توس - صفحه 3

علی نصیری، جانبازِ ورزشکار محله چهاربرج، اولین باشگاه کوه‌نوردی منطقه ۱۲ را راه‌اندازی کرده است. او با اینکه از ناحیه هر دو پا ترکش خورده، کوه‌های بسیاری را فتح کرده است.
بقایای روستای قدیم اسلامیه، یکی از بنا‌های ۶۰‌ساله، اما با ظاهر هزار ساله در محدوده تابران توس است که اهالی محله فردوسی آن را «قلعه بالا» می‌نامند.
بزرگترین نماد گردشگری شهر مشهد بعد از حرم امام رضا (ع)، آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی است که در منطقه ۱۲ قرار گرفته است.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه می‌گذاریم، با آن مجسمه‌های زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان می‌کند. از جلوخان که می‌گذریم و از چندین پله که بالا می‌آییم، آنجاست که باغ افسونگری‌اش را به رخ می‌کشد و هر بیننده را مسحور خودش می‌کند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کرده‌اند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته ‌است. همین زیبایی‌ها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ‌ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
بی‌گمان یکی از خاطره‌انگیزترین عکس‌های آلبوم مشهدی‌ها، شیر‌های یال‌دار کوهسنگی است؛ محافظان طلایی این بوستان محبوب مشهدی‌ها که ۸۵ سال است روی پله‌های سنگی ایستاده‌اند.
ما در هنرستان امیرعباسیان حسینی در منطقه آموزشی تبادکان با فاطمه قهرمان‌لو و زهرا حاتمی آشنا شدیم، دخترانی که تنها 18 سال دارند و کارگاه معرق‌کاری آن‌ها، منبع درآمد بسیاری از بانوان بدسرپرست و دختران محله کلاته‌برفی است. با حدیثه و نرگس آشنا شدیم دو خواهر سوزن‌دوز که علاوه بر درس خواندن و سوزندوزی کردن گاهی صبح تا شب در زمین کشاورزی کار می‌کنند. برای این دخترها کار عار نیست و رنج ندارد برعکس آن‌ها دخترهایی هستند که عشق بزرگی به زندگی‌شان دارند.
مجموعه مرکز ترک اعتیاد کوثر هم‌زمان با سال‌روز ولادت حضرت رضا(ع) در تاریخ هشتم آبان سال 1388(88/8/8) و با حضور آیت‌الله خزعلی افتتاح شد. بیشتر کارکنان و دست‌اندرکاران این مرکز نیز از جمله بهبودیافتگانی هستند که زمانی گرفتار در دام اعتیاد بوده و امروز به شکرانه بازگشت دوباره به زندگی با آغوش باز و دستانی مهربان برای نجات معتادانی که به این مرکز آورده می‌شوند، تلاش می‌کنند. دراین مرکز علاوه‌بر مداوا و بازپروری معتادان، مشاغل مختلف فنی و حرفه‌ای نیز به آن‌ها آموزش داده می‌شود، بدین ترتیب بعد از پایان دوران بهبودی این افراد با توجه به حرفه‌ای که آموخته‌اند و گواهینامه‌ای که دریافت کرده‌اند، می‌توانند در کارگاه‌ها و کارخانجات سراسر کشور مشغول به کار شوند.
نساء نجارزاده معروف به «بی‌بی نساء» مامای قدیمی محله چهاربرج با ۹۰ سال سن، یکی از این قابله‌های قدیمی است که در مدت ۴۰ سال مامایی، صد‌ها کودک را به دنیا آورده و بار‌ها طعم شیرین تولد را چشیده‌است.
پهلوان‌رستم رونق کشتی و مرام پهلوانی در محدوده توس را مدیون فردوسی بزرگ می‌داند و می‌گوید: ما هرچه در اینجا از مرام و شخصیت پهلوانی داریم، از حکیم ابوالقاسم فردوسی داریم.حماسه‌خوانی‌های فردوسی بود که سبب شد این مرام در توس به‌وجود آید، زیرا خودش پهلوان‌زاده بود. شما در اطراف توس که نگاه کنید، فرهنگ قند اول در عروسی‌ها به‌نشانه جایزه پهلوان قدمت زیادی دارد و از قدیم فرهنگ کشتی پهلوانی و ورزش اصیل ایرانی در اینجا زنده بوده است؛ به‌حدی که در حدود پنجاه سال قبل تختی هم برای دیدن شرایط اینجا و کشتی‌های اینجا به توس آمد که در تمام مسیر من همراه او بودم.
