سردار شهید حمیدرضا طیاری در روز ولادت امام رضا(ع) به دنیا آمد. هرجا نیاز به نیرو بود، آمادهبهخدمت بود و برایش فرقی نمیکرد؛ کردستان، گنبد، تایباد، خوزستان و... برای شهید مهم ایران بود.
محله
رضاشهر
رضاشهر از محلات قدیمی و اصیل مشهد است که صاحبان اولیه زمینهایش، کارکنان آستانقدسرضوی بودند. آنها بر اساس طرح موظف شدند خانههایشان را ویلایی و حداکثر در دوطبقه با دیوارهایکوتاه بنا کنند. کسی حق نداشت این الگوی ساختوساز را نادیده بگیرد. طراحی رضاشهر الهامگرفته از شهرکهای حومه پاریس بود.
سیدجلال موسوی، موسس شیرینی فروشی جام عسل، ۳۳ سال برای شیرینکردن دهان و دل همشهریان خود تلاش کرد و سرانجام در ۱۳ مهر سال ۱۳۹۹ خبر تلخ درگذشتش منتشر شد.
محمدحسن و محمدحسین شعبانیفر با فاصله یک سال از هم به شهادت رسیدهاند. البته این دو برادر تنها شهدا این خانواده نیستند و محمد افتخاری، داماد خانواده هم شهید شده است.
سمیرا گلخوار، بانوی جوان و مادر مهربانی است که همه کودکان شهرش را، چون فرزند دلبندش دوست دارد. کار او جمعآوری اسباببازی برای کودکان بیسرپرست و بدسرپرست است.
گروه تعزیهخوانی جوانان بنیهاشم (ع) جزء ۱۰ گروه تعزیه خوانی برتر کشور است که کار آنها در سوگواره ملی عاشوراییان خیلی به چشم آمد.
مریم سیرجانی میگوید: سال۱۳۶۴ با شهید جلیل محدثیفر آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. فرزندمان را ششماهه باردار بودم که همسرم شهید شد. تازه آنجا بود که فهمیدم فرمانده گردان غواصی است.
خیابان پیروزی ۱۵ یکی از معابر پررفتوآمد محله رضاشهر است که بهنام «دهخدا» معروف است و از سمت دیگر به خیابان شهید رضوی ۱۶ میرسد. این معبر یکی از مراکز محله رضاشهر است.
۵ روز دلواپسی و بیخبری از پدر شهیدان روشنروان حکایت تلخی است.نیمی از افراد خانواده در سوگ پدر نشستهاند و نیمی دیگر چشمبهراه مادرند.
مرسانا هنرش را خرج مادربزرگها و پدربزرگها میکند. میگوید: وقتی میخواستم موسیقی را شروع کنم دنبال یک ساز سنتی بودم. بعد هم متوجه شدم سازهایی را که با آرشه باشد، بیشتر دوست دارم.
مجید خدایی، ملی پوش سابق کشتی ایران است. او دکتری مدیریت و برنامهریزی در تربیتبدنی را از دانشگاه تهران گرفته و حالا استاد دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه پیامنور است.
حاجمحمدباقر، پدر شهید نوکاریزی ریشسفید محل است و سالهاست اهالی با شنیدن صدای خشدار غمدیدهاش موقع خواندن قرآن و دعا، به او التماس دعا میگویند.
مرحوم حجتالاسلام حاجشیخ موسی بناخسروی، نویسنده کتاب «پند تاریخ» بود که در جبهه و جنگ به عنوان یک روحانی حضور فعالی داشت و از قدیمیها و خیرین محله رضاشهر محسوب میشود.
در یـادوارهای که به نــام شهدای محله رضاشهر لقب گرفت، همسایههای این محله دوباره به یاد دلاورمردیهای جوانان شهید همسایه خود افتادند و به یاد آن روزها و یادآوری خاطراتشان اشک ریختند.
ابراهیم حسن زاده میگوید: برادرم، علی اکبر هم که دو سال از من بزرگتر بود، داوطلب جنگ بود، اما پدر گفت «فقط یکی از شما میرود؛ خودتان انتخاب کنید.» قرعه انداختند و اسم من درآمد.
محمدجواد زبردست میگوید: در روند دادرسی پرونده متوجه شدم که اتفاقا قاتل، پسر همین آقاست و من ناخواسته داشتم از ناحق دفاع میکردم، ناحقی که میخواست خون جوانی را پایمال کند.
خانواده حاجاحمد مصطفویتهرانی که به مشهد آمدند، تنها ۷ نفر بودند، اما رفته رفته تعدادشان به ۷۰ نفر رسید، حاج احمد پایهگذار یک خانواده اسلامی و آسمانی بوده که بیشتر آنها در علوم قرآنی پیشتاز هستند.
سال۵۶ به صورت مخفیانه کلاسهای ایدئولوژیک در زیرزمین خانه پدربزرگم زیر نظر استادان روحانی به نام حجتالاسلام نقره و حجتالاسلام فرجام برای تعدادی از جوانان و نوجوانان انقلابی برگزار میشد.
احمد رضایی و گروه انجمن مهندسان خیر هرکاری از دستشان براید انجام میدهند از ساخت خانه در منطقه محروم گرفته تا ساخت مسجد، حسینیه، درمانگاه و زائرسرای ارزانقیمت.
وجود مدارسی مانند دبستان دخترانه رضوی، دبستان پسرانه خطاط، دبیرستان دخترانه فرزانه، دبیرستان پسرانه بهشت و دبستان امامحسین (ع)، هر روز پای صدها دانشآموز را به خیابان شهید فکوری ۹۴ باز میکند.
شهید محسن نوکاریزی تخریبچی بود. رفقایش میگویند محسن وقتی شهید شد، بسیار تشنه بود، برای همین پدرش هرسال روز اربعین در مسجد رضوی رضاشهر، یادبودی برای فرزند شهیدش برگزار میکند.