زائر - صفحه 8

قصه این اتفاق به سال1392 برمی‌گردد.«دم‌دمای صبح بود. رو به امام‌رضا(ع) کردم و گفتم: یا امام‌رضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حس‌وحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
اکنون شانزده سال از آن سکانس‌های تلخ ورشکستگی و شکایت‌های پشت سرهم طلبکارها گذشته است و حسین‌آقا راه‌هایی برای فراموشی آن تراژدی زندگی‌اش طراحی و اجراکرده‌است: «روزهای سخت آن سال‌ها به من یاد داد که هوای آدم‌هایی را که در روزهای سخت زندگی‌شان گیر کرده‌اند، داشته‌باشم.»
جلسات مشکل‌گشای این خانه به‌معنای واقعی کلمه مشکل‌گشا هستند. در واقع بهانه‌ای هستند برای دست‌گیری از خانواده‌های کم‌بضاعت که ننه حاج خانم و دخترش در حد توانشان به آن‌ها کمک می‌کنند. حالا یک‌سال می‌شود که سه‌شنبه شب‌ها هم در همین مکان جلسه قرآن‌خوانی دارند. ننه حاج خانم نیت کرده تا وقتی زنده است این جلسات هم برپا باشند و بهانه‌ای باشند برای دور هم جمع شدن خانم‌های محله. احمد زرندی پسر ارشد این خانواده بود. زهرا عامری(ننه‌حاج‌خانم)، مادر او، چند سال پیش قاتل پسرش را می‌بخشد.
همه چیز از همین مسیر شروع شد. روزی که الهی از بجنورد عزم پیاده‌روی به مقصد حرم مطهر حضرت رضا(ع) را کرد و بعد از طی مسیری با خواهر و مادر اصغر آشنا شد، آشنایی‌ای که منجر به ازدواج او با اصغر نیکویی شد و آغازی بود برای پیاده‌روی‌های مشترک این زوج به مقصد مشهد که در طول این 12سال در زمان شهادت حضرت رضا(ع) تکرار شده است.
قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفته‌اند و میزبانی عراقی‌ها را دیده‌اند، با خود گفته‌اند چرا ما مشهدی‌ها زائران امام رضا(ع) را همان‌طور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهمان‌نوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدی‌ها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم‌ خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)
هشت سال است پا در رکاب عاشقی گذاشته‌اند تا به قد ارادتشان به شاه خراسان در بیابان‌های جاده منتهی به مشهد الرضا(ع) مشقِ عشق ‌‌کنند. خادمان بی‌نام‌ و نشان و بی‌ادعای علی‌بن‌موسی‌الرضا‌(ع) که در روزهای آخر صفر، دل از شهر و دیار کنده و در مسیر جاده‌ها به خوش‌آمدگویی زائران حضرتش آمده‌اند. آمده‌اند ‌تا با استکانی چای خوش‌عطر و نانی گرم، خستگی‌ از تن زائر پیاده امام‌هشتم(ع) بزدایند و رسم میزبانی را به بهترین شکل به جای آورند. روایت، روایت خدمتگزاران مسجد سناباد محله سعدآباد است که از چهل روز مانده به روز موعود، در سه‌راهی دلبران‌ در تدارک میزبانی درخور میهمانان حضرتش هستند.
اینجا همه چیز نشان از تلاشی شبانه‌روزی دارد تا استقبال از زائران امام‌رضا(ع) به بهترین شکل انجام شود و خاطره‌ای خوب در ذهن مسافرانی که به مقصد مشهد ترک دیار کرده‌اند ماندگار شود. در میان خادمان این فضای معنوی پسربچه‌ها و دختران کوچک هم در کنار بزرگ‌ترها مشغول کار هستند. از شستن ظرف‌ها گرفته تا بستن پایه‌های علم به داربست.
