فعال فرهنگی - صفحه 26

علی عسکری، متولی مسجد، در سال ۸۲ با نصب یک چادر گروهی که از سپاه قرض کرده بود، این مسجد را در مجتمع پردیس وکیل‌آباد برپا کرد.
 گروه مردمی «جهاد عاطفه‌ها»، درست ۵ دی ماه سال ۹۵، برای کمک‌رسانی به خانواده‌های زیر خط فقر تشکیل شد؛ گروهی تلگرامی که اعضای نخستین آن را چند خانواده و دوست تشکیل داده بودند.
مریم خلقی، همسر شهید جواد جهانی، بعد از شهادت همسرش نام «بیت الشهدا» را بر روی منزل کوچک استیجاری‌شان گذاشته است.
در گذشته تنها مسجد محله، مسجد امام‌حسن(ع) بود. با افزایش جمعیت محله، خانواده رمضان خاوری، بخشی از زمینشان را وقف مسجد صاحب‌الزمان(عج) و خانه بهداشت کردند. در زمین مسجد، داربست و چادر برزنتی زدیم تا نمازگزاران بتوانند نماز را اینجا اقامه کنند. به‌مرور و با کمک مردم و به‌وسیله آجر و شن، یک ساختمان موقت بنا کردیم.
تنها راهنمای من برای پیدا‌کردن این مسجد معروف، یک در سبز‌رنگ است در انتهای کوچه مؤمن‌۱۰. همه مسجد جوادالائمه (ع) در همین زیرزمین خلاصه می‌شود. همین‌جا نماز ظهر و عصر می‌خوانند، کلاس‌های مشاوره برگزار می‌کنند.
هیئت ریحانة‌الحسین(ع) سال‌ها پیش راه‌اندازی شده و محلی برای کارهای فرهنگی جوانان است اما آقا علیرضا درباره اینکه چرا به فکر راه‌اندازی و اداره هیئتی مذهبی افتاده است، می‌گوید: جاذبه امام حسین(ع) هر قلبی را به خود متمایل می‌کند و می‌تواند کانونی برای گرد هم آمدن هر قشری بشود که بزرگ‌ترین کارها را هم انجام دهند.
مخلص کلام اینکه الیاس علیزاده می خواهد در هر کنج پررفت وآمدی در این شهر کتاب فروشی بسازد؛ این کنج می خواهد در دل یک هایپرمارکت بزرگ باشد یا یک مجتمع تجاری بزرگ. او سال هاست که از کف میدان کتاب شروع کرده، کتاب فروخته، فروشگاه داری کرده و حالا به اینجا رسیده است و هنوز برای آینده برنامه های زیادی دارد.
برای معرفی این طرح به روضه‌های خانگی و کلاس‌های آموزش هنری رفتم. خانم‌ها درخواست کتاب‌های آموزشی، داستان و رمان داشتند. دختران نوجوان 12 تا 18سال بیشترین کتاب را در این مدت از ما گرفته‌اند اما عناوینی که این گروه سنی را پوشش می‌داد، کم بود.
بنای این کتابخانه به‌واسطه تأثیر معماری اسلامی و مدرن متفاوت است. فعالیت این کتابخانه فقط به کتاب‌خوانی محدود نمی‌شود، برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی همچنین برنامه‌های مشترک فراوانی با همکاری بنیاد شهید، بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، نهاد رهبری، دفتر تبلیغات اسلامی و شهرداری مشهد در حوزه‌های فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی تاکنون در آن اجرا شده است. این کتابخانه بیش از 16هزار جلد کتاب دارد و بیش از دو هزار عضو و حدود 400‌عضو فعال دارد.
مرحوم سلیمان میرزا، وزیر فرهنگ وقت، نیز در نامه‌ای نوشت با تأسیس کتابخانه‌ای به‌نام معارف در مشهد موافقت کرده است. سپس تعدادی کتاب که از مصر، انگلستان و پاریس خریداری شده بود، همچنین مقداری اثاثیه برای کتابخانه فرستاده شد. از آن‌زمان تاکنون نزدیک به یک قرن می‌گذرد و همچنان این کتابخانه پابرجاست. گرچه حدود 60سال است در مکان فعلی خود مستقر شده، اما در گذر سال‌ها افراد زیادی را به خود دیده است.
