فعال فرهنگی - صفحه 27

مبدا حرکت، دریاچه «چشمه‌سبز» در گلمکان است. دریاچه‌ای که در رشته‌کوه‌های بینالود قرار دارد و محلی‌ها به آن «چشمه‌سوز» هم می‌گویند. 14سالی می‌شود که ورزشکارانی از سراسر کشور در روز بزرگداشت فردوسی در این مکان گرد هم می‌آیند، آن‌ها مقداری از آب چشمه را که مظهر تقدس و پاکی است برمی‌دارند و تا آرامگاه فردوسی می‌دوند و مقبره حکیم سخن را با این آب زلال شست‌وشو می‌دهند. در نقطه آغاز این برنامه که با نقالی و شاهنامه‌خوانی آغاز می‌شود، ورزشکارانی از همه اقوام حضور یافته‌اند، از کرد، کرمانج و گیلکی تا آذری، لر، بلوچ و خراسانی آمده‌اند تا ارادت خود را به بزرگ‌ترین حماسه‌سرای دوران ابراز کنند.
هنوز هم «وطن» را با بغض ادا می‌کند. لباس‌های نظامی‌‌اش بعد از بازنشستگی دم دست است و گاهی آن را می‌پوشد. اگر میان این لباس نظامی‌پوشیدن‌هایش فاصله بیفتد همسرش می‌گوید دلم برای آن لباست تنگ شده است. زاده طرق است و ساکن آن. در لشکر77 کاری می‌کند که کسی جرئت نکند از طرق بد بگوید. سربازی اگر از طرق باشد می‌گویند این همشهری جناب سرهنگ است. او چند سالی است که در محله سنگر تازه‌ای پیدا کرده است تا در آن خدمت کند. سرهنگ احمد حسن زاده هیئت امنای مسجد است و مسجد ابوالفضلی طرق و بچه‌های محل، آقا سرهنگ را خوب می‌شناسند.
زمین مسجد علی اصغر(ع) سال۱۳42 توسط مرحوم آقای «احمدی» وقف و به همت ساکنان محله در یک طبقه با زیربنای 120متر به‌شکل شیروانی ساخته شد. نیم‌طبقه‌ای هم در زیرشیروانی بود که برای خواهران استفاده می‌شد. سال1385 به همت هیئت امنای مسجد و کمک مردم همین محله مسجد بازسازی و در 4طبقه ساخته شد که هر طبقه آن 180متر زیربنا دارد.
سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی است و نگاه فرهنگی دارد، اینکه چرا و چطور وارد حوزه نظامی‌گری شده است، ماجرایی طولانی است. کمک در حوزه فرهنگ حاشیه‌نشینان که از یک اتفاق نشأت می‌گیرد، سرگرمی روز‌های گذشته او بوده و حالا به یک دغدغه جدی در زندگی‌اش تبدیل شده است. حاج‌آقا افتخاری حالا ۱۰ مجموعه بزرگ به‌نام «بیت‌المهدی (عج)» را با کمک ۶۰ مربی و خادمان افتخاری مدیریت می‌کند. فعالیت‌های این مجموعه گسترده و خارج از شمارش و بحث است، از برنامه‌های قرآنی و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا حوزه ورزش و هنر و...
محسن ولی‌زاده از همان کودکی به همراه پدر و عمویش به مراسم مذهبی در مساجد محله می‌رود و از کلاس اول در مسجد منتظر القائم(عج) فعالیت‌های فرهنگی‌اش را با شرکت در جلسات قرآن شروع می‌کند. حفظ، قرائت و ترتیل قرآن کریم و اذان گفتن را تا کلاس پنجم در مسجد دنبال می‌کند. او در مسابقات اذان آموزش و پرورش ناحیه در کلاس سوم، مقام دوم را به دست می‌آورد. خودش می‌گوید: شرکت در جلسات قرآنی و مراسم مذهبی مسجد، باعث بلوغ فکری و اجتماعی من شد.
