سال گذشته مجتمع ۱۳۲ واحدی محمدیه واقعدر خیابان پنجتن ۵۵ سال ۱۳۹۵به بهرهبرداری رسید. این مجتمع ویژه اقشار کمدرآمد است و ۸۲ واحد مسکونی آن به مددجویان تحتپوشش بهزیستی واگذار شده است.
میرسجاد موسوی تعریف میکند: به علت وضعیت بیناییام در سال آخر دبیرستان به ترک تحصیل و خانهنشین شدن مجبور شده بودم؛ اما نابینایی برای من، ته دنیا نبود.
محمد احمدیافزادی از اولینهای محله رضاشهر است. او سالها در مناصب مختلف دولتی به مردم کشورش خدمت کرده است که آخرین آنها معاونت توانبخشی بهزیستی استان خراسان است.
دور از هیاهوی روزانه و فراتر از تمامی دغدغهها، در خیابان هفتتیر مرکزی واقع شده که بانویی، مادرانه و عاشقانه ۴۰ کودک و نوجوان دختر را در آن به آغوش کشیده است. اینجا را «خانه فرشتگان» مینامند.
در کارگاههای آموزشی و اشتغال مؤسسه توانبخشی همدم ارتباط صمیمی مربیان و شاگردان، حرف اول را میزند.
خانۀ فرزندان گلستان رضا (ع) از سال ۹۳ کار خودش را در محله جلالیه با پذیرش ۱۳ فرزند و تحت نظارت سازمان بهزیستی خراسان رضوی شروع کرده است و طبق مجوز فقط تا سقف ۲۰ نفر تحتپوشش این مرکز قرار میگیرند.
هنگامی که از تهران برگشتم، با خودم فکر کردم چرا ما در مشهد چنین مرکزی نداشته باشیم؟ با این فکر که باید ما هم مرکزی برای دورهم جمع شدن و آموزش و ارائه خدمات داشته باشیم، اقدام به تأسیس کانون ناشنوایان کردم.
«تکتم فرید» دختر با استعداد و روشندل مؤسسۀ فتحالمبین (همدم) است که صلوات خاصه او را خیلی ها شاید دیده و شنیده باشند.
مددکاران مرکز توانبخشی نرگس درواقع مادر بچهها هستند. مددکاران باید باحوصله و صبور باشند و مهر و محبت مادری را درک کنند و تجربه کار با این بچهها را داشته باشند.
خیاطخانه برای شرکتهای معتبر لباس فرم میدوزد و کارخانههای خودروسازی هم پلیسهگیریشان را به معلولان آسایشگاه میسپارند.
اسمش خانه است نه مرکز؛ وقتی میخواهند آدرس بدهند میگویند خانه صدقیان، حسینیان؛ نمیگویند مرکز نگهداری بچههای بیسرپرست و بدسرپرست. خانهای که از سال ۹۲ به وسیله یک زن و شوهر خیر وقف بچههای بیسرپرست شده است.
محمدامین اقبالی نه بازیگر است، نه نویسنده و نه آدم مشهوری در فضای مجازی، اما در محله سیدی بسیار معروف است.
موسسه خیریه جامع امامرئوف (ع) در سال ۱۳۸۸ با همت جمعی از خیران، فعالیت خودش را تحت نظارت سازمان بهزیستی آغاز کرده است.
آقاعبدالله و همسرش ۳ فرزند دارند. با این حال او سرپرستی مالی دو فرزند یتیم را هم برعهده دارد، اما به اینها اکتفا نکرده و سرپرستی موقت یکی از کودکان تحت پوشش بهزیستی را هم برعهده گرفته است.
سرپناه شبانهای در انتهای شهرک شهید رجایی است که پناهگاه بیخانمانهاست؛ محلی که با هزینه بهزیستی و کوشش مجید حشمتی تأسیس شده است.
«مرکز درمان و توانبخشی بیماران مزمن روانی جامی»؛ سال ۹۲ به منظور نگهداری زنان ۱۴سال به بالا که با حکم بهزیستی دچار بیماری روانی هستند، در خیابان اقدسیه افتتاح شد.
عزیزخانم، مسئول خیریه و مرکز نگهداری دختران بهزیستی و مادر مهدی عمیدی معروف به «پلنگ برفی» است که سردیس او پای کوه انتهای بولوار هفتم تیر یادآور مهربانی و زلالی اوست.
هیچچیز هم نداشته باشیم، ژن سرخوشی داریم! سعی میکنیم کیفمان همیشه کوک باشد و بخندیم. از همان بچگی خودمان به خودمان امید میدادیم. بچهها بد نگاهمان میکردند، دستمان میانداختند و متلک میگفتند، اما ماندن در خانه راضیمان نمیکرد. باید مثل دیگر بچهها پیشرفت میکردیم. من و رضا این قول را خیلی پیشترها به هم دادهایم و هنوز هم پای آن ماندهایم.
هماخانم تعریف میکند: سهساله بود که متوجه مشکل بلع او شدم؛ حتی نوشیدن آب برایش سخت بود. آزمایشهای پزشکی نشان میداد دریچه مری او مشکل جدی پیدا کرده است و باید درمان هرچه سریعتر آغاز شود. ماساژهای مختلف دهان، زبان و حلق انجام شد. خدا برای هیچ بندهاش نیاورد، چه برسد برای یک مادر...
احمد خوشنیت متولد سال١٣٦١ در دو سالگی به دلیل تزریق اشتباه آمپول، دچار فلج مغزی یا همان سیپی میشود. حالا اندامهای او اختلال حرکتی غیرپیشرونده دارند اما او در تمام این سالها سعی کرده بر محدودیتهایش غلبه کند.ورزشکار، بازیگر تئاتر، شاعر، خواننده، ترانهسرا و... همه اینها را در قسمت معرفی صفحهاش نوشته تا اینها معرف تواناییهایش باشد، نه مشخصات ظاهریاش. معتقد است با دست، بیدست، با پا، بیپا و... انسان در هر حالتی انسان است و باید بتواند نیازهای اولیهاش را برطرف کند، باید بتواند هر کجا که میخواهد برود.