علی طاهری فقط یک خادم ساده نبوده است؛ سعی کرده حلقه وصلی باشد میان دلهای مشتاق زیارت و حرم امامرضا (ع). آنجاکه واسطهای شده برای رسیدن عاشقان زیارت به حرم.
سیدمجید ساغروانیان از کودکی تا به امروز در همسایگی مسجد زندگی کرده و بچه هیئتی بوده است. او پساز بیستسال انتظار، در سال۱۳۹۸ توانست نشان خادمی امامرضا (ع) را بر سینهاش نصب کند.
سیدمحمد حاجیان و گروهش که از خادمان رضوی هستند، چهاردهسال پیش، تصمیم گرفتند مسیر قم تا مشهد را در دهه کرامت رکاب بزنند، در هر شرایطی، این مسیر معنوی را رکاب زدهاند.
حرم امامرضا(ع) چندصدای ماندگار دارد که برای خیلیها حکم تشرف را دارد. صدای حاجعلی ملائکه یکی از همین صداهاست با این شعر مشهورش: «ای صفای قلب زارم/ هرچه دارم از تو دارم» به گوش و دل همه نفوذ کرده است.
محمدرضا تقیپور که بیشتر سالهای جوانیاش را در جنگ گذرانده و جانباز شده، رزمیکار و مقامدار رشتههای تیراندازی و کوهنوردی است. او کار فرهنگی و خادمی مسجد را به تمام مشاغل رده بالا به ترجیح داده است.
غلامرضا بصیریپور ۲۶ سال است که در «مؤسسه خیریه حمایت از بیماران آسیبپذیر طوس» خدمت میکند. تعریف میکند: این مجموعه روز اول، کارش را با بیستنفر آغاز کرد و اکنون ۱۴۰۰ نفر از خیران با این مؤسسه در ارتباط هستند.
سیدعبدالمجید مجید فیاض، روحانی کمتر شناخته شده دوره قاجار سبب ساماندهی امور حرم رضوی، پس از به توپ بستن آن توسط روسها شد.
مهدی وکیلی سال ۸۳ با کسب مقام اول کشوری، نامش سر زبانها میافتد و از سال ۱۳۸۴ به مربیگری رو میآورد. وکیلی افتخار خادم بودن حرم مطهر را به دلیل ورزش میداند.
دو روز در ماه برای سیدمحمد اجتهادی متفاوت شروع میشوند؛ روزهایی که قرار نیست راهی محل کارش در اورژانس هوایی شود و جسمش در بالگرد به پرواز درنمیآید، اما روحش از صحن حرم مطهر رضوی پرواز میکند.
در سال۶۸، آن زمانیکه محله دانشجو کمجمعیت بود و بیشتر اهالیاش را فرهنگیان تشکیل میدادند، مسجد و کانون فرهنگی حضرت امیرالمؤمنین ازسوی مرحوم حاج شیخ حسن مظفری معارف وقف شد.
سیداسماعیل آموزگار متولد سال۱۲۹۶ در مشهد و فرزند متصدی مسجد گوهرشاد است. او برادر سیدعلیرضا آموزگار، مؤسس روزنامه «آفتاب شرق» و جزو خاندان آموزگار و از سادات رضوی است.
این مسجد حدود سال ۱۳۴۲ ساخته شد. یکبار هم در اوایل انقلاب بهسازی شد تا اینکه فضای کم برای اقامه نماز باعث شد تا با همت و کمکهای مالی اهالی، بازسازی مجدد آن صورت بگیرد.
حاج هاشم نصر از قدیمیهای محله هفده شهریور است، حسینیه هیئت محبین قرآن و اهلبیت (ع) یعنی همان خانه محل سکونت و بر گردن خیلی از اهالی حق پدری دارد.
پروفسور علی شاملو میگوید: پدرم همیشه به من توصیه میکردند طبابت را صبح زود شروع کن. چون بیماران شب تا صبح را با درد گذراندهاند و طاقت ندارند بیشتر از این صبرکنند.
زندهیاد رضا رضاپور از شرکت در فیلم «میهمان توس» میگفت که برای همه عوامل توأم با برکت و تقدس بود. عنایت امامرضا (ع) آنقدر بود که باعث پیشرفت عوامل شد، بهطوریکه بیشترشان بعدها به پایتخت رفتند.
سید محمد ذاکرینموسوی میگوید: جوانتر که بودم یک روز کوکوی سبزی پختم و گذاشتم توی فر. از قضا فر خاموش میشود و کوکو عرق کرده و له میشود. شانس ما همان روز حاج آقای طبسی آمدهبود برای بازدید.
مجید عنبرسوز که حدود چهلسال است کاسبی میکند، ویژگیهای یک کاسب خوب را دوستداشتن مردم و ایمان به خدا میداند. مردم همیشه بهخاطر ارزانفروشی از آقاجانم تشکر میکردند.
عزتخانم در دوران کودکی، بهجای مدرسه به مکتب رفته و قرآن را از مُلای محلهاش یاد گرفته است. ملای محلهشان پیرزنی بوده که در خانهاش به دخترهای محله قرآن آموزش میداده است.
علیرضا کوهستانی با قرآن و حرم و مسجد انس گرفته و بالاترین رتبهای را که تاکنون به دست آورده، خادمی حضرت علیبنموسیالرضا (ع) و مکبری، مؤذنی و قرائت قرآن در حرم رضوی بوده است.
مجید سعید افخم الشعرا، از ۱۵ سالگی قرائت قرآن را در محضر استادانی، چون مرحوم استاد اصغری، استاد اعالی، استاد افخمی (مهرمشهدی) و مرحوم استاد سیدمیرزاعلی رحیمی آغاز کرد آغاز میکند.