیزدهم فروردین سال ۹۳ برمی‌گردد که آیت‌الله خامنه‌ای مهمان خانه‌شان شده بودند. می‌گوید: حضرت‌آقا با حوصله به حرف‌هایم گوش و در حق من، همسرم و فرزند شهیدم دعای خیر کردند.

از شنیدن خبر شهادت رهبر معظم انقلاب هنوز هم شوکه است. می‌گوید باور ندارد این اتفاق افتاده باشد. صورت سرخ‌و‌سفیدش، غمگین و ماتم‌زده است. مدام آه می‌کشد، بغض راه گلویش را بسته و به‌سختی حرف می‌زند. کافی است نگاهش به قاب عکسی بیفتد که مؤید حضور رهبر معظم انقلاب در منزلشان است. دیگر نمی‌تواند بغضش را فرو بخورد و ناخودآگاه اشک از چشمانش جاری می‌شود.

جعفر‌آقا پدر شهید قاسم شیرعلی‌نیا و ساکن محله شهید بهشتی، هنوز هم شهد دیدار با رهبر شهید را به یاد دارد.

 

رهبری متواضع

جعفر‌آقا حدود سی‌سالی می‌شود که کوله‌بارش را بسته و از شمال کشور به مشهد آمده است، او با همان ته‌لهجه شیرین گیلانی‌اش از روزی می‌گوید که قرار بود رهبر معظم انقلاب به دیدارشان بیایند. تعریف می‌کند: سیزدهم فروردین سال ۹۳ بود که صبح مرد جوانی درِ خانه‌مان را زد. کت وشلوار تمیز و آراسته‌ای به تن داشت.

تا چهره نورانی حضرت‌آقا را دیدم، دست‌وپایم را گم کردم؛ اما ایشان بسیار راحت و متواضع با من هم‌کلام شدند

وقتی گفت بعدازظهر جایی نروم، قرار است یکی از مسئولان به خانه‌مان بیاید، چندان تعجب نکردم؛ چون بیشتر اهالی محله می‌دانند من پدر شهید هستم و چند‌باری هم مقامات به خانه ما آمده بودند. آن‌قدر خاطرم جمع بود که حتی از او نخواستم خودش را معرفی کند و نپرسیدم قرار است چه کسی به خانه ما بیاید.

او ادامه می‌دهد: برای همسرم موضوع را تعریف کردم و گفتم حدس می‌زنم یکی از مدیران بنیاد شهید به دیدارمان می‌آید. خانه را مرتب کردیم و منتظر ماندیم. ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود که زنگ درِ خانه به صدا درآمد.

جعفر‌آقا، تا درِ خانه را باز کرد، جا خورد. باورش نمی‌شد که در چهارچوب درِ خانه‌اش، رهبر معظم انقلاب ایستاده باشد: تا چهره نورانی حضرت‌آقا را دیدم، دست‌وپایم را گم کردم؛ اما ایشان بسیار راحت و متواضع با من هم‌کلام شدند.

پیرمرد با صدایی گرفته می‌گوید: حضرت آقا، کمی که نشستند، از پسر شهیدم قاسم پرسیدند؛ اینکه چند‌ساله بود به شهادت رسید؟ یا اینکه چگونه پسری برای ما بود؟ رهبر به حرف‌هایم با دقت گوش می‌دادند.

 

رهبر معظم انقلاب؛ میهمان فراموش‌نشدنی خانه جعفرآقا

 

قرآن، حافظ شما باشد

جعفر‌آقا عکس قاسم را نشان رهبر معظم انقلاب داد، از دلتنگی چندین‌و‌چند‌ساله‌اش گفت؛ از اینکه بعد از اسارت تنها‌پسرش، چقدر دنبال او گشته و نتوانسته است قاسمش را پیدا کند: «حضرت‌آقا با حوصله، درست همانند یک دوست به حرف‌هایم گوش کرده و در حق من، همسرم و فرزند شهیدم دعای خیر کردند.»

او ادامه می‌دهد: حضرت‌آقا یک جلد قرآن کریم به من هدیه دادند و فرمودند که ان‌شاءالله قرآن، حافظ و نگهبان شما باشد.

جعفر‌آقا از همان روز، مانند چشم‌هایش از هدیه رهبر معظم انقلاب مراقبت می‌کند. او بعد از شنیدن خبر شهادت رهبر جهان اسلام، هرگاه این کتاب آسمانی را برمی‌دارد تا چند آیه تلاوت کند، یاد آن روز می‌افتد و برای رهبر شهید دعا می‌کند.

شهید قاسم شیرعلی‌نیا متولد ۱۳۴۰ در شهرستان ماسال بود که اسفند سال ۶۲ در عملیات خیبر به اسارت نیرو‌های عراقی درآمد و تاکنون بعد از گذشت ۴۲ سال هنوز مفقودالاثر است؛ اسیری که هیچ‌گاه به صلیب سرخ معرفی نشد و بعد از گذشت بیست سال از اسارتش، با سقوط صدام، سهم جعفرآقا یک قبر خالی در بهشت‌رضا (ع) شد.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۲ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام