برادرم که سه سال از من بزرگتر است، به ورزش ووشو علاقهمند شده بود اما برای اینکه پدرم ناراحت نشود پنهانی به باشگاه میرفت. من نیز ششساله بودم که همراه برادرم میرفتم. آنجا مجذوب حرکات نرم، هماهنگ و منظم ورزش ووشو شدم. برای مدتی بدون اینکه پدرم متوجه شود باشگاه میرفتیم. اما بالأخره پدرم با دیدن لباسهای رزمی ما در منزل متوجه ماجرا شد. همان شب من و برادرم را صدا کرد و از ما خواست که درباره ورزشی که انجام میدهیم توضیح دهیم. راستش اول کمی ترسیده بودیم. بعد از دقایقی سکوت، برادرم گفت: من و عزیزالله مثل شما قویجثه و تنومند نیستیم که بتوانیم کشتی بگیرم. اما قد و قواره کشیده و چابکی داریم و فرم بدنمان برای ورزشهای رزمی مناسب است.
سراج شکری از سختیها و ناملایمات زندگی اینطور میگوید: بارها شده که به خاطر کار و مسائل اقتصادی زندگی مجبور شدم ورزش را در برههای کنار بگذارم. من به عنوان یک انسان متأهل، مسائل زندگی مشترک را در اولویت قرار دادهام. در مبارزات ما بحث آمادگی جسمانی و نوع تغذیه حرف اول را میزند. گاهی پیش آمده با وجود اینکه حریف خود را به خوبی میشناختم و میدانستم که قطعا در مبارزه با او پیروز میشوم اما به دلیل مسائل اقتصادیای که وجود داشته است از مبارزه انصراف دادهام.
شمشیربازی که دوباره راه افتاد کارهای من هم شروع شد. این ورزش طوری اعتیادآور است که اگر مدت زمان زیادی هم از آن دور باشید، باز نمیتوانید وسوسه خودتان را کنترل کنید و سراغش نروید. این دقیق حکایت من بود که بعد از 15 سال تعطیلی مثل روز اولی که با این ورزش آشنا شده بودم، دوباره به سمتش رفتم. اینبار در کسوت مربی. میخواستم مثل اروپاییها مدرسه شمشیربازی تأسیس کنم. آن اوایل راهاندازی دوباره این ورزش سازمان تربیتبدنی وقت خیلی توجهی به آن نشان نمیداد. ما در شمشیربازی قهرمان آسیا بودیم و پنجم جهان اما هرجا رفتم گفتم میخواهم آموزشگاه شمشیربازی راه بیندازیم، کسی تحویل نگرفت.
احمد حاتمی خیّر و سازنده مجتمع ورزشی المهدی(عج) است. کسی که پیش از این هم مدارسی در حاشیه شهر ساخته است.
با خودم عهدبستم ورزش را کنار بگذارم و دیگر به دنبال ورزش حرفهای و قهرمانی نروم اما بعد از چند ماه و با تشویقهای مادرم، ورزش ووشو را از یازدهسالگی و به صورت حرفهای شروع کردم. مادرم به من اطمینان داد بهزودی مدال طلای قهرمانی کشور را بگیرم و در گردنم بیاویزم، بعد از آن نیز برنده مسابقات بینالمللی شوم. همانجا به او قول دادم اگر مدال طلای مسابقات کشوری را به دست آوردم، به عنوان هدیه به او تقدیم کنم. آرزویی که خیلی زود برای مهدی شبانی محقق میشود.
مهرو روشنایی دانشآموز هفدهساله است که در کنار درس، ورزش را بهطور جدی دنبال میکند و توانسته به تیم ملی بدمینتون راه یابد. او ورزش را از سهسالگی با شنا آغاز کرده است. 10ساله که بوده چون دخترعمهاش کلاس کاراته میرفته است به این رشته علاقهمند میشود و در همان سن و سال، مقام دوم کاراته استان را کسب میکند.
با زیرساختهایی که در سالهای اخیر در این محدوده ایجاد شده است، مانند چندین سالن ورزشی و زمین چمن مصنوعی، شرایط تا اندازهای بهبود پیدا کرده و باعث شده است حسین بازکی، بازیکن باتجربه شهر، به فکر تأسیس باشگاهی بیفتد تا افراد بااستعداد این منطقه و شهر را به صورت حرفهای در مستطیل سبز آموزش و تمرین دهد. سال 97 دهها نفر در باشگاه او ثبتنام و تمرینات خود را زیر نظر کادر فنی آغاز کردند. برای شیفتگان توپ و فوتبال تنها چند ماه لازم بود تا استعداد خود را به رخ حریفان بکشند به طوری که پس از مدتی کوتاه، دو تیم نونهالان و نوجوانان میثم در مسابقات جام محلات شهرداری مشهد صاحب مقام سوم و عنوان دوم شدند.
مهدی قرآنیان مداح فقط 15سال دارد اما افتخاراتی که از آن خود کرده است، از 10مدال طلا، نقره و برنز گذشته است. پسربچهای کمحرف و خجالتی که برخلاف ظاهر آرام، مبارزی قهار و سختکوش است و بیشتر حریفهایش را در همان راند اول ناکاوت میکند. مهدی رکورددار شکستن اجسام سخت در سطح کشوری در رده سنی نوجوانان است و چند صباحی میشود که در اردوهای تیم ملی کاراته نوجوانان ایران حضور مستمر دارد.
این اشتیاق «نادیا» سبب شده است تا در یازدهسالی که در این عرصه فعالیت میکند مدالهای متفاوتی را در کارنامه ورزشیاش ثبت کند. او 40طلا و دو نقره استان در بخش کیوروگی دارد.
نادیا رنکینگ2لیگ کشور در انفرادی را کسب کرده و تجربه حضور در مسابقات جهانی جام فجر به میزبانی تهران را نیز دارد. او در بخش هانمادانگ، مدال نقره جهانی به میزبانی کره جنوبی، دو مدال طلای کشوری، چهار طلا، ششنقره و چهار برنز استان را نیز در کارنامهاش دارد.
ابتدای داستان علاقه این خانواده به ورزش، با مادر خانواده شروع میشود و اولین قدم را او برمیدارد. روزی که تصمیم میگیرد با ورزشکارشدن الگویی برای بچههایش باشد! بعد از او اولین نفری که به واسطه مادر به ورزش رزمی علاقهمند میشود، ستاره است.بعد از ستاره، ساناز پا به میدان مبارزه میگذارد آن هم درست در سنی که به قول مادرش دست چپ و راستش را نمیتواند از یکدیگر تشخیص بدهد. سعید هم مثل دو خواهر دیگرش تمرینهایش را در این رشته سخت و پرقدرت شروع میکند و در مسابقات انتخابی استان موفق به کسب مقام اول میشود.درست بعد از ورود سعید به ورزش است که کیسه بوکس وسط خانه را میخرند تا دیگر مجبور نباشند ضربات یکدیگر را تاب بیاورند!
سیدمحمدرضا زرقانی میگوید: بهترین خاطرهام در جریان مسابقات کشوری اتفاق افتاد. چون سنگ کلیه داشتم در اواسط مسابقات درد زیادی داشتم. در مسابقه پایانی با وجود درد کلیه وارد میدان شدم و در آخرین لحظات که از درد میخواستم فریاد بکشم با چند ضربه حریفم را شکست دادم. لحظهای که دستانم به عنوان برنده مسابقه بالا رفت از خوشحالی درد کلیهام را فراموش کرده بودم.
تیم پدیدههای ژیمناستیک در این دوره از برنامه عصر جدید زنگ طلایی را از مجید اسماعیلی، داور سختگیر برنامه، گرفت و به دور بعد راه یافت. به گفته مجید علیشاهی، مربی تیم، مرحله بعدی ضبط برنامه، نیمه اول اردیبهشت است و اکران هم حدود عید فطر. او شک ندارد که اگر جزو تیمهای اول این برنامه بودند بقیه داورها هم زنگ طلایی را برایشان به صدا در میآوردند. میگوید: به قول خانم صامتی ما ایرانیها در فعالیتهای گروهی خیلی ضعیفیم و کار گروهی با بچههای کم سن و سال خیلی سختتر است. هماهنگ کردن 20بچه از دو شهر متفاوت که در مدت زمان کم بخواهند با هم همراه شوند، هم برای بچهها و خانوادههایشان سخت بود، هم برای من به عنوان مربی.
