در غمنامهای که احمدی، شهردار وقت مشهد، درباره محمدتقی(پسر رها شده در خیابان) به استاندار استان نهم مینویسد، بهخوبی میتوان جای خالی یک پرورشگاه خوب را در مشهد حس کرد.
اهالی محله سجادیه پا پیش گذاشتند و جای خانواده عروس و داماد را پر کردند. از خودرو و دستهگل عروس گرفته تا شیرینی، میوه، شام و تالار و حتی آرایش ساقدوشهای عروس را هم که مانند خودش بچههای بهزیستی بودند، برعهده گرفتند.
زهراخانم میگوید: خانوادههایی که معلول ذهنی دارند، نمیتوانند یک سفر یا مهمانی معمولی بروند. من خیلی سعی کردم آرمین را چند ساعت در روز به مراکز آموزشی بهزیستی بفرستم، اما نمیتوانند کنترلش کنند.
ولیالله کارگر مقدم باجگیران، از سال۱۳۹۴ جشنهایی را برگزار میکند که در آن، بچههای تحت پوشش بهزیستی کنار مردم حضور دارند. میگوید: هر جشنی که برگزار میشد، همسایهها را نیز تحتتأثیر قرار میداد.
دفتر توسعه و تسهیلگری محلات سجادیه، جلالیه، کوی سلمان و حسینآباد در منزلی قدیمی که برای اهالی محله آشنا و پرخاطره است. اینجا کلاسهایی کاربردی برگزار میشود که اتفاقا مورداستقبال اهالی نیز هست که در گزارش اشاره شده است.
سابقه آشنایی لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمیگردد که دیگر درمیان خانواده نیست. شاید همینها باعث شد که توانمندکردن افراد توانیاب به فهرست آرزوهای اولویتدار لیلا تبدیل شود.
بالاخره سال ۱۴۰۰ به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشانده شد و پیشدبستانی طراوت سزاواررحمت تأسیس شد. این پیشدبستانی چهل دانشآموز نابینا و کمبینا دارد.
مدرسه صیاد شیرازی بزرگترین مدرسه معلولان جسمی و حرکتی مشهد است که ساخت آن به کمک خیران انجام شده و از سال ۸۷ با تکمیل ساختمانش، بچههای معلول به محله سیدرضی منتقل شدند.
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگیاش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) میداند.
«کنیز عرب» مادر ۴۹ سالهای است که با تلاشی مستمر و روحیهای تضعیفناشدنی، خودش را وقف مهدی و فهیمه کرده است. فرزندانی که از چندسال پیش معلول و ویلچرنشین شدهاند.
محبوبه قربانی سرانگشتهایش را نشانمان میدهد و میگوید: برای ما لامسه، حس مهمتری است و با همین سرانگشتها کلمات را میخوانیم و میفهمیم. با خنده میگوید: انگشتهایم طوری کار میکنند که کمکاری چشمها به چشم نمیآید.
عبدالله هنری یکی از چهرههای تأثیرگذار مشهد است که توانست معلولان را از خانههایشان بیرون بکشد و جریان تازه و جانداری راه بیندازد؛ جریانی که نهتنها خانوادههای معلولان، که مدیران را با مشکلاتشان آشنا کرد.
مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست و بدسرپرست خاتمالانبیا(ص) درمحله شاهد و در خانه اجارهای دو طبقهای راهاندازی شده است و در حال حاضر ۲۰ پسربچه بیسرپرست و بدسرپرست را زیر پوشش خود دارد.
خانه آرزوها در محله شقایق ۲، سفیرانی دارد که تمام همّ و غمشان برآورده کردن خواستههای بچههاست.
این هنرمند در بیستنمایشگاه گروهی شرکت داشته که مهمترینش، شرکت در فستیوال۲۰۰۹ در کشور عمان (مسقط) بهعنوان نماینده برگزیده اداره بهزیستی استان تهران بوده است.
اعضای این مجموعه با همراهی بنیاد عماد لحظات شادی را سپری کردند. برپایی این مراسم کمک کرد تا اعضای مجموعه الهیه، لحظات خوبی را سپری کنند و برای دقایقی از رنجها و سختیهایی که دارند، فاصله بگیرند.
حسین روزبهانی میگوید: به اعتقاد من، مردم در جامعه باید حرمت کودکان کار را حفظ کنند و اگر به آنها کمک میکنند، کمک نقدی نباشد و با حفظ شأن آنها همراه باشد.
هاشم عالمیانطوسی میگوید: بچههای این مراکز قصههای عجیبی دارند. یکی از آنها میگفت من تا چهار پنج سالگی خانواده داشتم. یک روز به من پول دادند و گفتند برو از مغازه چیزی بخر. وقتی برگشتم، هیچ کس نبود.
خدیجه پریوش، مسیری که برای عمل به انگیزههای خیرخواهانهاش انتخاب کرده، ایجاد مرکز مثبت زندگی خدیجه بوده است. او درباره خدمت به ۴۹۵خانوار تحت پوشش حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
درباره سعید قلعهکاهی که ۱۷ سال پیش پدر و مادر و خواهرهایش را گم کرده است.