قهرمان - صفحه 18

بدن ورزیده‌ای دارد و از این نظر به شانزده‌‌ساله‌ها نمی‌خورد. ساکن محله امیرالمؤمنین(ع)، اما افتخار گلشهر، ایران و همچنین وطن آبا و اجدادی‌اش محسوب می‌شود. قهرمان امروز ما همین ماه پیش به مسابقات بین‌المللی استان خوزستان رفته و توانسته به‌عنوان کاراته‌کار تیم ملی جوانان افغانستان روی سکوی قهرمانی بایستد. سجاد کاظمی، جوان خوش‌آتیه گلشهری است که آرزوی کسب افتخارهای بیشتری را دارد.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیب‌های بسیار، مقام کشوری و بین‌المللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدم‌گذاشتن او در این راه مخالفت می‌کنند. سال‌ها می‌گذرد اما دلسرد نمی‌شود. معصومه حالا در بیست‌وهفت‌سالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینه‌اش می‌رسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته می‌ایستد.
اولین‌باری که وارد باشگاه جودو شد هشت‌سال داشت و از آن روز فقط گریه‌هایش را به‌خاطر دارد. رزمی‌کاران بزرگسال را که دیده بود، وحشت‌زده گریه می‌کرد. به قول خودش ترسیده بود مبادا این مردان قوی‌هیکل کمربند مشکی آسیبی به او بزنند. از آخر هم پدرش با او وارد کلاس شد تا ترسش بریزد. سینا اکرمی اکنون 18سال دارد و همچنان در ورزش جودو فعالیت می‌کند. او در این مدت سه مدال طلای استانی، سه مدال طلای باشگاهی و بیست مدال نقره و برنز استانی و باشگاهی به دست آورده است.
تا چهل‌سالگی سراغ ورزش نرفته، مادری کرده و به قول خودش بچه‌ها را از آب و گل درآورده است. اما وقتی به پیشنهاد همسرش که اهل ورزش باستانی و رفتن به زورخانه است ورزش را شروع می‌کند، متوجه می‌شود که در این حوزه استعداد خوبی دارد. دو دخترش را هم همراه خود می‌کند و حالا در چهل‌ودو‌سالگی توانسته در مسابقات هنرهای نمایشی به همراه رومینا و رکسانا مقام کشوری به‌دست بیاورد.سودابه زنگنه حالا به پیشنهاد مربی‌اش یک قدم فراتر رفته و شانسش را در رشته رزمی تاپ‌فول‌کونتاکت هم امتحان کرده است و در آخرین دوره از مسابقات به عنوان فایتر(مبارز) حضور پیدا کرده است.
کسی اسم او را نمی‌داند و همه به «آقایی که طناب می‌زند» می‌شناسندش. ورزشش حتی یک روز هم تعطیل نمی‌شود، حتی در روزهای بارانی. در روزهای سرد شال مشکی به پیشانی می‌بندد و لحظه‌ای در طول مسیرش نمی‌ایستد. در حالی که ما هنوز کسل و خموده پشت میزهایمان برای شروع یک روز کاری خودمان را آماده می‌کنیم، او با طنابش بوستان کوهسنگی را یک دور زده و در حال بازگشت است. تصمیم می‌گیریم او را دعوت کنیم تا مهمانمان شود. فردای آن روز «سیدمحسن طباطبایی» بعد از ورزشش مقابلمان برای گفت‌وگو نشسته است.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. می‌گوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوان‌ها دچار آسیب‌های اجتماعی نمی‌شوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشی‌ای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل می‌شد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاری‌های دیگری می‌شدند که می‌تواند باعث فروپاشی خانواده‌ها شود.
محمدطاها عیدی آن‌قدر در کاراته زبده و آب‌دیده می‌شود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات می‌گذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناک‌اوت‌ می‌کند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابت‌های بین‌المللی را به‌دست می‌آورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
یکی از این بانوان مشهدی فاطمه پیلتن است که نشان داده حس مادرانگی و شغل پرخطر آتش‌نشانی را می‌توان با هم جمع بست و به دل سختی‌ها زد. این بانوی ساکن محله سرافرازان دو فرزند دارد و از 10سال پیش به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار شهروندان منطقه9 حضور دارد. او از سال91 در آزمون‌های عملی و تئوری آتش‌نشانی شرکت می‌کند و سابقه یک دهه فعالیت به عنوان آتش‌نشان را دارد. شعرگفتن، نویسندگی، ورزش فوتسال و البته هیجان و ماجراجویی از دیگر علایق فاطمه است، بانویی که با آتش زندگی می‌کند.
روزنامه کیهان سی‌ام آبان1340 در گزارشی از این بازی می‌نویسد: «رضا ارمگان وقتی که به روی رینگ آمد، همه فکر کردند که این مبارزه پایانش به نفع بازیکن آلمانی است. بازی شروع شد. ارمگان حمله را آغاز کرد و همه تماشاچیان را مجبور به تحسین و تشویق نمود. زیرا ضربات محکم و پی‌درپی او حریف آلمانی را گیج کرده بود و از این‌طرف به آن‌طرف روی طناب رینگ می‌افتاد...راند دوم با حمله مداوم ارمگان آغاز شد و وی یک‌بار حریف آلمان را ناک‌داون کرد. پس از شمارش یک تا نُه داور، فرانگل از زمین بلند شد، گارد گرفت و بازی آغاز شد.
