کد خبر: ۱۵۰۰۶
۱۷ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
نیکوکاری

پیوند محیط‌زیست و کودکان مبتلا به سرطان با هنردستِ بانوان

اینجا «مهرانه» است؛ حاصل دغدغه‌مندی تعدادی از بانوان که تصمیم گرفته‌اند اوقات فراغتشان را به کاری گره بزنند که هم به طبیعت احترام بگذارند و هم مرهمی برای درد کودکان مبتلا به سرطان باشند.

ریحانه بنازاده| مغازه ویترین ندارد، اما از همان پشت شیشه رنگ‌ها وسوسه‌مان می‌کنند. رگال‌ها پر از رنگ و نقش است. قفسه‌ها نه فقط محل چیدمان کالا، بلکه نمایشگاهی از عشق، خاطره، معنا و مهر هستند. اینجا «مهرانه» است؛ حاصل دغدغه‌مندی تعدادی از بانوان که تصمیم گرفته‌اند اوقات فراغتشان را به کاری گره بزنند که هم به طبیعت احترام بگذارند و هم مرهمی برای درد کودکان مبتلا به سرطان باشند.

 

آغاز یک مسیر دوستانه

مرضیه رضایی، دبیر بازنشسته آموزش‌وپرورش، همراه با دوستش، اعظم قناعتی، خیاط باسابقه، آغازگران این مسیر هستند و این‌طور می‌گوید: مهرانه نه با سرمایه‌گذاری بزرگ و نه با برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده، بلکه از دل یک فعالیت دوستانه در خانه شکل گرفته است. هدفمان ساده بود؛ گذراندن اوقات فراغت به‌شکلی هدفمند و پاسخ به یک دغدغه مشترک که حفظ محیط‌زیست و جان‌بخشیدن به کودکان بود.

اعظم قناعتی کسی بود که تکه‌پارچه‌های دورریختنی را به خانه آورد و در این‌باره می‌گوید: کار من با پارچه‌هایی است که معمولا دورریز محسوب می‌شدند. این تکه‌ها به‌جای آنکه سر از سطل زباله درآورند، روی میز خانه پهن شدند و به تصویر‌های خلاقانه بدل گشتند. تصویرسازی با پارچه‌ها آن‌قدر زیبا و الهام‌بخش بود که خیلی زود دوستان دیگر هم به جمع ما اضافه و جذب این نقاشی پارچه‌ای شدند.

 

هنر از دل احساس و ادراک

پس از گذشت چندین‌ماه، امروز مهرانه یک تیم حدود بیست‌نفره است؛ با حضور بانوانی که برخی در خانه و برخی در کارگاه و مغازه فعالیت دارند که همگی داوطلبانه و افتخاری است. «آثار هنری اینجا محصول دستورالعمل یا الگویی از پیش تعیین‌شده نیست.»

این را شادی شاملو، نویسنده و ایده‌پرداز کار‌های سوزن‌دوزی تیم، می‌گوید و ادامه می‌دهد: خلق آثار ابداعی، بیشتر از آنکه وابسته به تکنیک باشد، از تراوش حس‌وحال دلی جمعی ماست. گاهی از فضای مجازی الهام می‌گیریم، اما اصل کارمان تجربه زیسته و نگاه شخصی است.

اصل حرکت برای کمک‌هزینه تهیه دارو‌های کودکان مبتلا به سرطان است، اما نگاه محیط‌زیستی در مهرانه بسیار پررنگ است. مرضیه‌خانم بیشتر درباره‌اش توضیح می‌دهد: پارچه‌ها در وضعیت خاص (دفن در خاک) تجزیه می‌شوند، اما متأسفانه هنوز در ایران سیستم تفکیک و دفع پارچه وجود ندارد و بیشتر با زباله‌های دیگر ادغام می‌شوند. پارچه‌های پلاستیکی ممکن است سی‌چهل سال در محیط‌زیست باقی بماند، اما پارچه‌های نخی زمان کوتاه‌تری می‌برد. همین واقعیت تلخ، انگیزه جدی برای استفاده دوباره و خلاقانه از تکه‌پارچه‌ها برای ما شد.

در ادامه صحبت‌های او، شادی‌خانم می‌گوید: بعضی خیاط‌های امروزی بر خلاف گذشته کمتر حوصله تبدیل تکه‌پارچه‌ها به چهل‌تیکه را دارند. مهرانه این حلقه گم‌شده را پیدا کرده است. تکه‌پارچه‌های اهدایی مزون‌ها یا طاقه‌های پایانی پارچه‌فروشی‌ها با نگاهی هنرمندانه به آثاری فاخر تبدیل می‌شود که خیلی‌ها از دیدن آنها تعجب می‌کنند و باور ندارند که اینها را کلی بالا و پایین کرده‌ایم تا کنار هم به اثری هنری تبدیل شوند که هم طبیعت حفظ شود و هم فروش آن درآمدی باشد برای نجات جان کودکی گرفتار در دام سرطان.

 

نیکوکاری

 

تنوع محصولات، یک امضای مشترک

هرچه از هنر و خلاقیت بخواهید، اینجا پیدا می‌شود. در میان محصولات از لباس، رومیزی، روانداز و کیف گرفته تا تابلو‌های هنری و کیسه‌های هدیه پیدا می‌شود.

شادی شاملو دراین‌باره می‌گوید: برای من خلق هر اثر هنری داستان و قصه خودش را دارد. گاهی برایم لباس‌های قدیمی را می‌آورند که بیش از صدسال قدمت دارد یا پارچه‌های داخل صندوقی را اهدا می‌کنند که از نسل قبل از خودشان بوده است. پیش از آنکه لباس‌ها یا پارچه‌ها را تکه‌پاره کنم، به دقت نگاه می‌کنم و خودم را در گذشته تصور می‌کنم. 

درنهایت خیال‌بافی‌هایم را با قیچی می‌برم و آنها را به یک اثر هنری تازه و نو تبدیل می‌کنم. گاهی سر انگشتانم گزگز می‌کند. وقتی سوزن به‌جای پارچه در سر انگشتم فرو می‌رود و می‌سوزد، مطمئنم که هنوز زنده‌ام. لباسی که از یک پارچه اهدایی ساخته شده یا رومیزی‌ای که از پارچه‌های قدیمی جانی تازه گرفته است، برایم معنا دارد، نه خستگی و سوزش جای سوزن! به‌نظر من تکه‌پارچه‌های قدیمی فقط یک پارچه ساده نیستند، خاطره‌اند؛ روایت‌اند که در من باعث انگیزه خلق یک اثر هنری برای درمان بچه‌ها می‌شوند.

 

اشتیاق برای ادامه

کم‌کم حرف از انگیزه‌ای فداکارانه می‌شود که این خانم‌ها پای آن ایستاده‌اند. مرضیه رضایی از مؤسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان می‌گوید: بیش از ۴ هزارو ۷۰۰ کودک زیر پوشش این مؤسسه هستند. هزینه دارو و درمان هر کودک در یک روز حدود ۲۵۰ هزار تومان می‌شود. این مؤسسه از سال ۱۳۹۴ شروع به فعالیت کرد و بیش از ۱۰ سال است که فعالیت می‌کند. همکاری ما با برگزاری بازارچه‌های هنری با این مؤسسه شروع شد و ادامه پیدا کرد. من یکی که با شور و اشتیاق هر صبح بیدار می‌شوم و باانگیزه کار‌های خانه را می‌کنم و خودم را به اینجا می‌رسانم. وقتی فروش خوب و رضایتمندی مشتریان را که آنها هم در کار خیرخواهانه شریک بوده‌اند، می‌بینم، دوچندان انگیزه می‌گیرم.

 

نهال امید

به خاطرات خانم‌های مهرانه‌ای می‌رسیم. مرضیه‌خانم بهترین خاطره‌اش را از جشن بهبود یافتگان می‌داند. با لبخندی رضایتمندانه می‌گوید: پسر جوانی آنجا بود که می‌گفت از کلاس هفتم مبتلا به سرطان شده‌است. از دردهایش برایم گفت، ولی اینکه گفت حالا کاملا بهبود یافته است، برایم بهترین خبر بود. خبر سلامتی بچه‌ها در آنجا حال عجیبی برایم داشت.

او از وقتی بهبود بچه‌ها را دید و اینکه سرطان کودکان اگر به‌موقع تشخیص داده‌شود، درمان‌شدنی است، همه تلاشش را با گروهش می‌کند که در هزینه‌های درمان کمکی باشد تا مبادا روزی خانواده‌ای مجبور باشد به خاطر هزینه‌ها، درمان فرزندش را رها کند.

 

از خانه تا فروشگاه

مرضیه‌خانم در ادامه به شروع رسمی فعالیت گروهشان اشاره می‌کند که از اردیبهشت ۱۴۰۳ بوده است، اما شادی‌خانم، شروع را از سال ۱۴۰۱ می‌داند؛ همان روز‌هایی که مرضیه‌خانم پایش شکسته و دست‌هایش بیکار مانده بود. می‌گوید: اول پیشنهاد کار با کاموا‌های کنارگذاشته‌ام را دادم که باید به موتیف‌های رنگارنگ (بافت‌های کوچک قلاب‌بافی) تبدیل می‌شد. هر هفته خانه مرضیه‌خانم می‌رفتم و کار‌ها را برایش می‌بردم و او هم تا هفته بعد آنها را به هم وصل می‌کرد.

شادی شاملو برای نشان‌دادن نمونه کار به پتو‌های رنگارنگی اشاره می‌کند که روی رگال نشسته‌اند و خودنمایی می‌کنند. خانم رضایی درباره چگونگی انتخاب عنوان مهرانه برای فعالیتشان می‌گوید: اتفاقی بود، اما معنادار انتخاب شد.

ما اولین گروه هنری هستیم که درحال انجام چنین فعالیتی برای درمان کودکان مبتلا به سرطانیم

در یکی از دورهمی‌های دوستانه که بودیم، وقتی صحبت از فعالیت‌های هنری بود، یکی از آشنایان گفت وقتی کارتان پر از مهر و عشق است، چرا اسمش مهرانه نباشد؟! در آن روز بود که اسم مهرانه متولد شد و بلافاصله به لوگو و عنوان صفحه مجازی ما تبدیل شد. البته این را بگویم که فروش ما مستقیم به حساب خیریه می‌رود. حتی حساب مشترک هم نداریم و با دستگاه کارت‌خوان خود مؤسسه کار می‌کنیم.

 

سختی‌ها و پشتوانه‌ها

مسیر مهرانه آسان نبوده است. هزینه‌ها و سرمایه اولیه عمدتا توسط مرضیه رضایی و همسرش تأمین شده است. این را شادی شاملو می‌گوید و ادامه می‌دهد: از همان اول از خانه‌شان به‌عنوان کارگاه استفاده می‌شد، تا الان که فروشگاهی برپا کرده‌اند که محل فروش آثار هنری مهرانه باشد. برای مستمربودن مهرانه پشتوانه مالی لازم است که در حد توانایی همراهی می‌کنیم. زیرا همه اعضا باور دارند که این کار باعث برکت زندگی‌شان شده است.

مرضیه رضایی این‌طور برایش این کار معنا پیدا کرده‌است که: آدمیزاد یک سقف بالای سر و یک لقمه نان نیاز دارد و بس. پول جمع‌کردن و حرص مال دنیا را خوردن تلاشی بیهوده است. معنای زندگی من همین فعالیت هنری با نیت سلامتی کودکان است.

مرضیه خانم دو فرزند دختر دارد و همسری که همیشه در کنارش است.

 

نیکوکاری

 

فروش، نه از سر هیجان

«در مهرانه تخفیف به معنای رایج وجود ندارد.» این را مرضیه‌خانم می‌گوید و ادامه می‌دهد: قیمت‌ها طوری تنظیم شده‌اند که هم شأن هنر حفظ شود و هم افراد با توان مالی متفاوت بتوانند مشارکت کنند. آثار خلق‌شده از مبلغ‌های صدهزارتومانی تا چندمیلیون تومان است. هدف ما کمک به بچه‌ها و آسیب‌نزدن به محیط‌زیست است.

این معلم بازنشسته حتی با خرید هیجانی هم موافق نیست و می‌گوید: صرف اینکه درآمدی به خیریه برسد، کافی نیست، بلکه کالا باید موردنیاز هم باشد. در مهرانه تولید محصولات هنری با هدف کیفیت ماندگاری بالاست؛ محصولی که چندسال قابل‌استفاده باشد، نه دورانداختنی و زودگذر.

 

نگاه به آینده

مهرانه آرام و پیوسته جلو می‌رود. رضایی درباره ثبت مهرانه می‌گوید: کار‌های ثبت مهرانه به‌عنوان سازمان مردم‌نهاد در دست اقدام است. برگزاری نمایشگاه در سراسر ایران و حتی ارسال آثار به خارج از کشور از برنامه‌های آینده‌مان است.

در خانه‌های زیادی بانوان بااستعدادی هستند که مهرانه می‌خواهد این ظرفیت‌ها را شناسایی و جذب کند. سوزن‌دوزی، کوک‌دوزی، تکه‌دوزی و... از فعالیت‌های هنری است که مهرانه با کمال میل از علاقه‌مندان و کسانی که تخصص دارند و می‌خواهند در این فعالیت خیرخواهانه کنار ما باشند، استقبال می‌کند.

در مهرانه تولید محصولات هنری با هدف کیفیت ماندگاری بالاست؛ محصولی که چندسال قابل‌استفاده باشد

شادی شاملو در ادامه می‌گوید: ما گاهی می‌خواهیم برای نزدیکانمان خیراتی بکنیم، اما توان مالی نداریم. من با هنرم این خیرات را انجام می‌دهم. انفاق که فقط پول‌دادن نیست! انفاق ما گاهی هنرمان است. ما اولین گروه هنری هستیم که درحال انجام چنین فعالیتی برای درمان کودکان مبتلا به سرطانیم. در این وضعیت سخت اقتصادی با هنرمان در عملی خیرخواهانه پیشگام شده‌ایم؛ آن هم برای کودکان سرزمینمان.

خوشبختانه با استقبال خوب مشتریان روبه‌رو هستیم که این بی‌شک به‌جز لطف خداوند نیست. سرطان در اقوام و آشنایان او یک تجربه نزدیک بوده است. درد فروریختن و ازدست‌دادن را از نزدیک دیده است. به همین دلیل است که مهرانه برای او فروشگاه یا کارگاه نیست، بلکه جایی است که زندگی دوباره در تاروپود پارچه‌ها دوخته می‌شود.

 

زنان، قلب تپنده مهرانه

کیف‌های رنگارنگ و تکه‌دوزی‌شده با دوخت‌ها و اندازه‌های مختلف یکی از شگفتی‌های هنری در مهرانه است که دوزنده آن بانوانی خوش‌ذوق و باسلیقه در مهرانه هستند. زهرا رفاهی‌زوارزاده، خانه‌دار و مربی خنده‌درمانی است که مسئول دوخت کیف‌ها نیز هست. او می‌گوید: برای رسیدن به آرامش و احساس خوب راه‌های زیادی وجود دارد.

این کیف‌ها راه ارتباطی من با قلب کودکانی است که می‌دانم برای زنده‌ماندن باید کنارشان باشم. هر موقع خانواده‌هایی را می‌بینم که فرزندشان مبتلا به سرطان است، قلبم آتش می‌گیرد و این فعالیتم را وظیفه انسانی خودم می‌دانم. حضورم در این جمع لطف خدا و فعالیتم زکات سلامتی‌ام است.

بتول ثقفی، دبیر بازنشسته آموزش‌وپرورش، می‌گوید: حس خوب اینجا را با هیچ‌چیز عوض نمی‌کنم. قلبم است که من را به اینجا می‌کشد.

اعظم قناعتی، یکی از خیاط‌های مجموعه نیز، معتقد است که دستمزدش عشق است. آشنایی با افراد جدید، یادگیری بیشتر و این حس که شاید هنرشان باعث سلامتی یک کودک باشد، بزرگ‌ترین انگیزه او برای ادامه‌دادن است.

مریم معدنی بازنشسته آموزش‌وپرورش است و با مادرش زندگی می‌کند. می‌گوید: همیشه آرزوی فعالیت در کــارهـای خیرخواهانه را داشتم. مهرانه من را به آرزویم رساند. مادرم همیشه می‌گوید از وقتی تو به مهرانه رفته‌ای، هر وقت مشکلی پیش می‌آید، به‌راحتی حل می‌شود. تو چه کار می‌کنی! من هم مثل مادرم باور دارم خیر و برکت در این راه اتفاقی نیست، بلکه روزی‌ای است که قسمتمان می‌شود.

****

در حال حاضر تیم مهرانه شامل ۲۵ بانوی نیک اندیش است که در هفته به نوبت در هنرکده حضور پیدا می‌کنند. با بانوانی که در این گزارش شرکت کرده‌اندبه نمایندگی از این ۲۵ نفر در روز کاری خود صحبت کرده‌ایم.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۱۶تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۱۷۰ شهربانو در ضمیمه روزنامه شهرآرا چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام