فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
دورهمی شاد برای خانوادهها در فرهنگسرای خانواده بخشهای متنوعی دارد که هم برای بزرگترها و هم بچهها در نظر گرفته شده است. برنامهای که از دو هفته گذشته در فرهنگسرای خانواده دوباره روشن شده است.
المیرا و همسرش، ۱۶ سال است که زندگی مشترک دارند، اما سه مرتبه بارداری او به سرانجام نرسیده است و جنینها در هفته ششم بارداری، سقط میشدند. آنها در جریان جنگ تحمیلی به فکر پذیرش فرزندخوانده نیازمند درمان افتادند!
میتوان تاریخ نخستین حمایتها از مادران را به بیش از ۸۰ سال پیش بازگرداند که نخستین جرقههای حمایت از زنان باردار در جامعه ایرانی کلید خورد. در آن دوران به دلیل نبود امکانات بهداشتی و مرگ و میر بالای مادران و نوزادان حمایتهایی بهداشتی صورت گرفت.
مهسا جعفری دختر ده ساله محله الهیه که تنها برای تفریح و نشاط قدم روی تشک ژیمناستیک گذاشته بود، خیلی زود توانست به مدال طلای قهرمانی کشور دست پیدا کند.
ملیکا عبداللهی تصمیم گرفت درباره یک رسم زیبا یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آبپاشونک» که امسال به چاپ رسید. او و مادرش، تاکنون ۳ کتاب درباره جشنهای ایرانی برای کودکان منتشر کردهاند.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
مریم طباطباییفخار، واقفی است که در میانه جوانی، دستگیر نیازمندان شده است. او خانه میلیاردیاش را برای شادی روح پدر و مادر وقف کودکان بیسرپرست و بدسرپرست کرده است.
روایت ۱۰ سال تلاش بیوقفه حجتالاسلاموالمسلمین سیدصادق محمدیسرشت و همراهانش در کانون «یاران رضوی» محله بهمن که بخشی از بار تربیتی نوجوانان را به دوش گرفته است.
این زوج بارها ثابت کردهاند که مهربانیشان فقط در حرف خلاصه نمیشود و اینبار با اجرای طرحی تازه با نام «بازی را تمام نکن» پای کار نیکوکاری آمدهاند و با تعمیر اسباببازی، لبخند و شادی را به کودکان نیازمند هدیه دهند.
محمدمهدی باغبان از پنج سالگی، در باشگاه ورزشی پدرش ژیمناستیک کارکرده و توانسته در سال ۸۹، در رده سنی هشتسال، نفر اول مسابقات ژیمناستیک استان شود.
۱۰ سال پیش وقتی زهراخانم دید خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها سخت است، بدنبال راهی گشت تا عطش کتابخوانی دوستان دخترانش بیپاسخ نماند. ایده ایجاد «کتابخانه خانگی سارا و رکسانا» از همانزمان شکل گرفت.
عزت خداشناس با وجود علاقه شدید به معلمی در یک اتفاق ساده، به پزشکی علاقهمند شد: بهدلیل تب شدید نزد پزشک خانوادگی رفتیم. با اولین لمس گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک شکلاتی به من داد که هنوز طعمش زیر زبانم است.
کتابخانه «بچههای آسمان» رنگ و لعاب کودکی خوب بر تاروپود دیوارهایش خوابیده است. بچههای قدونیمقد آمدهاند تا بیخیال بازیهای جورواجور کامپیوتری بهسراغ کتابهای رنگوارنگ بروند و در میان آنها کودکیشان را بگذرانند.
سیدمرتضی اخلاقی میگوید: اینجا خانوادههایی هستند که بهخاطر بیماری فرزندشان نمیتوانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک میریزند، دلشان را سبک میکنند.
بازار مولوی در محدوده پنجراه، بازار جم در خیابان جم، بازار زیتون در مصلی ۱۰ و مغازههای ریز و درشت که هر روز بر تعدادشان افزوده میشود، ازجمله مکانهای عرضه اسباببازی در منطقه ۶ مشهد است.
سیما برزگر وقتی میبیند مادران بچهدار نمیتوانند در دورهمیهای قرآنی حضور یابند، ایده برگزاری جلساتی را میدهد که ویژه مادران بچهدار است؛ ایدهای که از هفته بعد به ثمر نشست و حالا ۱۵ ساله شده است.
کاراته بخش مهمی از زندگی تبسم ششساله است؛ بهطوریکه در مدت کمتر از یکسال چهار مقام استانی و کشوری کسب کرده است. او دوست دارد بهقدری قوی شود که هوای پدر و مادرش را داشته باشد.
علی رجبی روحانی مشهدی، ۲۰سال پیش، کارش را با قصهگویی برای کودکان شروع کرد و تا کنون بیش از ۶۰هزار محصول فرهنگی برای بچهها تولید کرده است.
اینجا کانون پرورش فکری کودکان شماره۱۰ مشهد در محله لادن است. مثل همه کانونها، کتابخانه و کلاسهای مختلف فرهنگی، هنری و ادبی دارد، اما در کنارش بهطور تخصصی درباره ادبیات و برگزاری کارگاههای این رشته فعالیت میکند.