جواد نیکسرشت، ۲۶ سال دارد و سال ۱۳۸۹ زمینی بهمتراژ ۵۰۰ متر را واقع در نبش پنجتن ۴۷ برای مسجد وقف کرد، او میگوید: زمین را من اهدا کردم و عدهای ازجمله آقایان علی منتظری و زاهدی که اهل حسنآباد نیشابور هستند، زمین را ساختند.
سال ۹۱ کتابکده دلشدگان یکی از متفاوتترین کتابفروشیهای شهر بود که میخواست به شهروندان بگوید کتاب را باید دوست داشت. کتاب را باید زندگی کرد و با کتاب باید خوشترین لحظههای زندگی را تجربه کرد.
مصطفی نجیب، را شاید بتوان یکی از پیگیرترین افراد محله امیریه نامید، برقراری طرح اگو، پیگیری ساخت مسجد «امیرالمؤمنین (ع)»، عقد تفاهمنامه برای ساخت مدرسه از جمله اقدامات اوست.
در محله خواجهربیع خبری از آدمهای خوشپوش سیگار به دست نیست و قماربازی در کف خیابان و جلوی چشم مردم اتفاق میافتد. آدمهایی هم که پای این بساط نشستهاند، خیلی عجیب و غریب نیستند.
امیر مظلومی شهروند با ذوق محله طالقانی جلوی خانهاش یک قفسه کتابخانه ساخته که هیچ قفلی ندارد، یک شیر آب برای استفاده عموم نصب کرده و روی درخت جلو منزلش یک لانه پرنده گذاشته است.
محمدرضا اشکذری که کانون یاران گلهای فجر را تأسیس کرده است میگوید: ورزشکاران با ورود به گود زورخانه بعد از تلاوت آیات قرآن، شروع به ورزش میکند و در پایان، حکمتهای نهجالبلاغه گفته میشود.
جواد روضهخوان، جوان طلبه و در عین حال مغازهدار است. او در جبهه اقتصادی نیز پرچمدار تبلیغ و فروش کالاهای ایرانی و مخالف سرسخت فروش کالاهای خارجی است.
هیئتامنا و مسئول کانون فرهنگی مسجد محله سجادیه چراغ این مکان معنوی را روشن نگه داشتهاند.
دانیال جهانشاهی پژوهشگر حوزه شهری، براساس ایدهای شخصی و بدون هدف ورزشی، مسافت ۲۲ کیلومتری مسیر دوچرخه را از اولین ایستگاه منطقه۹ تا ایستگاه حرممطهر را با استفاده از دوچرخههای شهرداری(بدون دنده و...) و با لباس رسمی کتوشلوار رکاب زد.
حجتالاسلاموالمسلمین رضایی، زمینش را فروخت تا هزینه آن را صرف ترویج و تشویق فرزندآوری کند.
هیئت «رزمندگان اسلام» مشهد، یکی از بزرگترین و فعالترین هیئتهای مذهبی مشهد است.
منصوره کوشکی و همسرش منزل مسکونی خود را تخلیه و وقف برنامههای کودکان و نوجوانان کردهاند.
روایت طلبه انگلیسی زبانی که با یک حرف گوردن براون متحول شد و با وجود موقعیتهای خوب کاری و اجتماعی در انگلستان برای همیشه به ایران آمد.
امیررضا اختری معتقد است اگر انسان با محیط و فضای کاریاش رفیق باشد، کارش بهخوبی پیش خواهد رفت. او همیشه سعی کرده که با شاگردانش رفیق باشد.
ایده راهاندازی پایگاه بسیج در یک طبقه از منزل مسکونی با حمایت خانواده آقای غلامی، از فکر به عمل رسید.
مهسا مجتهدزاده که در یکی از خیریههای قرقی کار میکند از آلمان به ایران برگشته تا بتواند قدمی برای افزایش آگاهی همشهریهایش بردارد.
کانون فرهنگیاجتماعی مسجد امامجعفرصادق (ع) در محله آب وبرق برای همه اعضای خانواده، از نوه تا پدربزرگ، طرحی معرفتی برنامهریزی کرده است.
نمیدانید بچهها چه ذوق و شوقی برای کمک کردن دارند. گفتم حالا که دوست دارند، پول جمع کنیم و بساط روضه را در خانه نیازمندان برپا کنیم.
خادمان باید متمایز از دیگران باشند. من همیشه تسبیح یا شکلات همراهم دارم تا به مردم بدهم؛ بچهها بیشتر از همه خوشحال میشوند.
سازمان مردم نهاد یاس حاصل آشنایی اتفاقی دو دانشجوی پزشکی به نام سجاد سهیلی و امیررضا بابک است که دغدغه شان رفع تبعیض آموزشی و فرهنگی است.