«پنجتن ۷۰، سهراه اول، سمت چپ، زمین خالی کنار مسجد.» اینجا مکان فعالیت قدیمیترین هیئت محله پنجتن است. آدرس هیئت «صاحب الزمان (عج)» که از سال ۵۸ تاسیس شده، بسیار دقیق است. فقط پلاک ندارد!
خانم رنجبر میگوید: حاجیدستمالچی واقف مدرسه حضرت رقیه(س)، مردی بازاری بود که صبحهای بسیاری با خوراکی یا جعبه شیرینی، گلاب و... به مدرسه میآمد. او خوراکی را بین بچهها توزیع و نمازخانه را با گلاب خوشبو میکرد.
به دنبال اجرای وصیت پدرم که خواسته بود با یکسوم اموالش حوزه علمیه یا درمانگاه تاسیس کنیم، ساختمان کناری چاپخانه را که در گذشته بخشی از منزلمان بود، تجدیدبنا کردیم؛ طوری که طبقه پایین را حسینیه و بالا را مدرسه علمیه ساختیم.
اگر بخواهیم درباره شاهانی که گوربهگور شدند، حرفی بزنیم، قطعا نام نادر بر بلندای فهرست میدرخشد؛ شاهی که چهاربار دفن شد تا به آرامگاهی که اکنون در آن آرمیده است، برسد.
اوایل دهه۵۰ و در محلهای که روزگاری جز زمینهای کشاورزی چیزی نداشت، مسجدی سر برآورد که نه فقط مأمنی برای نمازگزاران بود که حدود یکدهه بعد تکیهگاهی برای جوانان رزمنده شد.
حسین قاسمخانی میگوید: نزدیکترین فرد به خواهرم، من بودم. تکیهکلامش رسیدگی به نیازمندان بود! گاهی به او میگفتم «پس برای خودتان چی؟ دستکم شرایط زندگیتان طوری باشد که راحت باشید!»، اما زیر بار نمیرفت و به زندگی ساده خودش راضی بود.
شاهزاده رابعهخانم احترامالسلطنه همسر منتصرالملک در راستای اجرای وصیت همسرش، در بخشی از املاک جعفرآباد آن زمان، بانی ساخت بیمارستان منتصریه مشهد شد.
شکل و شمایل مسجد امام سجاد(ع) به خانههای ویلایی کوچک میماند، همین وضعیت باعث شده یکی از همسایههای مسجد منزل مسکونیاش را وقف مسجد کند تا بتوانیم فضای مسجد را افزایش دهند.
میرزا علیاکبر نوقانی در کنار تدریس علوم دینی در مدرسه علمیه نواب، تغییرات بزرگی در حوزه علمیه مشهد رقم زد.
میدان میرزاکوچکخان را که پشت سر بگذاری، پارک رستگار مقدم پیش رویت است. ابتدا فکر میکنی نام پارک را از نام شهید انتخاب کردهاند، اما بعد متوجه میشوی «رستگارمقدم» نام واقف پارک است.
در کاروانسرای باباقدرت تعدادی حجره برای مبادلات تجاری وجود داشت که از سوی آستانقدس به افراد مختلف اجاره داده میشد. باباقدرت بهدلیل قرار گرفتن در مسیر اصلی حرکت کاروانهای زائران، از نظر فعالیتهای اقتصادی و تجاری رونق خوبی داشت.
مرحوم حاجشیخابراهیم امامی سالهای اواخر حکومت پهلوی ۶۰۰ متر زمین را به نیت ساخت از آستان قدس رضوی اجاره کرد و دور آن را دیوار کشید. بعد از درگذشت او برادرش حاج محمدعلی توسعه مسجد و مدرسه را به عهده گرفت.
«حاجرضا شادمان» پیرمردی که در ۸۸ سالگی برای ادامه زندگی، دستان پینهبستهاش را در خاک فرو میبرد و از کاشت و برداشت سبزی زندگی میگذراند. تنها دارایی او زمین ۳۰۰ متری بود که وقف مسجد کرد.
جواد مرادنژاد، ۲ ملک خود را در حوزه سلامت وقف آستانقدسرضوی کرد و نتیجه آن کمک به ساخت بزرگترین مرکز ناباروری شرق کشور بود. میگوید: استقبال بینظیر زوجین نابارور برای بهرهمندی از خدمات خبری خوشحالکننده است.
حاجعباسعلی عباسیقیافهشناس از آن دسته خیّرهایی نیست که پول کلانی داشته باشد با این حال او تاکنون سه مسجد و حسینیه، یک بیتالرقیه(س) و مهد کودک ساخته است.
این مسجد در محله راهآهن، خانهای ویژه بود که وقف شد و پیش از وقف هم مراسم و مناسک آزمایشی حج، نشستهای فرهنگی و حتی پختوپز نذری در آن رونق داشت، اما اکنون، نامش مسجد والدین است.
میرزاصالحرضوی، بانی بسیاری از موقوفات مشهور شهر مشهد بود. بههمیندلیل، باید دوران تولیت پدرش میرزامحسنرضوی را عصر شکوفا شدن سنت وقف در مشهد بدانیم.
شهر مشهد در جایگاه مرکز ایالت خراسان همیشه موردتوجه حاکمیت بوده و از عصر تیموری سکههای فراوانی با نام این شهر تابع نظام پولی حکومتی، به ضرب رسیده است.
همه حاجکاظم را به امور عامالمنفعهاش میشناختند. کمتر کسی باور میکرد همین مرد بیریا، روزهای بسیاری توی یکی از اتاقهای خانهاش با مبارزان حلقه اصلی انقلاب همچون چهره رهبر معظم انقلاب همسفره میشود.
سیدعلی حسینی مردی مهاجر از ولایت بامیان است که سقف بالای سرش، یعنی تمام داراییاش را وقف کرده تا با قسمتی از آن، کتابخانهای برای دانشآموزان افغانستانی و مهاجران بازمانده از تحصیل بسازد.