مشهد قدیم - صفحه 36

ماه‌ها از آغاز به کار ایستگاه کارگران ساختمانی در خیابان صبا می‌گذرد. مکانی که برای راحتی حدود 30کارگر ساختمانی احداث شد که از صبح زود به تقاطع خیابان خلج و صبا می‌آمدند. این افراد در سرما و گرما، زیر بارش برف و باران یا تابش نور خورشید به امید پیدا کردن شغل و کسب روزی حلال، چشم به راه توقف خودروهای درحال عبور می‌ایستادند. حال کارگران با احداث ایستگاه و اجرای طرح استفاده از آن‌ها برای پروژه‌های شهرداری می‌گویند و بیان می‌کنند مشکلاتشان در کنار خیابان کمتر شده و روزهایی که با دست پر به خانه می‌روند از گذشته بیشتر شده است.
در قدیم امنیت و حفاظت از اموال عمومی و خصوصی، اقتضا می‌کرد اطراف شهر برج و بارو داشته باشد و تردد تنها از معابر مشخصی انجام شود. این معابر همان دروازه‌های شهر بودند. مشهد قدیم در دوره افشار، 8 دروازه داشت؛ تقریبا برای هر محله، یک یا دو دروازه تعبیه شده بود و همه این دروازه‌ها محل آمد و شد بودند، به جز یکی!
مردمی که حالا در واحدهای آپارتمانی فرسوده و رنگ‌و‌رورفته این بخش کویِ شهر ساکن هستند به یاد نمی‌آورند ساخت «شهرک ابوذر» گسترش شهر در بخش جنوب و به سمت نیشابور بوده است. اما چه حاجت به دانستن این موضوع یا اینکه نخستین ساکنان این شهرِ خُرد چه کسانی بودند آنهم وقتی هنوز مجموعه‌ای مسکونی و کمابیش بزرگ شبیه به یک جنگل پُردرخت در داخل یک کلان شهر داریم.
با وجود شغل سختی که دارد، اما بسیار صبور و بامتانت رفتار می‌کند و صحبت‌هایش ما را به ۳۰ سال قبل، زمانی که برای نخستین‌بار به پایگاه انتقال خون رفته است می‌برد: «نوزده‌ساله بودم که همراه یکی از دوستانم به تهران رفته بودم. او که از قبل برای اهدای خون می‌رفت، من را به این‌کار تشویق کرد و همراه هم به پایگاه رفتیم. هنوز آن حس خوشایند را به خاطر دارم، اما فکر نمی‌کردم که بخواهم این کار را ادامه دهم.»
صدای خس خس سینه و سرفه‌هایی که می‌کند باعث می‌شود در میان مصاحبه رشته کلام از دستش خارج شود. گوش‌هایش خوب نمی‌شنوند. سنگینی گوش‌هایش ناشی از کهولت سن نیست بلکه مربوط به موج‌گرفتگی است. سال‌هاست که اطرافیانش عادت کرده‌اند با صدایی بلندتر از معمول با او صحبت کنند تا بشنود. مقدم‌فر متولد سوم خرداد ۱۳۲۸ در شهرستان تربت حیدریه است روزی که بعد‌ها در تاریخ ماندگار شد. او از این موضوع با افتخار یاد می‌کند اینکه تاریخ تولدش با آزادسازی خرمشهر هم‌زمان شده است.
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگی‌ها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه می‌داشتند و به حال و روزش می‌رسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
دکتر علی‌اکبر حسن‌زاده پزشکی است که اولین مطبش را در طرق راه می‌اندازد و هنوز پس از بیست و چند سال در این شهرک حضور دارد. او علاوه بر اینکه پزشک خانوادگی است و گاهی پدر و پدربزرگ و نوه با هم به دیدارش می‌آیند، پزشک نمونه سال ۹۸ هم شده است. متولد سال ۴۵، رزمنده جبهه و جنگ و برادر شهید است. حسن‌زاده یک پزشک جهادی است که در بسیاری از مناطق محروم حضور داشته است و زمان زیادی از خدمتش را صرف نیازمندان می‌کند.
«شنیدم برخی از مغازه‌ها فروش اقساطی دارند به همین دلیل آمدیم تا برای ۳ دخترم جهیزیه بخریم. دلیل آن هم این است که با روند افزایش قیمت‌ها اگر از الان شروع نکنم دیگر به تکمیل جهیزیه آن‌ها قادر نخواهم بود. البته الان هم دیر است و اگر می‌دانستم شرایط این گونه می‌شود از بدو تولد آن‌ها این کار را شروع می‌کردم.»
سیما شکوری ۳۶ ساله ساکن محله بهشتی، دانشجوی دکترای فیزیولوژی ورزشی از سال ۹۰ فعالیت ورزشی خود را به‌طور جدی آغاز کرده است. او که یکی از خلأ‌های موجود در جامعه برای بانوان را توجه نکردن به ورزش و تغذیه سالم می‌داند، سه سالی است که سازمانی مردم‌نهاد در حوزه سلامت و ورزش بانوان را راه‌اندازی کرده و در این سمن خدمات مختلفی از جمله مشاوره تغذیه، اهمیت ورزش، آموزش و مراقبت‌های دوران بارداری و سالمندی را ارائه می‌دهد.
شاید روزی که خانواده کیانی تصمیم گرفتند فاطمه، دختر چهار ساله خود را در یک باشگاه ورزشی ژیمناستیک ثبت‌نام کنند فکرش را نمی‌کردند که روزی او به یک قهرمان در ۲ رشته ورزشی تبدیل شود. او در حالی در دو رشته ژیمناستیک و تکواندو مقام قهرمانی دارد که با توجه به سن کمش هنوز قهرمانی‌های زیادی در انتظارش است.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبه‌روی حمام گودالی بوده است که به آن «گو‌شله» می‌گفته‌اند و کودکان در این گودال بازی می‌کرده‌اند. آب‌انباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابان‌های قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان ده‌دی قرار دارد. این خیابان پشت دروازه‌های ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتدایی‌ترین خیابان‌هایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی می‌شود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانه‌های قدیمی در آن به چشم نمی‌خورد.