گرچه در خیلی از روایت‌ها کشف‌رود منبع حیات و همچنین تفرجگاه مردم بوده است و خیلی‌ها در آنجا به شکار مشغول بوده‌اند، اما اهمیت کشف‌رود بر وزن «نمک‌سود» به دلیل برخی اشعار حماسی فردوسی است که در آن، از این رود اسطوره‌ای نام برده‌شده است. هنوز هم برخی از مردم به استناد برخی از منابع، علت نام‌گذاری کشف (لاک‌پشت) را لاک‌پشت‌هایی می‌دانند که در این رودخانه و حوالی آن می‌زیسته‌اند. متولیان سامان‌دهی «کشف‌رود» اگر به این موضوع بیشتر توجه کنند که بلندای عمر این رود به روایت‌های اساطیری شاهنامه پهلو می‌زند و مایه حیات شهرتوس بوده است و هست، لحظه‌ای از حیات دادن به آن غافل نمی‌شدند. هرچند وعده‌وعید‌ها دراین‌باره کم نبوده است.
محمد عاشق قره‌خانی سال1347 در محله فردوسی به دنیا می‌آید. او در سال 1359 و درحالی که تنها 12 سال داشت، بدون اطلاع خانواده عازم جبهه خوزستان می‌شود و به عنوان یک رزمنده غواص در عملیات‌های مهمی مانند میمک و کربلای4 حضور پیدا می‌کند. محمد سال 64 و درجریان عملیات مرصاد به اسارت نیروهای بعث درآمده و 4سالی را در زندان تکریت سپری می‌کند. بسیاری از رفقای غواص او سال1394، با دستان بسته و در گورهای دسته‌جمعی کشف شدند که از میان آن‌ها می‌توان به شهیدان سیدجلیل میری ورکی، سیدرضا میرفاضلی و شهید سیدحسن فاطمی اشاره کرد.
باغ حمید بن قحطبه که اکنون حرم مطهر امام رضا(ع) در آن قرار دارد، در واقع یک ارگ حکومتی و محل اجتماع و اسکان حکما و خلفا در دوران مختلف بوده که قدمت آن به پیش از ایجاد مشهد می رسیده است. این کاخ در دل باغی در قریه سناباد و در واقع در یک میلی قراء نوغان توس بوده است.
اسماعیل نجاتیان و علی ابراهیمی دوتن از کشتی‌گیران مشهدی هستند که در قالب تیم هیئت کشتی خراسان در لیگ برتر کشتی کشور حضور داشتند، اسماعیل نجاتیان سه سال پیاپی در وزن 81کیلوگرم مسابقات کشوری مقام قهرمانی را به دست آورده و در قالب تیم ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ارتش‌های جهان(سیزم) در کشور فنلاند، مدال طلا را برای کشورمان به ارمغان آورد. علی ابراهیمی هم از کشتی گیران به‌نام مشهدی است و در مسابقات بین‌المللی جام خلیج‌فارس با شکست «احمدف» قهرمان روسی المپیک مدال طلا را از آن خود کرده‌است. این دو علاوه بر دوبنده کشتی، لباس آتش‌نشان راهم برتن دارند و در ایستگاه شماره 17 مشهد(ایستگاه جاهدشهر) فعالیت می‌کنند.
تیم فوتبال کوتاه قامتان خراسان که بیشتر ورزشکاران آن را بچه‌های ساکن بولوار توس و بولوار شاهنامه تشکیل داده‌اند، 5سالی می‌شود که فعالیت خود را آغاز کرده است و مهمترین هدف آن بعد از سلامتی جسم، شادابی روح و خارج‌کردن کوتاه‌قامتان از لاک گوشه‌گیری و انزوا است. این تیم تاکنون در مسابقات دوستانه متعددی شرکت کرده و حتی مقام سومی کشوری را هم به دست آورده‌است. اعضای تیم فوتبال کوتاه‌قامتان خراسان حتی به تورنمنت بین‌المللی برزیل هم دعوت شدند که به دلیل نبود اسپانسر و معضلات مالی میسر نشد.
