نابینا

منصور ایران‌نژاد پیشکسوت وزنه‌برداری نابینای شهرمان که ده‌ها عنوان قهرمانی کشوری و جهانی دارد می‌گوید کارش را در بچگی با بلند کردن خشت شروع کرده است.
جواد بهاری، ساکن محله احمدآباد در دوران نوجوانی بر اثر بیماری دو چشم خود را از دست داد، اما این موضوع او را نه تنها ناامید نکرد بلکه او را به روشن‌دلی شاعر تبدیل کرد.
در جزیره مجنون به دلیل پوشیده بودن زمین از آب یا خاک نرم معمولا کمتر گلوله و ترکش به رزمنده‌ها اصابت می‌کرد و بیشتر مجروحیت‌ها ناشی از موج انفجار بود.
محمدرضا میرنژاد شاعری نابینا و متولد زابل است و به عشق امام رضا(ع) ساکن مشهد شده است. شاعر شدنش نیز ماجرای شنیدنی دارد. میرنژاد می‌گوید: شهادت دایی‌ام توسط قاچاقچیان مواد مخدر سبب شد که اولین شعر را در سوگ دایی شهیدم بگویم.
بیستم آذر امسال، روی سکوی قهرمانی جوانان پاراآسیایی در امارات، نام ایران دوبار خوانده شد؛ یک‌بار برای دست چپ و بار دیگر برای دست راست کوثر قرایی و هر‌دو مدال طلا، به نام این دختر نابینای قهرمان ثبت شد.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت.  کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
راضیه هنرمند در دل سختی‌ها مسیر رشدش را پیدا کرد و با پشتکار و سماجت به روزهای روشن زندگی رسید که همیشه رؤیایش را داشت. حافظ کل قرآن شدنش نتیجه سال‌ها تلاش، ایستادگی و تسلیم‌نشدن در‌برابر محدودیت‌ها بود.
حامد علیزاده ورزشکار کم‌بینای محله امام هادی(ع) است که در مسابقات پاراآسیایی و حتی پاراالمپیک برای کشورش افتخار آفریده است. او نقره پاراآسیایی و عنوان چهارم را در رقابت‌های پاراالمپیک کسب کرده است.
علیرضا باقری بازیکن کم‌بینا و کم‌حرفی که یکسال است وارد تیم ملی گل‌بال شده است. او نقص در حس بینایی‌اش را طوری با تقویت حس شنوایی جبران کرده است که از آن دستاورد می‌سازد.
اینجا مهدکودک «گل گندم» است. جایی که یک سال است درآن ۱۰ مسافر کوچک نابینا و کم‌بینا حضور دارند. طرح «تلفیق بچه‌های نابینا، کم‌بینا و بینا» برای نخستین‌بار در کشور در مهدکودک گل گندم اتفاق افتاده است.
نابینایان مؤسسه خیریه «جابربن عبدالله انصاری» گلشهر می‌گویند از کمترین حقوق شهروندی محروم هستند. کمک‌های نقدی ماهیانه، تقسیم بسته‌های معیشتی، اهدای لباس‌های دست دوم و ...مهم‌ترین کار‌هایی است که در این خیریه برای مددجویان انجام می‌شود.
آقای نقوی و همسرش هر دو نابینا هستند. او کارشناسی حقوق دارد اما با تاسیس تاکسی تلفنی روزگار می‌گذراند. او که جزو بنیان‌گذاران این مؤسسه است می‌گوید: در اینجا برای خدا کار می‌کنم و هیچ درآمدی برایم ندارد.
بتول بهرامی از سال‌۱۳۸۱ که روزگار، همسرش را از او گرفت، قرار شبانه‌اش با حرم ترک نشده است. او نیمه‌شب راهی زیارت می‌شود و تا بعد‌از طلوع خورشید آنجا می‌ماند.
رضا نقوی می‌گوید: برخلاف خیلی از نابینا‌ها که دوست دارند همسرشان بینا باشد، من دوست داشتم با یک نابینا ازدواج کنم. فکر می‌کنم این‌گونه حرف هم را بهتر می‌فهمیم.
سال ۷۶ در رزمایشی آموزشی که از طرف بسیج برای آمادگی حضور در مناطق عملیاتی و پاک‌سازی آن برگزار می‌شود، میله‌ای که برای برپایی چادر وصل شده از جا درمی‌رود و به سرش اصابت می‌کند و باعث نابینایی او می‌شود.
ویژگی منحصر‌به‌فرد كتابخانه آيت‌الله‌قزويني(ره) راه‌اندازی واحدی به نام «کتابخانه گویای رضوی» است چراکه تراکم جمعیت نابینایان و کم‌بینایان مشهد در مناطق اطراف کتابخانه فعلی بیشتر است.
موسی عصمتی می‌گوید: یک روز بی هوا از دهانم دررفت و گفتم: «درس می‌خوانم.» دل مادر شاد شد و مجبور شدم به آن انزوا پایان دهم. صبح یکی از روز‌ها با مینی بوس آمدیم مشهد و دنبال مدرسه ویژه نابینایان.
«خاله‌شهربانو» از ده سالگی نابینا می‌شود.نابینایی که چیزی از عصای سفید، خط بریل و عینک سیاه نمی‌داند؛ فقط یاد می‌گیرد که با تقدیر بسازد و گلیمش را تا ۶۰ سال پس از آن به‌تنهایی از آب بیرون بکشد.
حسین ابراهیم‌زاده که طی یک مسمومیت غذایی، بینایی‌اش را برای همیشه از دست داد، ناامید نشد، پای کسب و کارش ماند و حالا با میوخرجی دو خانواده را می‌دهد.
غلامعلی خایقانی جانباز محله بهمن است. او با چشمی که بر اثر آلودگی‌های روزگار جنگ، کاملا نابینا شده است و چشمی دیگر که تنها ۱۰ درصد بینایی دارد، سال‌هاست که گوشه‌نشینی را پیشه کرده است.