احمد سلطانی، امام جماعت مسجد می‌گوید: در طبقه منهای دو مسجد باشگاه ورزشی داریم که رشته‌های رزمی مانند کاراته، تکواندو، ووشو، بوکس و همچنین بدن‌سازی و پینگ پونگ را برای جوانان مسجدی و اهالی محل دارد. اختصاص یک طبقه از مجتمع به باشگاه ورزشی غیر از درآمدزایی برای مسجد، یکی از راه‌های تشویق ما برای بچه‌هاست. برای مسجدی‌ها و اعضای پایگاه تا 50درصد تخفیف می‌دهیم تا نیروهای فعال و پرتلاش از ظرفیت ورزشی مسجد استفاده کنند. ورود به باشگاه ورزشی مجتمع برای همه آزاد است اما با چارچوب‌های فرهنگی که فضای مسجد اقتضا می‌کند.
برای اینکه بانوان محل نیز پاتوقی خصوصی و ایمن برای گفت‌وگو و بیان درددل‌های خود داشته باشند، سوپرمارکتی را در محله چهاربرج مخصوص بانوان راه‌اندازی کردم که علاوه‌بر خرید مایحتاج روزمره، پاتوقی خصوصی برای زنان چهاربرج است و طی یک قرار نانوشته هر روز در آنجا جمع می‌شوند و مشکلات و گرفتاری‌های خود را بازگو می‌کنند و در بسیاری از موارد راه‌حل بازکردن گره کور این گرفتاری‌ها در همان فروشگاه و به دست بانوان چهاربرجی پیدا می‌شود. یکی از همسر خود می‌گوید، دیگری برای جهیزیه دخترش لنگ است و آن یکی می‌خواهد پسرش را داماد کند، یکی دنبال سرمایه‌ای برای مشاغل خوداشتغالی است و دیگری شوهر بیکارش او را کلافه کرده‌ است.
«آیات قرآن برای آرامش در زندگی بهترین و پایدارترین آثار را برای هر شخصی در هر موقعیت و شرایط زندگی فراهم می‌کند زیرا آثار این آیات برای کسب آرامش در زندگی شخصی و مشترک اثبات شده است.» این بخشی از صحبت‌های هادی شهابی است که در میان اهالی محله با عنوان ذاکر اهل بیت(ع) شهرت دارد و در تمام سال‌های عمرش، یکی از فعالان امور فرهنگی و مذهبی بوده است. او که 35 سال سن دارد و در محله فرامرزعباسی متولد شده است، درباره حس و حالش از تلاوت قرآن می‌گوید: وقتی قرآن می‌خوانم سعی می‌کنم قرائتم با تدبر در مفاهیم قرآنی همراه باشد و به همین دلیل هنگامی که مشغول تلاوت قرآن هستم، احساس شعف و سبک‌بالی دارم؛ کلام وحی هنگامی که با آهنگ و موسیقی قرآنی توأم است، دلنشین و لذت‌بخش می‌شود.
زهرا عباس‌پور به یقین رسیده است که مردم در حاشیه شهر بیش از اینکه مشکل معیشتی داشته باشند، دچار مشکل سلامت روان هستند. مهارت تصمیم‌گیری لازم را ندارند و عزت نفس پایینی دارند. آن‌ها نمی‌دانند مسئله‌هایشان را چطور حل کنند. هدفمان در مهربانو این بوده است و هست که دید این افراد را به سختی‌های زندگی تغییر بدهیم. ابتدا درس‌نامه‌هایی تنظیم کردیم که بدانیم چه برنامه‌ای برای زنان سرپرست خانوار و فرزندانشان در نظر بگیریم.