خانواده فتحانی به محض ساکن شدن در منطقه11 که به حدود 15سال قبل برمی‌گردد، تلاش برای برپایی روضه‌ها و مراسم مذهبی را به همراه بقیه ساکنان شهرک ارمغان آغاز کرده‌اند. مهدی آقا می‌گوید: ما در آن‌زمان در این اطراف، نه مسجد داشتیم و نه هیچ فضایی برای برگزاری مراسم مذهبی. به همین دلیل از فضای کنار خیابان و پارکینگ ساختمان‌ها مراسم را شروع کردیم و تاکنون که مسجد فتاح به بهره‌برداری رسیده این برنامه‌ها را پیش برده‌ایم.
همه این عاشقان که رنج راه را به جان خریده‌اند دوست دارند در مشهد هم در نزدیک‌ترین نقطه به حرم ساکن شوند تا هرلحظه دلتنگی را با حضور در این بارگاه یا سلام و نگاهی به گنبد طلا آرام کنند. موضوعی که طبق گفته‌های سرپرست شهرداری منطقه ثامن مدنظر بوده و محل‌های اسکان در نزدیک‌ترین نقاط به این بارگاه آماده شده‌ است. آن‌طور که ساسان نورین‌مقدم گزارش داده‌ است محل‌های اسکان در خیابان شهید شوشتری1 و 3، شهدای حج3، انتهای نوغان و پنج‌راه قرار دارد. محل‌هایی که کمتر از 1300متر با بارگاه منور امام هشتم(ع) فاصله دارند.
سی سالی می‌شود که این خیمه به‌یاد امام‌حسین(ع) و امام‌رضا(ع) برپا می‌شود و دویست نفر هم با عشق و علاقه‌ای که به اهل‌بیت(ع) دارند، رخت خادمی به تن کرده‌اند و میزبان زائران آقا می‌شوند. میزبانی‌شان هم در حد اعلاست؛ چون نام سید‌وسالار شهیدان و امام غریبان درمیان است. به همین دلیل است که نمی‌توان از چای و نباتش تعریف نکرد، از قهوه عربی‌اش نگفت و از وعده شام و ناهاری که شکم هزاران نفر را سیر می‌کند، حرف به میان نیاورد.
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عده‌ای برنج پاک می‌کنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ می‌ریزند و هرچند دقیقه یک‌بار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار می‌کنند و صلوات می‌فرستند.فاطمه احمدنیا سال‌هاست که دیگ غذای هیئت را در خانه‌اش بار می‌گذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن می‌پزند، او بارها پای دیگ‌هایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده‌ است.
در محله ایثارگران زوج عاشقی هستند که چشم انتظار مهمان‌ هستند. محمدرضا قمری مقدم و ملیحه ماکوکار درب خانه‌شان را در دهه اول و آخر صفر به روی عزاداران باز می‌کنند. آن دو که دخترخاله و پسرخاله هستند، رسم دیرینه مادربزرگ را زنده نگه داشته‌اند و روضه دهه اول صفر را که قدمتی پنجاه‌ساله دارد برگزار می‌کنند. هر دل‌شکسته‌ای می‌تواند به این روضه بیاید. سخنرانی، خواندن زیارت عاشورا و مداحی از برنامه‌های دهه اول صفر است.هشت‌سالی می‌شود که روضه خانوادگی حاج محمدرضا و ملیحه خانم گره خورده است به میزبانی از زائران پیاده امام رضا (ع).
روزهای آخر ماه صفر حال و هوای پایانه مسافربری امام رضا(ع) متفاوت است. جمعیت زیادی با گویش‌ها و لباس‌های مختلف دیده می‌شوند. همه در حال رفت و آمد هستند برخی به شهرهای خود بازمی‌گردند و برخی دیگر برای زیارت آمده‌اند. از همان بدو ورود با دیدن گنبد امام مهربانی‌ها از ضلع خیابان امام رضا(ع) عرض ارادتی به مولای خود می‌کنند و سپس چمدان به دست وارد شهر می‌شوند.
