زائر - صفحه 2

شربت‌خانه یکی از نهاد‌های پذیرایی در حرم‌رضوی بود که آشکارترین مسئولیت آن، تهیه و توزیع شربت و نوشیدنی‌ها محسوب می‌شد. همچنین شربت‌خانه مسئولیت‌های دارویی هم داشته و باید ادویه مورد‌نیاز دارالشفای حضرتی را هم تأمین می‌کرده است.
کنار زائرانی که وضو می‌گیرد، کودکانی هم هستند که فرصت را برای آب‌بازی غنیمت می‌شمارند؛ ترکیبی دل‌نشین از آرامش عبادت و نشاط کودکی. بچه‌ها در‌حالی‌که قطرات آب بر صورتشان می‌پاشد، با خنده‌ای معصومانه شادی می‌کنند.
در ورودی‌های مختلف حرم امام‌رضا (ع)، معمولا زائران پیش از آنکه پا به صحن‌ها بگذارند، زمزمه‌ای از سلام و اذن ورود با خود دارند. در آستانه هر ورودی، تابلوی «اذن ورود» یادآوری دل‌نشینی است که پیش روی زائران قرار گرفته است.
جلال علیپور که امسال برای اولین‌بار با لباس پاکبان پایش به مراسم اربعین و شهر نجف باز شد می‌گوید: تا حالا این حال خوب را تجربه نکرده بودم؛ راستش این‌ صدای خش‌خش جارویم، مثل ذکر گفتن شده است.
راستکار می‌گوید: در کمتر از چند‌ثانیه تصمیم گرفتیم از کپسول‌co۲ استفاده کنیم تا مواد غذایی آسیب نبیند. همین باعث شد شعله‌ها خاموش شوند و فقط بخشی از مواد غذایی کنار دیگ از بین برود.
احمد زارع‌زاده می‌خواست بانی خیر شود و مسافر جامانده را به اتوبوسی برساند که از محله عازم کربلا بود، اما دست بر قضا زیارت امام‌حسین(ع) نصیب خودش و همراهانش هم شد.
سهم پاکبانان در زیارت اربعین، چیزی فراتر از کار روزمره است: جارو‌زدن در اوج گرما، جمع‌آوری زباله در ازدحام جمعیت، و حفظ بهداشت مسیری که زائران از آن عبور می‌کنند. آنها معتقدند طلبیده شده‌اند!
جمشید قدرتی می‌گوید: حدود دو‌سالی است که این کلمن را اینجا گذاشته‌ام. فقط حواسم هست همیشه آب خنک داشته باشد. البته همسایه‌ها هم در حس‌وحال خوب این کار شریک‌اند.
گل‌های مغازه محمدرضاثابت‌بیرجندی که در جوار بیمارستان‌ام‌البنین است، مصنوعی‌اند. او می‌گوید: گل‌های طبیعی برای برخی بیماران حساسیت ایجاد می‌کند و مشکل‌زاست؛ بنابراین گل مصنوعی را برای هدیه به بیماران مناسب‌تر دیدم.
در طرح آهوانه، دختران محله اروند عروسک‌های نمدی می‌دوزند و به نیابت از امام‌رضا (ع) به میزبانان عراقی در مسیر نجف به کربلا هدیه می‌دهند.
ابراهیم فاروقی خادم مسجد فاطمیه هراتی‌ها می‌گوید: در یکی از زمستان‌های چند‌سال پیش، مردی از شهرستان به مشهد رسید. غریبه‌ای خسته، اما مؤدب، که بعد‌از نماز، از من خواست اجازه دهم شب را در مسجد بماند.
مشهدی‌های دست‌ودل‌باز برای برداشتن باری از دوش کشور، خانه‌هایشان را رایگان در اختیار مسافران و زائران شهرمان گذاشتند؛ زائرانی که در تجاوز رژیم کودک‌کش، بی‌جا و مکان ماندند.
حاج‌ناصر کفایی، مدتی شبیه پیک موتوری، برای حفاظت از اطلاعات، پیام‌های سری فرماندهان را در جنگ تحمیلی جا‌به‌جا می‌کرد. می‌گوید: حتی وقتی از اصطلاحات خاص استفاده می‌کردیم، دشمن متوجه حرف‌هایمان می‌شد.
گلخانه شهرداری منطقه ثامن با گل‌های رنگارنگ و درختچه‌های متنوعش، سال‌هاست خانه دوم علی محمدپور، جانباز سی‌درصد اعصاب‌وروان است، مأمنی سرشار از آرامش که حاصل دسترنج خودش در ۲۱ سال گذشته است.
کمپ زائرپذیر غدیر در محله سیدی و در کنارگذر بزرگراه شهید‌کلانتری قرار دارد. این کمپ ۱۰۰ هکتار وسعت دارد و سالانه صد‌ها هزار نفر به آن آمد‌وشد دارند. هزینه یک روز توقف در این کمپ ۱۴۰ هزار تومان است.
قاسمی می‌گوید: زمان‌های قدیم مردم دوست داشتند قرآن سر عقد عروس و داماد را برای تبرک از مشهد بخرند. چون مغازه ما در مسیر رفت‌و‌آمد زائران قرار داشت، خیلی‌ها برای خرید قرآن سفره عقد اینجا می‌آمدند.
مغازه کوچک هاشم تقوی در محله رضائیه، حال زائر و مجاور را خوب می‌کند. خدمات هاشم تنها به کار‌های عام‌المنفعه‌اش در محل کسب‌وکارش محدود نمی‌شود. او همیشه و در همه حال به‌دنبال راهی برای خدمت و همدلی بوده است.
خانه‌ علی‌اکبر تاجیک و همسرش منیر رجب‌زاده، زوج نیکوکار محله مهرمادر ساده است، اما دلشان آن‌قدر وسعت دارد که سالی چندبار، برای هیئت‌هایی از روستا‌های خراسان، مشهد را خانه دوم می‌کنند.
حرم امام‌رضا(ع) چند‌صدای ماندگار دارد که برای خیلی‌ها حکم تشرف را دارد. صدای حاج‌علی ملائکه یکی از همین صداهاست با این شعر مشهورش: «ای صفای قلب زارم/ هرچه دارم از تو دارم» به گوش و دل همه نفوذ کرده است.
قنات سناباد در دوره قاجار تنها قنات مشهد نبوده و استفاده از آن صرفا به‌دلیل محبوبیتش بوده والا که برابر آنچه در مکتوبات آمده، مشهد دوره قاجار به‌جز قنات سناباد، دوازده قنات دیگر هم داشته است.