یکی از کراماتی که محمدبن منور به جدش ابوسعید ابوالخیر، نسبت داده، ارادت یک مار اژدهاوَش بزرگ در توس به شیخ بوده که حضور او سبب ترس همراهان میشده است. ارادت این مار به شیخ وسیلهای برای ایمان آوردن مردم و شکاکان به ابوسعید بوده است.
دکتر ابوالقاسم بختیار، نخستین پزشک ایرانی دانشآموخته از آمریکا و بنیانگذار نخستین مدرسه پرستاری نوین ایران خواب دیده بود که روزی خاک او با خاک فردوسی در هم خواهد آمیخت.
الحاق این محدوده به فضای شهری در دوازدهسال قبلتر هم دردی از اهالی دوا نکرد و به اعتقاد خیلی از آنها هویت میراث فرهنگی توس، روند کار و یافتن راهی برای صدور جواز ساختوساز را کند کرده است.
از اعضای نهنفره هیئتمدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سالهاست برای خدمت میآید، همگی نمکگیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند.
خواجه نظامالملک طوسی وزیری که با تدبیر خود، نهفقط مسیر پیروزی را برای ایرانیان هموار کرد، بلکه با تعریف چارچوب دکترین دفاعی کشور، خیال هجوم به ایران را از ذهن دشمنان بیرون انداخت.
تردیدی نیست که ورود مغولان و گریختن مذبوحانه سلطانمحمدخوارزمشاه از مقابل آنها، باعث ایجاد شکافی عمیق در ارتش شد و پیامدی تلخ و دهشتناک در پی داشت، اما از آن طرف، مردم مقاومت سختی را در برابر مغولان سازمان دادند.
میل اخنجان یا اخنگان یک میل یا برج آرامگاهی است که در مجاورت روستای اخنگان ساخته شده است؛ این بنا که ترکیبی از آجر و معرق کاشی است، برج آرامگاهی به ارتفاع هفده متر است که بر روی سکویی مدور قرار گرفته است.
دیواری که از سه حمله خانمان برانداز جان سالم به در برده، حالا حالوروزش نزار است و از هر زمانی بیشتر به تیمار و نگهداری نیاز دارد.
دیوار تابران توس که روزگاری ارتفاعش به دوازده متر میرسید، حالا آنچنان فروخفته که با وجود مرمت دروازه رودبار، باز هم نمیتواند توجه چندانی به خود جلب کند. بخش زیادی از دیوار تخریبشده و ارتفاعش به نیممتر هم نمیرسد.
حاجقاسم تعریف میکند: کشتیگیر بودم. کسی من را خاک نکرده بود. سنگ جمشید در پیشانی آرامگاه، سهتن وزنش بود. حتی از تهران برای دیدن جابهجایی سنگ آمده بودند. همه گفتند چطور سنگ را بالا میبری؟
هریک از افراد به طرفداری از سگی که حیثیت و گاهی هم زندگیاش را روی آن شرط بسته است، میپردازد. در این میدان سگی، هستند افرادی که حیثیت و سرمایه و زندگیشان را پای سگها میگذارند.
شهر تابران یا توس امروزی؛ خطهای تاریخی است که قدمت برخی از بناهای آن پهلو به هزار سال میزند و برخی دیگر، اما به زحمت به صد میرسد. با اینحال به دلیل شباهت معماری و مصالح به کار رفته در بناهای آن، تشخیص قدمت، برای هر بینندهای ممکن نیست.
حاجعباس فراهانی از اهالی محله کلاته برفی میگوید: نمیدانم چندسالهام فقط میدانم که مال دوره احمدشاهم، در دوره رضاشاه، برای جنگ با او به صولت و بقیه یاغیها پیوستم، اما صولت که مُرد ما هم فراری شدیم.
گود توس از سال ۸۳ متولد و از همان زمان با استقبال هواداران کشتی باچوخه مواجه شد. چنانکه این روزها تعداد تماشاچیانش به ۵ هزار نفر هم میرسد.
پهلوان حسن حسنپور را توسیها خیلی خوب میشناسند. یکی از نامداران دهههای ۴۰ و ۵۰ که معرفینامهاش، قهرمانی مردان جهان را یدک میکشد.
من جزو اولین کسانی هستم که اوایل سالهای ۵۰ به اینجا آمدم. یک جاده از مردارکشان به سمت شهر میرفت که آن هم مالرو بود. یعنی اصلا آن زمان ماشینی وجود نداشت که بخواهد به این قسمت بیاید.
محمود قشنگ از پیشکسوتان کشتی توس است که سالها پیش، ستاره مسابقات تفلیس، قهرمان جام ترکیه و قهرمان چند دوره کشتی آزاد کشور بوده است.
بروبچههای قرآنی مسجد حضرت علیبنابیطالب(ع) در بولوار توس یک محفل خودجوش قرآنی ترتیب دادهاند که تمام گروههای سنی از کودکان گرفته تا جوانان و سالمندان را دربرمیگیرد.
قاسم ارفع از قدیمیها توس است و ساخت بنای باشکوه آرامگاه فردوسی نقش داشته است. او برایمان از روزی که قبر فردوسی را شکافته و استخوانهایش را بیرون آورده میگوید
با وجود کاوشهای بسیار تا سال ۱۳۷۴ خبری از آرامگاه امام محمد غزالی نبود، تااینکه در این سال مقبرهای از دل خاک بیرون کشیده شد و برخی باستانشناسان و تاریخدانان شهر آن را به امام محمد غزالی نسبت دادند.