فاطمه قرایی با همسرش زندگی خوب و خوشی داشت، اما یک اتفاق ناگوار همه خوشبختی‌های او را به تلخی مبدل کرد. او می‌گوید: «چند سال در کنار همسرم زندگی خوب و شادی داشتیم، تولد فرزندم(محمد عماد) نیز شادی و نشاط زندگی ما را دوچندان کرده بود، اما یک تصادف، زندگی خانوادگی ما را تباه و نابود کرد. 7سال قبل به همراه همسر و پسرم سوار بر خودرو شخصی خودمان درحالی که از میهمانی یکی از اقوام به طرف خانه برمی‌گشتیم، در مسیر (خیابان سیدی) با کاروان عروسی برخورد کردیم. یکی از راننده‌ها که حالت طبیعی هم نداشت کنترل خودرو از دستش خارج شد و با شدت به اتومبیل ما برخورد کرد. خودرو ما واژگون شده و راننده خاطی نیز از صحنه متواری شد و هیچ‌گاه او را نیافتیم. بعد از این حادثه همسرم فوت کرد، پسرم با اختلالات شدید مغزی مواجه شد و من هم هر دو پایم را از دست دادم...!»
مسعود کیوانی متولد سال ۱۳۴۳ در مشهد است و در محله الهیه سکونت دارد. او که از دوران سربازی به عنوان معلم سرباز خدمت معلمی در مناطق محروم را شروع کرده تا به امروز به این خدمت ادامه داده است. او در طول این سال‌های طولانی با عناوین مختلف معلم، مدیر مدرسه و دبیرستان، مدیر هنرستان، مدیر مرکز پیش‌دانشگاهی، مدیر مرکز پژوهشی و مدیریت مجتمع شبانه‌روزی خدمت کرده‌ و تقریبا تمام این ۳۶ سال را در مناطق محروم و ۳۲ سال آن را نیز در منطقه آموزش و پرورش تبادکان سپری کرده‌است. او نقش موثری در راه‌اندازی چندین پژوهش‌سرا در منطقه تبادکان داشته و دانش‌آموزهای مستعد فراوانی را به نظام آموزشی کشور معرفی کرده‌است.
مهدی عبدی در روستای ناظرآباد(توس147) زندگی می‌کند. پاکیزگی روستا و محل زندگی‌اش برای او بسیار حائز اهمیت است و به هر دری زده تا پاکیزگی و طراوت را به کوچه باغ‌های روستای ناظرآباد برگرداند. مهدی از تبدیل زمین‌های کشاورزی به ویلا و رعایت‌نکردن نظافت روستا توسط شهرنشینانی که آخر هفته خود را در ویلاهای روستای ناظرآباد می‌گذرانند، بسیار دلگیر است و هرهفته خودش به تنهایی نظافت مسیر جاده روستای ناظرآباد را انجام می‌دهد.
شرایط اسارت بسیار سخت است. محمدجواد سالاریان، آزاده‌ای است که بیش از 4سال و نیم از عمر خود را در «اردوگاه10 الرمادی» و زندان شهر تکریت گذرانده است. وی از کودکی به سبب هجرت خانواده‌اش به کشور عراق به زبان عربی تسلط داشته و در زندان‌های حزب بعث، نقش مترجم اسرای ایرانی را ایفا می‌کند، به همین دلیل در بین هم‌رزمان خویش به «محمد مترجم» معروف است. این آزاده سرافراز اول شهریور سال 69 به کشور بازمی‌گردد و کتاب خاطراتش با عنوان «نسیم تقدیر» را به رشته تحریر درمی‌آورد که چاپ هجدهم خود را پشت سرمی‌گذارد، کتاب دیگر او به نام «سیمای استقامت» مراحل ویراستاری را پشت سرمی‌گذارد و به زودی چاپ خواهدشد.
زینب یوسفی رتبه دوم رقابت‌های «جاجیم‌بافی» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی آرزوی راه‌اندازی کارگاه قالی‌بافی برای زنان آسیب‌پذیر را دارد.
اسماء میرکی یکی از بافنده‌های ماهر فرش دست‌باف در بولوار شاهنامه است. او 22سال دارد و سال دوازدهم، در رشته «بافت فرش» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی مقام نخست را به دست آورد. اسماء می‌گوید: «در جریان سفر به تبریز راننده وسیله نقلیه ما در راه تصادف کرد و به همین دلیل چندساعتی دیرتر به محل مسابقه رسیدیم. از طرفی استرس تصادف بر من تأثیر گذاشت به طوری که در ابتدای بافت و نشستن پشت دار قالی دچار اشتباه شدم و ترتیب تاروپود‌های قالی را رعایت نمی‌کردم. بعد از چند دقیقه که متوجه این موضوع شدم، با وجودی که وقت زیادی نداشتم، عزم خود را جزم کردم و رتبه نخست را به دست آوردم».