مشهد قدیم - صفحه 39

«مریم بهروان»، یکی از تهیه کننده های ارشد صدای خراسان، است که بیست و چند سال در عرصه رادیو با این امکانات تلاش کرده و سال 76 تهیه کننده نمونه کشور شده است. او در نویسندگی، پژوهش، گویندگی، تهیه کنندگی، نمایش و اجرا در رادیو و تلویزیون کارنامه موفقی ارائه داده است. آنچه ما را پای صحبت او می نشاند، 2 برنامه محبوب رادیو است. برنامه «دیار اندیشه و هنر» و بعد از آن «مشاهیر خراسان» که به مدت 10سال روی آنتن می رفتند و هر ظهر جمعه طرفداران خود را پای رادیو می نشاندند.
محرم که آغاز می‌شود پرچم‌های عزاداری هم در سراسر کشور بساطش به پا می‌شود. پرچم‌هایی که هنر دست استادکاران زبردست مشهدی است. هنری که سال‌هاست در مشهد حرف اول را می‌زند و به جز تعداد انگشت‌شماری در شهرهای دیگر کسی این کار و هنر را دنبال نمی‌کند. این نکته را محمدرضا کامرانی 73ساله می‌گوید که از استادکاران این حرفه محسوب می‌‌شود. پدرش و برادرش هم در کار پرچم‌دوزی بوده‌اند و او از این طریق علاقه خاصی به این‌کار پیدا می‌کند.
قدمت کوچه ملک‌الشعرای بهار3 به بیش از یک قرن می‌‌رسد. این معبر از حاشیه خیابان بهار آغاز و در تقاطع خیابان فرهنگ خاتمه پیدا می‌کند. نام قدیمی این خیابان سلام بود که توسط ساکنان و کسبه محلی در دهه30 به‌دلیل دیده شدن بارگاه منور امام رضا(ع) گذاشته شده بود. در انتهای خیابان سلام، جوی آبی از مجاورت یک مرکز نگهداری بیماران ذهنی در خیابان فرهنگ جاری بوده که علاوه بر تأمین آب شرب شهروندان بخشی از آن به یک انبار و کارگاه تولید یخ راه پیدا می‌کرد.
سید هاشم حسینی بیش از 33سال سابقه فعالیت در کار مشاوره املاک را در محدوده سیدی دارد. او درباره رکود بازار مسکن می‌گوید: پس از شیوع کرونا خرید و فروش ملک و واحدهای تجاری در مغازه من نسبت به سال‌های گذشته حدود 90‌درصد کاهش پیدا کرد. مستأجران برای اینکه در روزهای کرونا اسباب‌کشی نکنند حاضر هستند به هر قیمتی که صاحب‌خانه بگوید تن بدهند و تقریبا همه مالکان هم بهای اجاره خود را در این مدت بالا برده‌اند.
پاییز 1307 حسینیه آماده و هیئت آل طه در این مکان تأسیس شد، از همان زمان تاکنون شب‌های جمعه روضه سید الشهدا(ع) و صبح‌های جمعه دعای ندبه برقرار بوده است. بعد از حیاط حسینیه اتاق‌های اطرافش ساخته می‌شود. آن‌زمان حسینیه‌ها داخل خانه‌ها بودند، بدین صورت که دور تا دور، خانه و وسط، حیاط قرار داشت که از فضای حیاط برای حسینیه استفاده می‌کردند. پدربزرگم از قفقاز به مشهد مهاجرت کرده بود و دوستان ترکش پای ثابت حسینیه بودند به‌طوری‌که همان اول کار هیئت 200نفره برپا شد.
وقتی دبیر ستاد مبارزه با کرونای خراسان رضوی خبر از موافقت ستاد ملی پیشگیری و مقابله با ویروس کرونا با پیشنهاد منع سفر به خراسان رضوی ازمبدأ تمام استان های کشور را داد؛ بسیاری تصور کردند اتفاق ویژه ای افتاده است، اما وقتی متوجه شدند پروازها روی روال همیشگی برقرار و برنامه قطارها نیز تغییری نکرده است تازه فهمیدند قرار نیست محدودیت جدی در سفرها ایجاد شود. سفرهای هوایی، ریلی و زمینی به قوت خودش باقی است و فقط خودروهای شخصی در صورت ورود به مشهد جریمه می شوند.
آیت الله سید جواد خامنه‌ای یکی از شخصیت‌های برجسته‌ای است که در مشهد به خوبی شناخته شده است. چه در میان علما و چه در میان مردم. او پس از تحصیل مقدمات و چند سال بعد از فوت پدرش، در ۱۳۳٣ ق یعنی در ۲٠ سالگی راهی مشهد مقدس شد. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسین قمی، میرزا محمد آقازاده ، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدا... یزدی بهره مند گردید. این پرونده درباره این شخصیت بزرگ، پدر رهبر معظم انقلاب، است.
ساخت ساختمان هلال احمر از سال ۱۳۰۲ خورشیدی یعنی همان اوایل ایجاد سازمان در مشهد کلید می‌خورد. «کریم طاهرزاده» معمار نامدار، سفارش طراحی و ساخت این بنا را از محمود جم که در آن زمان سِمت والی‌گری خراسان را بر عهده داشته، می‌گیرد.
کانون نشر حقایق اسلامی در محله چهارباغ، میراث محمدتقی شریعتی و اولین پایگاه روشن‌فکری در مشهد و حتی کشور محسوب می‌شود، مکانی که اکنون جز سقف چوبی و کف‌پوش قدیمی در میان مغازه‌های پلاستیک فروشی چیزی از آن باقی نمانده است، اما در روزگار نه چندان دور پاتوق افراد سرشناس و فرهیخته بود.
ما مشهدی‌ها جزو آن دسته افراد خوش‌شانس هستیم که علامه محمدتقی جعفری یکی از عالمان بزرگ دینی، مشهد را، حتی مدت اندکی، برای زندگی‌کردن انتخاب می‌کند. این علامه بزرگ در سنین جوانی به‌دلیل مهاجرت خانواده‌اش از تبریز به مشهد، در محله بالاخیابان کوچه چراغ‌برق زندگی می‌کرد و بعد از فوتش نیز بنا به‌وصیت خودش در حرم مطهر رضوی دفن می‌شود.
سال 1258 کارخانه برق کوچکی به وسیله «میرزا علی خان امین‌الدوله» که آن موقع «امین‌الملک» لقب داشته در مجمع‌الصنایع جنب خیابان باب همایون تأسیس می‌شود و ناصرالدین‌شاه در رمضان همین سال با روشن کردن چراغی آن کارخانه را افتتاح می‌کند. او چندی بعد در محرم چشم عزاداران تکیه دولت را با این برق روشنی می‌بخشد تا بر شکوه مراسم شبیه‌خوانی شهیدان دشت کربلا بیفزاید. مدتی پس از این هم کاخ گلستان را چراغ برقی نور می‌دهد، اما یکی از نخستین مکان‌هایی که در ایران به صورت رسمی، برق‌کشی می‌شود، آستان مبارک خورشید هشتم است.
خیابان فارابی یکی از معابر قدیمی در منطقه 7 و محله کوشش است که در گذشته به اسامی ولیعهد، ابوذر، شهید حمیدرضا اعتباری شناخته می‌شده است. فارابی از فداییان اسلام آغاز می‌شود و در حاشیه بولوار جمهوری اسلامی خاتمه پیدا می‌کند. با عقب نشینی منازل مسکونی در این معبر که با دستور عبدالعظیم ولیان استاندار وقت استان خراسان انجام شد فارابی شکل امروزی‌اش را به خود گرفته است.
حالا هشتمین دهه زندگی‌اش را پشت سر می‌گذارد، اما همه چیز را با جزئیات در حافظه دارد و با دقت خاصی تعریف می‌کند. برایمان از قلعه خیابان قدیم می‌گوید. از قلعه‌ای بزرگ در همین منطقه که حدود 30 خانوار در آن زندگی می‌کردند، از مسجد جامع قدیم می‌گوید و تغییرات آن... علی اصغر خیابانی تنها، معروف به حاج علی اصغر گازی، متولد سال ١٣۱۵ است که به قول خودش از ٧سالگی تا ٧٠سالگی تمام زندگی‌اش را با پیشه اجدادش یعنی کشاورزی گذرانده است. پنج پسر دارد و سه دختر و ٥٠ تا نوه و نبیره! بابا و به قول خودش، بابوهایش همه ساکن قلعه خیابان بوده‌اند و حاجی‌زاده‌ها و خان‌سالار‌های این منطقه!
