آثار تاریخی - صفحه 4

مقبره ۳ امامزاده به نام‌های سیدفتح‌الله (ع)، سیدعماد‌الدین (ع) و بی‌بی ربابه (ع) در کنار هم و در داخل یک ضریح در روستای اندرخ قرار دارد و طبق شجره‌نامه‌ای که در زیارتگاه نصب شده است، نسبت شریفشان به امام موسی کاظم (ع) می‌رسد.
نشتیفان یعنی «نیش توفان» جایی است که باد حضور عادی در جریان زندگی مردم دارد و هنر و خلاقیت نیاکان ما آن را به آسباد تبدیل کرده است.
مدرسۀ عباسقلی‌خان شاملو در حاشیۀ جنوبی خیابان نواب صفوی، جزو آثار ملی شهرمشهد است که در دوره صفویه ساخته شده است.
آنچه که بیش از هر چیز زندگی «پهلوان رستم» را خاص کرده، علاقه او به جمع آوری اشیای خاص است. «موزه آیین‌های پهلوانی شه لافتی» نتیجه این علاقه اوست که ۶۰ سال به طول انجامیده است.
خانه تاریخی سالاری، تنها خانه بازمانده ثبتی میراث در منطقه ماست که جدای از داستان جالب مالک آن که جز اولین پزشکان شهر مشهد بوده است، خیلی وضعیت مناسبی ندارد.
بقایای روستای قدیم اسلامیه، یکی از بنا‌های ۶۰‌ساله، اما با ظاهر هزار ساله در محدوده تابران توس است که اهالی محله فردوسی آن را «قلعه بالا» می‌نامند.
امیرعلیشیر نوایی بیستم بهمن سال 819خورشیدی در شهر هرات به دنیا آمد، در عهد اقتدار و حکومت «اُلُغ بیگ»، فرزند شاهرخ تیموری و گوهرشاد خاتون. با این حال، دوران کودکی امیرعلیشیر، با قتل اُلغ بیگ به دست پسرش عبداللطیف و آغاز کشمکش های ویرانگر امرا و شاهزادگان تیموری مصادف شد.
قدمت محله چهارباغ مشهد را به سال ها پیش از حکومت شاهرخ تیموری نسبت می‌دهد جایی که ساخت آن به همت خواجه‌نظام الملک توسی رخ داده است، البته چهارباغ نابود شده در حمله تیموریان در توس، یگانه چهارباغ پیش از اصفهان خطه خراسان نیست و در همان دوره تیموری ابتدا در هرات و سپس در مشهد چهارباغ‌هایی ایجاد شد که اکنون نمونه هرات آن تقریبا به صورت کامل و نمونه مشهد آن در حد یک محله کوچک باقی مانده است.
از بیشتر مشهدی‌ها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی می‌دانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچه‌بافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امام‌خمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
کمتر مشهد‌پژوهی است که برای دانستن درباره گذشته این شهر، سراغی از احمد ماهوان و کتاب‌ها و مقالاتش نگرفته باشد؛ کسی که گنجینه‌ای وزین از نادانسته‌ها درباره مشهدالرضاست. گواه این ادعا هم وجود کتاب‌‌های مصور از تاریخچه مشهد قدیم و آثار و متونی است که در طول بیش‌از نیم‌قرن گردآوری کرده و به چاپ رسانده‌است؛ آثاری چون «عکس‌های قدیم مشهد»، «تاریخ مشهد‌الرضا»، «بازار، در فرهنگ و ادب ایران زمین» و... تهیه نخستین نقشه شهر رو‌به‌توسعه مشهد‌ هم کاری از او و برادرکوچک‌ترش، مرحوم محمود، است که در سال60 به چاپ رسید.
صحبت از احیای خانه تاریخی غفوری، مرتفع‌ترین خانه عیدگاه است که در کوچه محمدیه (شهیدحاجی‌حسنی‌کارگر3) قرار گرفته و از یک‌طرف به شارستان و از طرف دیگر به حرم ‌مطهر راه دارد. صاحب اول این خانه یک یهودی متمول بوده است که سال 1340 این بنا را به آقای دشتباف و شریکش می‌فروشد و خانه در سال1385 به شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن که زیر نظر بازآفرینی شهری کشور است، فروخته می‌شود.
کوچه سوت و کور و خالی است و همان ابتدای آن روی تابلویی نام مهدیه با نشانه‌ای مسیر را مشخص می‌کند. جلو ورودی کارگاه ساختمانی هستیم که خانه‌های مجاور آن خالی‌اند و بدون سکنه. چند بار زنگ در را فشار می‌دهیم. نگهبان در را باز می‌کند. فضای پیش رو خاکی و گل‌آلودست و هیچ شباهتی به وصف آدم‌ها از مهدیه گذشته ندارد.
«محمدحسن‌خان مسعودی خراسانی»، در روزهای تاریک و روشن سال 1288 خورشیدی شهرداری را با صرف هزینه شخصی‌ اداره کرد و نگذاشت هرج و مرج بر مشهد حکم‌فرما شود.
وقتی نادرشاه پای مهاجران کُرد را به مشهد باز کرد، هنوز بالاخیابان مثل امروز باغ‌هایش را از دست نداده‌ بود. همان زمان گروهی بزرگ از آن‌ها در این محدوده ساکن شدند و معابری به نامشان ثبت شد ازجمله کوچه یازدهم رضوان فعلی. این کوچه که ردونشانش در قدیمی‌ترین نقشه مشهد (1325) هم با نام «مسجد کُردها» پیداست، محل زندگی تعداد زیادی از کُردها بود.
درخت تناور دانشگاه «علوم اسلامی رضوی» که در دل حرم سقف و ستون خورده، در واقع از ریشه‌های در خاک مانده دو مدرسه قدیمی آب می‌خورد که قدمتشان به عهد صفوی در مشهد می‌رسد. دو مدرسه تخریب شده که این روزها تنها بخشی از معماری‌شان در دل دانشگاه علوم اسلامی رضوی به یادگار مانده و اندک کاشی‌های معرق هفت‌رنگ بقا یافته‌شان بر دیوارهای فرسوده، تنها شاهدانِ شکوه گذشته آن‌ها هستند.
ماجرا از این قرار است که مرحوم عبدالحمید مولوی، عالم، پژوهشگر و تاریخ‌شناس‌ مشهدی در اوایل قرن14، این بنا را می‌سازد و با اینکه واجد ارزش تاریخی شناخته می‌شود، ثبت ملی نمی‌شود. وارثان عبدالحمید در سال 1385 به دلیل قیمت‌گذاری پایین میراث فرهنگی، آن را به «مدرسه علمیه مهدیه آیت‌الله فاضل» می‌فروشند. در ادامه تمام بنا تخریب شده، تنها نبود مجوز برای تخریب دیوار و درهای خانه آن را از ویرانی مصون نگه‌می‌دارد و این سر‌در فیروزه‌ای‌رنگ را برای ما به یادگار باقی می‌گذارد.
کوچه بازارچه سراب10 که بیشتر در بین اهالی به کوچه مدرسه آیت‌الله خویی معروف است، در نقشه‌ سال1325 به نام کوچه «طاهر» ثبت شده است. در یکی از کتاب‌های تاریخی نام این کوچه «عنصری» است که وجه‌تسمیه خود را از ابوالقاسم حسن بن احمد بلخی مشهور به عنصری گرفته است. در این کوچه به‌دلیل وجود مدرسه آیت‌الله خویی رفت و آمد بسیاری می‌شود و اتصال آن به خیابان آیت‌الله شیرازی سبب شده تا بیشتر عابران، این مسیر را برای تردد انتخاب کنند.
یکی از این گذرهای قربانی شده در جریان طرح‌های اجرا شده در اطراف حرم مطهر رضوی کوچه موسوم به «حاج نوروز» است که در جریان این تغییرات نه‌تنها کوچک شد بلکه دیگر کمتر نشانی از آن باقیمانده است. در ذیل شرح گذشته و اکنون این کوچه را با هم مرور می‌کنیم.
ماجرای تأسیس دانشگاه در ایران به دوران پهلوی اول باز می‌گردد. در سال 1307 خورشیدی پروفسور حسابی پیشنهاد تأسیس دانشگاه را به وزیر معارف وقت، اعتمادالدوله قراگوزلو می‌دهد اما گام‌های نخست تأسیس این دانشگاه را علی‌اصغر حکمت وزیر معارف وقت در سال 1313 خورشیدی برمی‌دارد. در همین سال همچنین دانشگاه تهران با چند دانشکده پا می‌گیرد که دانشکده معقول و منقول یکی از آن‌‌هاست.
کوچه شهید صادقی در محله آبکوه قرار دارد. این محله یکی از محله‌هایی بود که تا چند دهه پیش روستا بوده و فاصله زیادی با شهر داشته است. پیدایش این محله به حدود چهارصد سال قبل برمی‌گردد.کوچه شهید صادقی5 از یک سمت به بولوار شهید صادقی و از سمت دیگر به خیابان بیستون و مجتمع تک منتهی می‌شود. از ظرفیت‌های این کوچه علاوه‌بر وجود مسجد، حمام خشتی بوده است. این بنا در ساخت‌وسازهای جدید به زیر خاک رفته و مدفون شده است.