قهرمان - صفحه 22

مریم صارمی زنی چهل‌ودوساله است. او سال 76 با مجید یادگارپور که یک سال از خودش بزرگ‌تر و متولد سال 57 است ازدواج می‌کند. همان سال اول زندگی، همراه همسرش که در نیروی انتظامی خدمت می‌کند راهی نهبندان می‌شود، همسری که مأموریت‌های کاری‌اش او را به کمین‌های مرزی و مبارزه با اشرار می‌کشاند و شب‌های زیادی به خانه نمی‌آید و این نیامدن‌ها خواب از چشم تازه‌عروس او می‌گیرد.
مهدی ظریف در حال حاضر در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی فعالیت ورزشی‌اش را ادامه می‌دهد، چند مدال رنگارنگ استانی و کشوری هم در کارنامه ورزشی‌اش دارد. مشکل تنفسی و آسمی که سال‌های اول فعالیت ورزشی به سراغش آمده بود دیگر باعث نمی‌شود که دست از تمرین و ورزش بکشد. او نوجوان ١7ساله محله کارمندان اول، قرار است برایمان از تجربه‌های ورزشی‌اش بگوید.
ریحانه نصیحتی می‌گوید: انتخاب ورزش دو و میدانی به عنوان ورزش حرفه‌ای از طرف یک دختر برای خیلی از نزدیکان و حتی دوستانم قدری عجیب بود. شاید به این دلیل است که ما عادت کرده‌ایم در جامعه و تلویزیون دو ومیدانی‌کاران مرد را ببینیم و این ذهنیت در ما وجود دارد که دختران به دنبال این ورزش نمی‌روند.
فرهاد ظریف 12اسفند1361 به دنیا آمده است و حالا شمع تولد سی‌ونه‌سالگی‌اش را خاموش می‌کند. مردی که در والیبال ایران به هرچه می‌خواست رسید؛ از عنوان مرد سال آسیا بگیرید تا عنوان بهترین لیبرو جام بزرگ قهرمانان جهان. گویی فرهاد ظریف، پسر ظریف‌اندام مشهدی، نامش با افتخار آمیخته است. با وجود این، ستاره چند سال پایانی دوران بازی‌اش با حواشی همراه بود و حالا که همه مدارک موردنیاز برای مربیگری در والیبال را هم دارد، باز موانعی بر سر راهش می‌بیند. موانعی که از آن‌ها با نام «مافیا» و «باندبازی» در والیبال ایران یاد می‌کند.
می‌گوید: والدینم اهل ورزش و از قهرمانان کاراته کشور بودند، حمایت و تشویق‌های آن‌ها در زندگی ورزشی من خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم خیلی زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسید.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی سال91 در رده نونهالان بود، من درآن مسابقات، هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما توانستم عنوان قهرمانی را از آن خودم کنم و این برای من یک تجربه فوق‌العاده بود.
رشته های ورزشی رزمی خیلی در گلشهر طرفدار دارد. خیلی از بچه ها از سنین کودکی سراغ یادگیری آن می روند. به ویژه پسرها که شور و هیجان خاصی دارند. محمدرضا و محمد حسین دو برادری هستند که به کاراته علاقه داشتند و با اینکه اول رشته های دیگر را انتخاب کردند اما در نهایت به سالن ورزشی نزدیک منزلشان رفتند و نزد استاد دلسوزشان آموزش دیدند. حالا هر دو در رشته کاراته افتخارات زیادی کسب کرده اند.
امیر محمدپور بازیکن بیست‌ساله تیم فوتسال فولاد زرند کرمان است که تیمش در حال حاضر در جایگاه ششم لیگ برتر فوتسال قرار دارد. امیر برای رسیدن به لیگ برتر فوتسال روزهای سختی را پشت سر گذاشت. او هنوز به مدرسه نرفته بود که پایش به زمین‌های خاکی محله باز شد؛ بین نوجوانان و جوانانی که همه با عشق توپ می‌زدند و بازی می‌کردند.