سید صادق پریزاد پس از سپری کردن دوره ابتدایی، در نوبت اول و دوم متوسطه نیز همچنان از اعضای ثابت انجمن اسلامی دانش‌آموزی است و فعالیت‌های فرهنگی بسیاری انجام می‌دهد. او با استفاده از امکانات و همراهی کادر آموزشی مدارسی که در آنجا مشغول به تحصیل بوده، تجربه فعالیت‌های فرهنگی بسیاری همچون چاپ نشریه را به دست می‌آورد.
نصب کامپیوترهای جدید، تعمیر کامپیوترهای قدیمی و آپدیت نرم‌افزارهای کامپیوتری همه این‌ها نیاز به شاخه‌ای در مشاغل، به نام خدمات کامپیوتری دارند. کاری که 6سال است علی قاسمی آن را انجام می‌دهد. او 24ساله است و در محله جنت مغازه خدمات کامپیوتری دارد. او از 18سالگی هر تابستان یا در زمان شلوغی کار پدرش، به عنوان شاگرد در کنار او کار می‌کرده است. همین امر سبب شده تا امروز با داشتن لیسانس کامپیوتر و تجربه کافی بتواند از پس کارش بربیاید.
در همان روزهای نخست بروز اختلال در شبکه‌های برق که همه به دنبال مقصر می‌گشتند یکی از شهروندان مشهدی هنگام تردد در خیابان آخوند خراسانی، فیلمی از چند فروشگاه لوسترفروشی که چراغ‌هایشان روشن بود، تهیه و منتشر کرد که باعث اعتراض و پرسش مردم از صنف لوسترفروشان شد: «چرا در این روزهای سخت و دشوار که پی در پی برق قطع می‌شود آن‌ها در مغازه خود صدها چراغ روشن کرده‌اند؟» گشت‌های شرکت برق نیز که پیش از برنامه قطعی‌، برای برخورد با مشترکان پرمصرف فعال شده بودند به خیابان آخوند خراسانی رفتند و از لوسترفروشان این محدوده خواستند با خاموش کردن دو سوم لامپ‌هایشان در مصرف برق صرفه جویی کنند.
برای کسی که لذت خادمی امام رضا (ع) را تجربه کرده، از دست دادن این نعمت دشوار است. این را اکرم شهیدی، فرهنگی بازنشسته که تا سال گذشته در حرم به عنوان خادم مشغول خدمت بود، می‌گوید و ادامه می‌دهد: «متأسفانه به علت مشکلات خانوادگی و بیماری خودم و فرزندم از سال گذشته دیگر نتوانستم خدمت به زائران را ادامه دهم. از روزی که به حرم نرفتم دلتنگ شدم. هر باری که این طوری می‌شوم لباس خادمی‌ام را می‌پوشم. لباسی که برایم خوش یمن بود و همیشه گره از مشکلاتم گشوده است.»
بیشتر خانواده‌های مشهدی یک خاطره مشترک از حرم امام رضا (ع) دارند و آن مربوط به آغاز زندگی مشترکشان است. بسیاری از خانواده‌ها با وجود گذشت سال‌ها از شروع زندگی مشترکشان، همچنان هر باری که به حرم می‌روند با یکدیگر یاد آن روز را گرامی می‌دارند و خاطرات برایشان تکرار می‌شود. فاطمه و جواد نوروزی، زوج جوان محله عنصری، هستند که سال ۹۳ با حضور در بارگاه منور رضوی زندگی مشترک خود را آغاز کردند. خانواده نوروزی خاطره جالبی از شروع زندگی مشترک خود در حرم دارند که آن را برای ما بازگو می‌کنند. 
او در این سال‌ها با خبرگزاری ایلنا، قدس‌آنلاین، کانال مشهد خبر، مجله دنیای فوتبال، پایگاه اطلاع‌رسانی نمایشگاه بین‌المللی مشهد و... نیز به‌عنوان خبرنگار همکاری می‌کرد.
قدیمی‌هایی مثل ما هنوز هم این خیابان‌ها را با همان نام‌های قدیمی می‌شناسند و کمتر از نام‌های جدید استفاده می‌کنند، برای همین وقتی آدرسی از من پرسیده می‌شود، ابتدا باید فکر کنم ببینم نام‌های جدیدی که می‌گویند مربوط به کدام خیابان‌هاست. از سال ۱۳۴۹ در امام خمینی ۷۰ ساکن هستیم. آن زمان نامش خیابان هفدهم بود البته منزل پدری‌ام هم در خیابان بیستم بود. سال‌هاست در خیابانی ساکن هستم که در آن بزرگ شده‌ام.
«شهرام تدین» ۱۷ سالی است که افتخار خادمی امام رضا (ع) را دارد. بار‌ها از او پرسیده شده که آیا خودت از نزدیک شاهد شفا دادن مریضی از سوی حضرت رضا (ع) بوده‌ای؟ و او محکم جواب می‌دهد بله، می‌گوید دفتری در حرم مطهر رضوی وجود دارد که کراماتی که جزو خاطرات خدام است نیز در این دفتر ثبت می‌شود و آستان قدس رضوی بر روی این موضوع تأکید و حساسیت ویژه دارد و آن‌گونه نیست که هر کسی بتواند شفا گرفتن یا هر موضوعی را به حضرت نسبت دهد.