ویزیتورها و تحصیل‌داران بنا به شغلشان باید به طور دائم در بازار حضور داشته باشند. ویزیتورها صبح که از خانه خارج می‌شوند باید به انبار یا شرکت مراجعه کنند و کالای مورد نظر را دریافت و در بازار به فروشگاه‌های مختلف ارائه کنند. تحصیل‌دار هم باید اوراقی مانند چک، سفته و پول نقد را از مشتری‌ها دریافت و به بانک تحویل بدهد. حال تصور کنید که این حرفه با آمدن کرونا و قرنطینه چطور می‌تواند به کارش ادامه بدهد؟
علی ذبیحی دانش‌آموز نخبه 19ساله محله سیدی است که نمرات درخشانی از رقابت‌های علمی کشوری و بین‌المللی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. کسب مدال نقره در المپیاد علمی نانو، انتشار مقاله علمی در یکی از معتبرترین مجلات علمی جهان و حضور در جمع 30تیم برتر مسابقات جهانی BL4S بخشی از این افتخارات است.
یک کاسب علاوه‌بر مهارت در کار باید نسبت به مشتریانش امانت‌دار و تعهد اخلاقی داشته باشد. شاید بگویید یعنی چه؟ بسیاری از مشتریان، وسایل برقی گران‌قیمتی برای تعمیر می‌آورند مانند اتوپرس، جاروبرقی، ماکروفر، سولاردم و... بعد که تعمیرشان می‌کنیم به مشتری زنگ می‌زنیم که وسیله‌تان حاضر است، اما آن‌ها فراموش می‌کنند یا فرصت ندارند برای گرفتنش بیایند.گاهی وسیله‌ای تا 10سال اینجا بوده بعد صاحبش برای گرفتنش آمده است.
با وجود اینکه فقط 17سال دارد آوازه شهرتش بین بانوان دونده کشور پیچیده و اگر در یک رقابت حضور داشته باشد سایر دونده‌ها باید برای رسیدن به جایگاه‌های دوم و سوم با یکدیگر رقابت کنند. نام این قهرمان ملی‌پوش «حدیثه رئوف خوش‌فطرت» است که تا به امروز بیش از 50مدال رنگارنگ در مسابقات مختلف کسب کرده و رکورددار ماده‌های دو 800، 1500 و 3000متر نوجوانان و 1500متر جوانان ایران است.
خانه‌ای که این روحانی وارسته در آن می‌زیست، منزلی بسیار ساده و قدیمی و با امکانات محدودی بود که در وهله اول بسیار متعجب شدم ایشان با اینکه فرزندان نامداری دارد و حداقل یکی از آن‌ها رئیس‌جمهور کشور است و دیگران نیز هر کدام دارای مقامات و مراتبی هستند، مع‌ذلک در چنین خانه‌ای محقر و ساده و در یک اتاق کوچک شاید9 متری در کنار انبوهی از کتاب‌های بسیار قدیمی زندگی می‌کند و عجیب‌تر آنکه این پیرمرد و پیرزن سالخورده خدمتکاری نداشتند و در عین حال با میهمان اینقدر گشاده‌رو بودند و من خود شرمنده شدم که چرا مزاحمت برای آن‌ها ایجاد کرده‌ام.
برادر بزرگترم برایم تعریف می‌کرد که وقتی رهبری به دنیا آمدند پدرم با مرحوم آیت الله خامنه‌ای در بالاخیابان روبه رو شدند. ایشان به پدرم گفتند: خداوند به من پسری عطا کرده است که اسمش را «علی» گذاشتم. پس از آن پدرم را به منزل آیت‌الله سید هاشم میردامادی، پدربزرگ رهبری، دعوت کردند تا در گوش فرزند نورسیده‌شان اذان و اقامه بگویند.
پدرم، آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای، در زندگی بسیار منظم و مرتب بودند. غذایشان بسیار ساده و اندک بود. انسانی بسیار زاهد و بسیار بی‌اعتنا به مسائل دنیوی بودند. در زندگی غالب علما و شخصیت‌های روحانی به‌خصوص در میان قدما حدی از زندگی تعریف داشت، اما ایشان از آن حد تعریف شده زندگی نیز پایین‌تر بود. بزرگ‌تر که شدیم گاهی پیشنهاد می‌کردیم که اگر اجازه بدهید برخی امکانات رفاهی را برایتان فراهم کنیم، ایشان موافقت نمی‌کردند.