از وقتی تلویزیون اعلام کرد که مصطفی ماریان در مسابقات پاراآسیایی بحرین مقام اول را از آن خود کرده و صاحب مدال طلا شده است، بیشتر از دو ماه می‌گذرد. خیلی‌ها به‌واسطه همین خبر او را شناختند، اما کسانی که از قبل در مسیر زندگی او بودند، می‌دانستند او اعجوبه پرتاپ دیسک است؛ ورزشکار همیشه خندانی که در هرحالی دوست دارد هرچه خودش می‌داند و یاد دارد، به دیگران هم یاد بدهد. دو ماه از آن ماجرای شیرین و خاطره‌انگیز قهرمان هفده‌ساله می‌گذرد. مصطفی شلوار و جوراب پایش است و طوری راه می‌رود و کارهایش را انجام می‌دهد انگار نه انگار پاهایش از زانو نیست. محکم و باصلابت حرف می‌زند، امیدوار و مطمئن.
ورزشکار بودم و به فکرم رسید که از فضاهای ورزشی شروع کنم. دستگاه‌های کراس‌فیت را نصب می‌کردم. حتی دستگاه‌های جدید طراحی می‌کردم و می‌ساختم. درکل همه جا به کراس‌فیت‌ساز معروف شدم. برای نصب کراس‌فیت به اهواز و شیراز و شهرهای شمالی می‌رفتم. هم‌زمان با تأسیس رسمی شرکت در سال 97 ساخت خط تصفیه شیرابه زباله را شروع کردم. این خط ‌نه تنها در بسیاری از کارخانه‌ها کارایی دارد بلکه می‌تواند کشف‌رود را نجات دهد.این بخشی از گفته‌های جواد قدیری درباره اختراعاتش است.
بیشتر اعضای خانواده راستگو اهل روستای کاریزنو از توابع شهرستان فریمان هستند، اما بعد از کوچ به مشهد در اوایل دهه هفتاد ساکن محله پنجتن شده‌اند. در زادگاه آن‌ها به کشتی پهلوانی اهمیت زیادی داده می‌شود. بیشتر پسربچه‌های روستا در گودهای کشتی رسم مردانگی را یاد می‌گیرند. پسران خانواده راستگو نیز در چنین محیطی بزرگ شده‌اند. حالا این برادران بزرگ شده‌اند و هر کدام سرنوشت جالبی دارند.
از بچگی به ورزش علاقه داشتم، آن هم ورزش نه در حد معمولی بلکه همیشه به قهرمانی فکر می‌کردم. از پنج‌سالگی مسابقات مردان آهنین را دنبال می‌کردم و هر روزم با فوتبال می‌گذشت. در مدرسه هم همیشه در تیم فوتبال بودم. به دوره راهنمایی که رسیدم رفتم دنبال ورزش رزمی. سخت تلاش می‌کردم. در مدت حدود دو‌سال و نیم توانستم دان2 تکواندو را بگیرم، کاری که دیگران در چهارسال انجام می‌دهند. چهارسالی رزمی کار کردم و در آن مدت عضو تیم استان شدم و در سطح ناحیه توانستم مقام بیاورم. هیچ وقت به دوم و سومی فکر نمی‌کردم، همیشه هدفم طلا بود.
زهرا ده‌ساله است و از شش‌سالگی با شرکت در کلاس‌های ورزشی مسجد محله با ورزش ووشو آشنا می‌شود. بعد از چند ماه باشگاه ورزشی مسجد تعطیل و او با باشگاه رزمی‌کاران و استاد عزیزالله موجریان آشنا می‌شود. زهرا اسحاقی می‌گوید: باشگاه در زیرزمین مسجد محله قرار داشت و از لحاظ سطح امکانات در درجه پایینی بود. اما خانم مربی با دلسوزی و جدیت تمام تمرینات ورزشی را با بچه‌ها انجام می‌داد و این مهربانی و دلسوزی او تا حدودی کمبودهای باشگاه را جبران می‌کرد.
اردلان حسین‌زاده معلولیت مادرزادی دارد و نیمه راست بدنش با کم‌توانی عضلانی روبه‌روست. ساکن محله فارغ‌التحصیلان است و در کلاس دوازدهم درس می‌خواند. هفت سال پیش زمانی که کلاس پنجم بود، هیچ علاقه‌ای به ورزش و فعالیت‌های اجتماعی از خودش نشان نمی‌داد. مادرش کنار مشکلات و پیچ و خم‌های زندگی، می‌دانست باید به هر طریقی هست او را وارد اجتماع کند تا به‌دلیل معلولیت منزوی نشود.برای همین آن‌قدر اصرار کرد که به‌دلیل پافشاری او اردلان در کلاس شنا ثبت‌نام کرد. مدتی نگذشت که دو مدال استانی آورد و طعم شیرین این مدال‌ها، شوق پیشرفت را در او برانگیخت بعد با حمایت تمام نشدنی مادرش ورزش را ادامه داد.
با اینکه چند ماهی بیشتر از شروع آموزشش نگذشته اما موفق می‌شود حریف‌ها را یکی بعد از دیگری شکست دهد. او می‌گوید: آن شب استرس زیادی داشتم و تا صبح نخوابیدم ولی در زمین مسابقه به خودم گفتم تمام تلاشم را می‌کنم و از پس حریفان برمی‌آیم. بعد از آن در دیگر مسابقات استرس نداشتم.آرزوی او رسیدن به سکوهای قهرمانی جهان و استاد تمام‌شدن در این رشته ورزشی است.
محمدمهدی زارع متولد سال 1389و ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) است. او ورزش را خیلی زود و از شش‌سالگی با ژیمناستیک شروع می‌کند. اما بعد از چند ماه به‌دلیل صدمه‌ای که در تمرینات کششی ژیمناستیک به پاهایش وارد می‌شود برای مدتی ورزش را کنار می‌گذارد. او در جریان دیدار با استاد عزیزالله موجریان دوباره به ورزش حرفه‌ای باز می‌گردد.
کلاس چهارم بوده که ورزش فوتبال را به شکل حرفه‌ای شروع می‌کند و همان سال اول در مسابقات لیگ دسته یک نونهالان کشور مقام چهارم را همراه هم‌تیمی‌هایش کسب می‌کند. اما بعد از گذشت یک‌سال و نیم با دیدن بازی‌های داخل باشگاهی و فوتسال به دنیای این رشته ورزشی قدم می‌گذارد. «اسماعیل حکیمی» دانش‌آموز هفده‌ساله هنرستان تربیت‌بدنی امام جواد(ع) در محله سرشور با پشتکاری که داشته، سال گذشته آقای گل مسابقات فوتسال لیگ دسته یک نوجوانان کشور شده است.
اسماعیل نجاتیان و علی ابراهیمی دوتن از کشتی‌گیران مشهدی هستند که در قالب تیم هیئت کشتی خراسان در لیگ برتر کشتی کشور حضور داشتند، اسماعیل نجاتیان سه سال پیاپی در وزن 81کیلوگرم مسابقات کشوری مقام قهرمانی را به دست آورده و در قالب تیم ارتش جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ارتش‌های جهان(سیزم) در کشور فنلاند، مدال طلا را برای کشورمان به ارمغان آورد. علی ابراهیمی هم از کشتی گیران به‌نام مشهدی است و در مسابقات بین‌المللی جام خلیج‌فارس با شکست «احمدف» قهرمان روسی المپیک مدال طلا را از آن خود کرده‌است. این دو علاوه بر دوبنده کشتی، لباس آتش‌نشان راهم برتن دارند و در ایستگاه شماره 17 مشهد(ایستگاه جاهدشهر) فعالیت می‌کنند.
حسن وزیرنژاد شصت‌وهفت‌‌ساله که زمانی در فنون «سر زیر بغل» و «درخت‌کَن» کشتی، زبانزد علاقه‌مندان به کشتی در خراسان بوده، با وجود کارنامه پربار ورزشی همواره مورد بی‌مهری قرار گرفته است.
احمد محمدنژاد جوان کشتی‌گیر آزادکار و آینده‌دار محله مقدم توانسته است بعد از ۱۷ سال برای خراسان رضوی مقام‌آوری کند و در رده نوجوانان مقام جهانی به دست بیاورد.
سارینا موجریان از پنج‌سالگی ورزش را با ژیمناستیک و تکنیک‌های پایه در باشگاه ورزشی طهماسبی شروع می‌کند. در شش‌سالگی وارد هنرهای رزمی شده و رشته ووشو را تحت مربیگری پدرش (استاد عزیزالله موجریان) ادامه می‌دهد. خودش می‌گوید: با تشویق پدرم برای انعطاف و آمادگی جسمانی بیشتر کارم را با ژیمناستیک شروع و بعد از یک‌سال ورزش ووشو را شروع کردم. برادرم نیز به‌عنوان حریف ورزشی در خانه با من تمرین می‌کرد. ما با هم‌ رزم دونفره انجام می‌دادیم. در کنار خانواده معلم‌های مدرسه هم برای حضور در میدان‌های ورزشی تشویقم کردند.