همیشه شنیده بودیم پیکر شهدا از مسجد بناها(خیابان خسروی)، ساختمان جهاد کشاورزی(خیابان جهاد)، معراج شهدا و سپاه ناحیه مقاومت مشهد (انتهای نخریسی) تشییع شده‌اند، اما تا به حال نشنیده بودم که اتاق بازرگانی هم در برهه‌ای محل تشییع شهدا بوده است.این‌بار سوژه رنگ‌وبوی دیگری دارد. به‌طور حتم بسیاری از هم‌سن‌وسال‌های من و حتی بزرگ‌ترها هنگامی که به اتاق بازرگانی نگاه می‌کنند، به خاطر نمی‌آورند که در روزگاری نه‌چندان دور این مکان، محل استقرار نظامیان بوده و شهدایی مانند شهید چراغچی، شهید کاوه و شهید برونسی از این مکان تشییع شده‌اند.
روح‌الله علوی‌منش درباره تأسیس این مرکز توضیح می‌دهد: نیازمندان زیادی به ما مراجعه می‌کردند و مشکلاتشان را می‌گفتند؛ مشکلاتی مثل اجاره‌خانه عقب‌‌افتاده، هزینه دارو و درمان و درخواست اشتغال. همه این‌ها باعث شد به فکر بیفتیم که کمک‌ها را با مجوز رسمی‌ سامان‌دهی کنیم. مرکز نیکوکاری از سال قبل آغاز به کار کرد. هدف ما این است که نیازمندی در محله نداشته باشیم. مرکز نیکوکاری زیرنظر کمیته امداد امام‌خمینی(ره) است. 250خانواده زیرپوشش این مرکز هستند و علاوه‌بر این 100پرونده هم مستقیم زیرپوشش مرکز خیریه خودمان است.
سمت‌وسوی فعالیت‌های مسجد قائم(عج) به تربیت نسلی غیور و آزاده معطوف است و هنوز هم ادامه دارد. این مسجد در سال 1336تأسیس شده است و کانون و پایگاه بسیجش طی سال‌های اخیر مقام‌های مهمی در سطح کشور به دست آورده‌ است. در حال حاضر نزدیک به 400کودک و نوجوان جذب برنامه‌های این مسجد شده‌اند. باشگاه ورزشی، کتابخانه، استودیوی چندرسانه‌‌ای، پایگاه بسیج خواهران و برادران از امکانات این مسجد است.
وارد پنجتن 48 که بشوید،‌ در شهید قربانی3 به خیابان ابرار می‌رسید، این خیابان بخشی از محله شهید قربانی است و روزگاری در آن گندم،‌ جو و جارو کشت می‌شده است. این محدوده در گذشته روستامانند بوده و آب و برق و گاز نداشته است. گفته می‌شود آب این خیابان در گذشته نه‌چندان دور مالک شخصی داشته و از اهالی بر حسب میزان مصرف پول می‌گرفته است. خیابان ابرار در کنار همه مجموعه‌های فرهنگی‌ای که دارد، ‌از آذرماه امسال صاحب تنها مجموعه‌ آبی منطقه4 می‌شود.
با خوانده‌شدن خطبه عقد پیوندی جاودان بین این زوج جوان شکل گرفت اما بخش شنیدنی ماجرا این است که محمد در آن روز حتی حاضر نشد از مرخصی استحقاقی‌اش استفاده کند، مبادا کار زمین بماند. محمد رفعتی دراین باره می‌گوید: روز عقدمان، روز شیفتم بود. معمولا روز کاری ما از ساعت هفت صبح امروز تا هفت صبح فرداست و من می‌دانستم روز عقدم باید در محل کارم حاضر باشم. برای همین روز قبل آرایشگاه ساده‌ای رفته بودم. خانواده هم قرار بود کت و شلوارم را با خودشان بیاورند. وقتی برای گرفتن مرخصی ساعتی نزد مافوقم رفتم و گفتم قرار است در مراسم عقدی که در حرم برگزار می‌شود حاضر شوم، باور نمی‌کرد عقد خودم باشد و من سر خدمتم باشم!
شایان‌منش که بین بچه‌های بهزیستی به خانم اکبری معروف است، تعریف می‌‎کند: خانم‌های بسیج را به اردوی زیارتی قم و جمکران برده بودم که بچه‌ها زنگ زدند و گریه‌کنان می‌گفتند بهزیستی گفته باید مستقل شویم و این موضوع برای ما سخت است. حق هم داشتند. دختر هجده‌ساله کجا برود و چطور زندگی‌اش را اداره کند. البته آن‌طور نیست که بهزیستی درکل رهایشان کند. حمایت‌هایی دارد اما کافی نیست و این بچه‌ها هم در معرض آسیب‌های زیادی قرار دارند. از فکر و خیال، شب خوابم نمی‌برد و با خودم می‌گفتم این چه قانونی است.
از دغدغه‌های خانواده‌های محلات کم‌برخوردار، پیدا شدن سر و کله تابستان است و‌ چگونگی پر کردن اوقات‌فراغت تابستان‌های کشدار. هزینه‌‌ گزاف‌ کلاس‌های آموزشی و تفریحی یک سوی ماجراست، تهیه مواد اولیه برای آموزش یا ابزار آموزشی بخش دیگر این داستان. گرهی که اگر قرار به باز شدنش باشد،‌ به دست آدم‌هایی از همین محلات باز می‌شود که درد همسایه‌‌‌ را می‌فهمند‌‌. آدم‌هایی از همین‌ جنس که بی‌هیچ چشم‌داشتی، فقط با هدف رضای خدا و خلق او‌ وارد میدان می‌شوند؛ درست مثل آمنه چهارمحالی.
مسجد امام رضا(ع) بعد از پنج‌سال و چندین‌بار نیمه‌کاره رهاشدن بابت نبود بودجه، سرانجام در سال 1385 به بهره‌برداری رسید و حالا تبدیل به نقطه اتصال و همبستگی افراد محله الهیه شده‌ است، مسجدی که از شورای اجتماعی محله الهیه و خیریه منتظرین ولی‌عصر(عج) تا مهدکودک قرآنی و مرکز ترک اعتیاد و دفتر همیاری شورای حل اختلاف را در دل خود جای داده‌ است.
از سال‌ها پیش فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود را از مسجد صاحب‌الزمان(عج) در محله کوی امیر المؤمنین(ع) شروع کرده است. ویژگی این فعال فرهنگی پیش‌کسوت این بوده که توانسته است فعالان فرهنگی و اجتماعی نسل جوان و قدیم را در کنار هم بنشاند و با استفاده از ظرفیت جوانان و تجربه پیش‌کسوتان، اتفاقات خوبی را در محله رقم بزند.جواد عادلی‌زاده، بازنشسته اداره میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری خراسان رضوی، است.
شهرآرامحله از همان بدو تولد تا به امروز با وجود هم‌محله‌ای‌هایش نفس می‌کشد. ارتباطی که اگر بریده شود دیگر شهرآرامحله‌ای هم وجود ندارد. صفحات هفته‌نامه ما همیشه پر بوده از داستان زندگی آدم‌ها. آن‌ها هستند که به این صفحه‌ها جان داده‌اند. ورزشکارها، هنرمندها، مغازه‌دارها، پیرها و جوان‌ها. هر آدمی داستان خودش را دارد. داستانی که باید شنیده و خوانده شود. در سالگرد انتشار روزنامه شهرآرا و ضمیمه هفتگی شهرآرامحله باز هم به‌سراغ آدم‌ها رفتیم. این‌بار نور را روی زندگی ساکنانی از منطقه6 انداختیم که بیشتر در تاریکی پشت صحنه بودند.