کوثر قریشی 23مقام قهرمانی دارد که مقامهای سوم2018 مالزی در دو بخش کاتا و کومیته، بینالمللی است و خواهرش کیمیا قریشی نیز 18مقام دارد که در بین آنها مقام سوم کومیته2018 و مقام اول کاتای2018 بینالمللی است. هردو کمربند مشکی دارند که معمولا به رده سنی زیر پانزدهسال تعلق نمیگیرد اما کوثر در دوازدهسالگی و کیمیا در یازدهسالگی این کمربند را از آن خود کردهاند.
روزبه ارغوان متولد ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۷در مشهد است. زمانی که در دوره دبیرستان تحصیل میکرد به اردوی تیم ملی جوانان ایران دعوت شد. از نظر کارشناسان او دارای ترکیبی اعجابانگیز از قدرت و سرعت است که باعث میشود نقشی کلیدی در پستهای ۴ یا ۵ قدرتی داشته باشد. او علاوه بر حملات عالی، بازیکن دفاعی برتر است که دفاعها و برگشتهای خوبی از خود نشان میدهد. او با حملات سرعتی و همچنین برگشت به دفاع به خوبی میتواند مشکلاتی را برای تیمهای دیگر ایجاد کند.
«احمد محمدنژاد جوان» کشتیگیر آزادکار است که توانسته بعد از 17سال برای خراسان رضوی در رده نوجوانان سومین مسابقات جهانی کشتی آزاد امیدها، مقام جهانی به دست آورد. او ورزش را از دهسالگی و به تشویق پدرش شروع کرده و با حمایتهای پدر و مربیهایش پلههای موفقیت را یکی از پس دیگری پشت سرگذاشته است. پدر احمد در جوانی کشتی میگرفته و مقامهای کشوری داشته است.
رضا عنایتی بچه محله حسینآباد خودمان است، در خیابان مشعل بولوار شهید عباسپور. او فوتبال را از زمینهای خاکی و تیمهای محلی آغاز کرد و پس از تلاش بسیار به تیم ملی رسید. چند سال پیش در برنامهای تلویزیونی از روزگار سخت دوران کودکی و نوجوانیاش گفت، از دستفروشی در بازار رضا .
مجتبی حیدرپور متولد ۲۹ شهریور ۱۳۶۷ است. پسر مشهد سالهاست که ملیپوش تیم هندبال است و به موازات همه سهگامهای میدان هندبال، قهرمانی لیگ برتر را تجربه کرده است.
بین کوچههایی که ما زندگی میکنیم، در همین محلهها قهرمانان بزرگی هستند که از نهایت سختی به اوج رسیدهاند؛ همانهایی که هرسؤالی درباره زندگی ورزشیشان میپرسیم، درنگ میکنند، نفس بلندی میکشند و میگویند خواستیم و توانستیم.شهرآرا روند انتخاب چهره ورزشی سال را شروع کرده است. دوازده ورزشکار برای این برنامه گزینه شدهاند که یکی از آنها از منطقه3 برخاستهاست؛ حمیده جوان که هنوز هم ساکن طبرسی شمالی است.
امسال هم مانند پنجسال گذشته روزنامه شهرآرا میخواهد شما چهره ورزشی مشهد را انتخاب کنید. برای همین پس از جمعآوری آرا و دیدگاههای گروهی از نخبگان ورزشی شهر، نامزدهای کسب این عنوان در دو گروه آقایان و بانوان تقسیمبندی شدند.
سید محمد جواد هاشمی سه ساله بود که در کنار پدر و مادرش مینشست و صدای آهنگین تلاوت قرآن آنها را گوش میداد، شنیدن این صدا آن هم در سن بسیار کم برایش بسیار لذتبخش بود، بهطوری که با وجود نداشتن سواد از پدرش خواست تا خواندن سورههای قرآن را به او یاد دهد. میخواست مانند پدر، مادر و برادر بزرگترش بتواند قرآن را با صدایی زیبا بخواند.
پدر که علاقه او را میدید فرزندش را به جلسات قرآن در خانه استاد محمد بیداد میبرد و بعد از مدتی او را در مهدالرضا(ع) ثبتنام کرد.