هر ۲۰دقیقه تلفن طیبه خانم زنگ می‌خورد. هر بار عذرخواهی می‌کند و گوشی‌اش را پاسخ می‌دهد. صحبتش با تلفن که تمام می‌شود با لبخندی که نشان از خوشحالی دارد می‌گوید: «رئیس یکی از کاروان‌هاست که از شهرستان می‌خواهند به همراه زائران بیایند. تلفن پشت تلفن، کاروان‌هایی که خبر از آمدن 100، 150، 250 و... نفر مسافر را می‌دهند. آن‌ها مهمان‌نوازی اهالی ایوان طرق در خاطره‌شان مانده و حالا بعد از گذشت دو سال باز هم تماس گرفته‌اند و تقاضا دارند که فضایی برای اقامت شب در اختیارشان قرار بدهند. برخی از آن‌ها نیز تقاضا دارند که اگر ممکن است صبحانه، ناهار و شام هم برایشان تدارک ببینند.
حسین‌آقا یک باربر ساده است که درآمد چندانی ندارد، اما به پشتوانه ارادت و عشقی که به امام مهربانی‌ها دارد، دلش به دریای بی‌کران محبت به زائران تبدیل شده است. تعریف می‌کند: بارها با مسافرانی روبه‌رو شده‌ام که در طول سفر پولشان سرقت یا گم شده است. خودم هزینه فیش حمل بارشان را دادم. بعضی‌ها قبول نمی‌کردند. می‌گفتم: بگیرید. آقا خودش با من حساب می‌کند. این را هم بگویم که زائرها خوش‌حساب هستند و بلافاصله بعد از برگشت به شهرشان پول را واریز کردند. خیلی از زائران شماره من را گرفته‌اند و گاهی تماس می‌گیرند و می‌خواهند سلامشان را به امام برسانم و من را به شهر خود دعوت می‌کنند.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادی‌اش می‌رود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام می‌دهد، این است که در موکب‌ها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا می‌کند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سال‌ها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد داده‌اند ادا کند.
حاج‌محمد اخوان و رفقایش در محله بالاخیابان نیز از آدم‌هایی هستند که اسباب رسیدن دل‌دادگان اباعبدالله الحسین(ع) به آن تربت اعلا هستند. آن‌ها هرسال دور هم جمع می‌شوند و تعدادی از افراد نیازمند آرزوبه‌دلی را که تاکنون زیارت کربلا نصیبشان نشده است، با همراهی خیران به راهپیمایی اربعین گسیل می‌کنند. امسال آن‌ها نزدیک به سیصد نفر را راهی کربلا کردند.
محمدحسین رضایی سیزده‌ساله روزهای شنبه مکبری نماز جماعت در حرم را برعهده دارد. او از شش‌سالگی با قرآن انس گرفته و در مداحی، تلاوت، روخوانی و حفظ قرآن کریم هم مهارت دارد. محمدحسین لباس خادمی‌اش را پوشیده تا در حرم اباعبدالله(ع) هم با همین لباس زیارت کند. دلش می‌خواهد همانند نمازهای مسجد محله و حرم امام رضا(ع)، تکبیر نماز مغرب حرم اباعبدالله(ع) را هم بگوید.
حسینیه فاطمیه شیرازی‌ها که در کوچه شهیدیگانه3 قرار دارد، یکی از این مکان‌های اقامتی است که هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س) شیراز آن را بنا کرده است. این حسینیه که بیشتر با نام فاطمیه شیرازی‌ها شناخته می‌شود، در همه روزهای سال پذیرای زائران شیرازی در مشهد است.
با همراهی دو تن از بازماندگان خاندان محمدتقی بهار در مشهد، به صرافت یافتن خانه او در مشهد قدیم برآمدیم. خانه‌ای که از آن هیچ باقی نمانده واست.