حسین عباس‌زاده می‌گوید: هر نویسنده برای به‌دست‌آوردن این هنر، مسیری را طی می‌کند و تجربه این مسیر به رشد او کمک می‌کند. فردی که می‌خواهد در این مسیر حرکت کند، باید به 3نکته توجه کند؛ بخواند، بنویسد و پشتکار داشته باشد. اگر کسی این ویژگی‌ها را نداشته باشد، نویسنده نمی‌شود. خواندن داستان‌های زیاد، نقد و بررسی آن‌ها و پشتکار در نوشتن به خلق داستان‌های جدید کمک زیادی می‌کند. نویسنده در بلندمدت به نتیجه می‌رسد و نباید انتظار داشته باشد در مدتی کوتاه به نویسنده‌ای معروف و شناخته‌شده تبدیل شود. کلاس‌های داستان‌نویسی فقط مسیر را کوتاه‌تر می‌کنند.
هنگام ظهر در خیابان فیاض‌بخش طنین الله اکبر به گوش می‌رسد، هر چه نگاه می‌کنیم مسجدی نمی‌بینیم، به سمت صدا می‌رویم و از رهگذران درباره‌اش می‌پرسیم. یکی از ساکنان محله با انگشت اشاره ساختمانی را نشانمان می‌دهد که هیچ شباهتی به مسجد یا حسینیه ندارد، بنایی 4طبقه نزدیک شهرداری منطقه که شبیه ساختمان‌های دیگر است و هیچ کاشی‌کاری یا تزیینات دیگری در آن به چشم نمی‌خورد، فقط روی سر در بنا نوشته شده است «مسجد 14معصوم(ع) به یاد شهید حسین دلدار، ساخت 1386».
پوران نادعلی‌زاده، از خیران و فعالان اجتماعی محله نیروهوایی، بعد از فوت مادرش در خرداد امسال، به پیشنهاد پدرش تصمیم گرفت خیرات اموات را به‌جای دادن ولیمه و ناهار و شام، به توزیع نان رایگان در محلات حاشیه‌ای شقایق و شهرک صابر بپردازد که در همسایگی محله نیروهوایی است.
کتاب‌هایی که سیداحمد حسینی- همان مردی که کسبه او را با نام «کولبر کتاب» می‌شناسند- بساط می‌کند برای فروش نیست، برای امانت است. کوله آقای حسینی در واقع یک کتابخانه سیار ویژه کسبه و قشری است که خودش می‌گوید هیچ‌کس در جامعه به فکرشان نیست. خودش کتاب‌ها را می‌آورد، خودش می‌آید پس می‌گیرد و البته هیچ پولی هم برای حق عضویت یا حتی حمل و نقل دریافت نمی‌کند. حالا همه کسبه او را می‌شناسند و خیلی‌هایشان عضو کتابخانه کوله‌ای‌اش شده‌اند، ولی اوایل به او مشکوک می‌شدند و با خودشان می‌گفتند مگر می‌شود کسی رایگان این همه وقت و انرژی بگذارد؟!
«رقیه‌سادات علوی» یکی از بانوان فعال محله امام خمینی(ره) است که علاوه‌بر تربیت فرزندانی صالح، سال‌هاست به عنوان فعال فرهنگی و اجتماعی به مردم خدمت می‌کند. او علاوه‌بر افتخار خادمی حرم مطهر رضوی یکی از مربیان «مؤسسه عفاف و حجاب ریحانه نبی» است. همچنین عناوینی مانند «مربی سازمان تبلیغات»، «بسیجی فعال»، «طلایه‌دار معروف»، «خادم‌یار ازدواج رضوی» و... را در کارنامه فعالیت‌هایش دارد.
اعظم سالاری متولد سال60 و کارشناس رشته مکانیک است. اقدامات فرهنگی‌اش به‌خصوص در حوزه حجاب و عفاف را از دانشگاه آغاز کرده است. او درباره اینکه چطور از یک مهندس مکانیک به فعال فرهنگی تبدیل شده است، می‌گوید: رفتن به دانشگاه همیشه برای من آرزو بود، اما متأسفانه به محض اینکه پا به دانشگاه گذاشتم، برخی از رفتارهای دانشجویان برای من خیلی ناراحت‌کننده شد. چندبار به رئیس دانشگاه مراجعه کردم و از ایشان برای سروسامان دادن به این اوضاع خواهش کردم، اما متأسفانه ایشان هم طرف‌دار همین نوع رفتار و حتی پوشش بودند.
