مسجد پل سنگی، طبق روایتی که اهالی از پیشنماز قدیمی، مرحوم حاجسیدمحمدرضا بختیاری، نقل میکنند، نام خود را از سنگ بزرگی گرفته است که برای عبور مردم از گذرگاه آبی نوغان قرار داده شده بود. این سنگ، پایهای برای هویت تاریخی مسجد شد.
مشهد در سال۱۳۱۳ بیش از ۲۳ یخدان داشته است که همه بهمرور تخریب شده. در این میان در روستای چهاربرج یخدانی قاجاری وجود دارد که، چون در ملک شخصی قرار داشته و وقفعام بوده، تقریبا سالم باقی مانده است!
مسجد سجادیه؛ مسجدی بااصالت و وقفی در کوچه تاریخی آبمیرزاست؛ کوچهای که بهدلیل ایجاد آبانباری بزرگ در آن، لقب مالکش را که یکی از بزرگان سادات رضوی بوده، به خود گرفته است.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.
ماجرا برمیگردد به سال۵۲ که یکی از اهالی محله قطعه زمینی را در «قلعهساختمان» یا شهرک شهیدرجایی امروزی در محلی که امروز به نام موعود ۲۳ نامگذاری شده، وقف ساخت مسجد میکند.
مسجد مجید ساعات بسیاری از شبانهروز باز است و نهتنها برای اقامه فریضه نماز، تجدید وضو و استفاده از سرویس بهداشتی که برای رفع خستگی هم عابران را بهسوی خود دعوت میکند.
حاج حجت سلیمانی میگوید: خانه را وقف دستگاه امامحسین (ع) کردیم. خواستیم خانه، حسینیهای باشد با محوریت قرآن. خودمان رفتیم مستأجری. من و خانمم، بهخاطر این تصمیم، مورد شماتت خیلیها قرار گرفتیم.
حمید خواجهایممقدم تعریف میکند: پدرم برای باقیاتالصالحات عمهام آبسردکنی خرید و نزدیک شیرآب نصب کرد و به این ترتیب رانندگان و عابران میتوانستند آب سرد میل کنند.
حاجآقا عربزاده و همسرش، با نذر «فاطمیه» پایگاه فرهنگیای به نفع بانوان و کودکان محله راه انداختهاند. حاجآقا میگوید چراغها را تا زندهایم، باید روشن کنیم؛ وقتی رفتیم، دیگر کسی نیست چراغی برایمان روشن کند.
بعد از پایه گذاری مسجد حجتی توسط بانیان اولیه در دهه ۲۰، فرزندانشان هم پای کار آمدند و در سالهای بعد با خرید زمینهای اطراف، مسجد را بزرگتر کردند و همه هزینه هایش را خودشان تقبل کردند.
چراغ خانه حاجمحمد داعی شبهای دهه اول محرم، با نام امامحسین(ع) روشن است. طبقه همکف این خانه، سالهاست به مراسم مذهبی اختصاص دارد و به گفته حاجمحمد، وقف اهل بیت (ع) است.
بانی مسجد حسینبنعلی (ع) میگوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن بهطور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسیشمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
ماحصل ۵۰ سال کاروتلاش حاج محمدعلی رضایی زمینی است که سنگ بنای مسجد امام حسن مجتبی(ع) در محله شهید آوینی شد. میگوید: سال۱۳۸۴ مکه بودم و با خدا عهد کردم وقت بازگشت مسجدی بسازم.
زهرا رحیمی کارهای خیری را که خودش برنامهشان را ریخته است یا مردم به او پیشنهاد میکنند؛ بعداز تحقیق و چکشکاری، در گروه هزارودویستنفره «باقیاتالصالحات» میگذارد. خیلیها به اعتماد او برای گرهگشایی هزینه میکنند.
زمین حسینیه دلسوختگان شاهزاده علیاکبر را که ۳۰۰ متری میشود خانواده موسوی، وقف کرده و در ساخت آن همه اعضای هیئت و نیز اهالی محل کمک کردند.
در چهارراه آسایشگاه خیابان المهدی یک ردیف دیوار سیمانی تا وسط کوچه کشیده شده و سه درِ فلزی بزرگ از میانش باز شده که راه ورود به خانههای جذامیان است. آدمهایی که جذام، دست و پاهایشان را خورده است.
فاطمه هراتی از شهرهرات یزد به مشهد آمد و میگویند او اولاد میخواست که بعداز حاجترواشدن اتاق سهدرچهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمیگردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متریاش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بیشک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
همان موقع که چرخ روزگار مردم اسلامیه را به نقطهای رساند که خانهشان را ترک کنند و سقف جدیدشان را در دل زمینهای کشاورزی بزنند، اولین مسجد اسلامیه به نام صاحبالزمان (عج) هم متولد شد.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.