کوچه قائمی35 در محله بلال که نام شهید مجید یعقوبی‌ریاحی را بر خود دارد، بین اهالی به راسته فعالان فرهنگی معروف است. علاوه بر مجموعه‌های فرهنگی، خیلی از ساکنان نیز در این حوزه پویا هستند؛ ازجمله خانواده شهید احمد فلاحتی و حاج‌آقای محبی که هیچ‌وقت نگذاشته‌اند برنامه‌های مناسبتی لنگ بماند و اجرا نشود. یک قسمت از فضای کوچه برای اجرای این برنامه‌ها در نظر گرفته شده است که در مناسبت‌های خاص مثل عزاداری امام حسین(ع) و اعیاد صندلی چیده و مراسم برگزار می‌شود.
به تهران که رسیدم به سراغ یکی از اقوام دور رفتم و در اتاقی که داشت، ساکن شدم. به مسجد آیت‌ا... مکارم‌شیرازی رفتم که در آن زمان روحانی جوانی بود و پشت سر ایشان نماز خواندم. با دعایی که از اعماق دل داشتم، خیلی زود کار پیدا کردم و در یک کارگاه مشغول به کار شدم. سطح کار در تهران با مشهد خیلی تفاوت داشت. با علاقه فراوانی که داشتم، خیلی زود استادکار شدم و توانستم برای خودم اعتباری به دست بیاورم. استادم از اینکه من طرح‌های خلاقانه در ذهنم داشتم، استقبال می‌کرد و هروقت مشتری خاصی داشت، مرا معرفی می‌کرد و همیشه می‌گفت کار‌های خاص، کار غلامحسین است؛ اگر او نتواند انجام دهد، فرد دیگری هم نمی‌تواند.
یکی از تبعاتی که کرونا داشت این بود که بسیاری از زوج‌هایی که طلاق عاطفی داشتند و مدت‌ها خانه‌هایشان به خوابگاه تبدیل شده بود، در ایام کرونا، با مشکلات و بگو مگوهای متعددی روبه‌رو شدند و این مسائل بیش از پیش، همه به‌ویژه زوجین را نسبت به طلاق عاطفی و تبعات منفی آن آگاه کرد. به عبارتی دیگر، در این ایام بسیاری از زوجین فهمیدند مشکلات عاطفی و ضعف‌های رفتاری که دارند مانند آتش زیر خاکستر است که در هر فرصتی شعله‌ور می‌شود و نمی‌توان از آن چشم پوشید.
زیبایی ساخت این مسجد به‌دلیل همدلی‌ای است که در میان اهالی ایجاد شده است. اگر این مسجد نبود شاید ما سال‌ها هم‌محله‌ای بودیم اما وفاق و همدلی و ارتباط محکمی بینمان به وجود نمی‎آمد.
سید امیر مظلومی می‌گوید: روح ما انسان‌ها با عناصر طبیعی آرام می‌شود، چوب یکی از بهترین عناصر است که پیغمبران ما هم با آن عجین بوده‌اند. من یک نجار هستم. اینجا هم کارگاه نجاری من بود که در آن برای امرار معاش کار می‌کردم. با تکه‌های چوب کتابخانه کوچکی ساختم و بیرون کارگاهم نصب کردم تا کتاب‌هایی را که دارم با مردم به اشتراک بگذارم. بعد از مدتی دیدم استقبال خوبی از کتابخانه کوچکم شد، به همین دلیل به فکر افتادم کتابخانه بزرگ‌تری را داخل کارگاهم درست کنم. همین فکر جرقه‌ای شد تا کارگاهم را جمع و این بخش از خانه‌ام را تبدیل به پاتوقی برای دورهمی کتاب‌خوان‌ها کنم.