55بهار را پشت سر گذاشته است اما هنوز بدن ورزیده‌ای دارد. مربیگری تکواندو را 30سال قبل از باشگاه توحید خیابان آبکوه شروع کرده است. در چند باشگاه معروف شهر هم آموزش می‌دهد. اما بیشتر سابقه مربیگری‌اش به باشگاه آبکوه برمی‌گردد. او مربی دو نسل بوده است. آن‌هایی که سال‌ها پیش آموزششان داده است، حالا دست فرزندانشان را می‌گیرند و به باشگاه می‌آورند. رحیم حامدرحمت مربی باسابقه و پرتلاش محله صاحب‌الزمان(عج) است.
«وقتی خط پایانی مسابقه را رد کردم، باورم نمی‌شد مدال طلای آسیا را گرفته‌ام. از خوشحالی گریه می‌کردم. پرچم ایران را بوسیدم و به نشانه احترام، دور استادیوم را با پرچم دویدم. انگار نه انگار که چندصد متر را دویده‌ام. پرچم که دستم بود پاهایم دوباره جان گرفت.»
زهرا عیدی در ده‌سالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمی‌ای که هیجان روزهای کودکی‌اش را بیشتر کرد و در مسابقات کشوری و استانی درخشید ، او این روزها در پانزده سالگی با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات بین‌المللی ارمنستان و قهرمانی آسیا که زمستان امسال در ژاپن برگزار می‌شود، آماده می‌کند.
یازدهمین فرزند در میان 13فرزند خانواده است. زندگی در یک خانواده پرجمعیت، یعنی سرزندگی و بازی همیشگی با برادرها، برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌ها. علاوه‌بر بازی‌هایی مانند «زو» که بازی هر روز‌شان بوده و با روحیه سرسخت و مبارزه‌طلبانه‌اش هم‌خوانی داشته است، کارکردن در زمین‌های کشاورزی پدرش او را به آمادگی جسمانی رسانده بود که به محض ورود به دنیای ورزش، خیلی زود درخشیده و توانسته عنوان قهرمان قهرمانان دانشگاه آزاد اسلامی را از آن خودش کند.سمانه افخم بانوی سی‌وشش‌ساله‌ای که از بدو تولدش تاکنون ساکن محله امام هادی(ع) است از سال83 که پا به دانشگاه گذاشته، عضو تیم کبدی استان خراسان بوده و حتی لباس تیم ملی را هم بر تن کرده است.
پدرش مشوق اصلی‌اش برای ورزش کاراته سبک کیوکوشین بوده. او هم استعداد خوبی در این ورزش داشته و توانسته 20دوره مقام قهرمانی و نایب قهرمانی استانی را به دست بیاورد. در تازه‌ترین مسابقه‌های کشوری و بین‌المللی که در یک ماه گذشته در تهران و با حضور حریفانی قدرتمند برگزار شده است، در یک دوره مسابقه‌های نفس‌گیر و سخت توانسته مقام قهرمانی کشور و مقام قهرمانی بین‌المللی را در نوجوانی به دست بیاورد.
مجید جعفری که خود از جوانان حاشیه شهر است ایمان دارد با کمی زحمت و صبر می‌تواند گنج‌های با ارزشی را از کوچه پس کوچه‌های محلات و روستاهای حاشیه شهر کشف کند. به همین علت، آموزش هنرهای رزمی در رشته «هایکدو» به نوجوانان را شروع کرده است. می‌گوید: از سال 76 تمرین در هنرهای رزمی را شروع کردم. پس از چهار سال با توجه به علاقه‌ای که به آموزش داشتم تصمیم گرفتم مربیگری هم بکنم. سال 96 به شهرک شهید رجایی رفتم. سه سال تمام خودم را وقف آموزش هنرجویان این محدوده کردم و نتیجه آن تربیت ده‌ها شاگرد قهرمان شد.
علاقه مادر به ورزش به دخترانش هم منتقل شده است. دخترانی که از پنج‌‌سالگی با رشته ژیمناستیک شروع کردند و اکنون ورزش جزو جدایی‌ناپذیر زندگی آن‌ها شده است. پریسا و پرنیا نورمحمدی دو خواهر 15 و 9ساله ساکن محله امام خمینی(ره) با تلاش و علاقه خود مدال طلای مسابقات استانی کونگ‌فو را کسب کرده‌اند و هر دو برای آینده‌شان اهداف مشخصی دارند.
میلاد عاطفی پور چهارده ساله می تواند الگوی مناسبی برای نوجوانانی قرار گیرد که کم بودن برخی از امکانات باعث می شود تلاش نکنند. میلاد سراسر تابستان را صبح تا شب کار می کرده است تا بتواند درس بخواند. حالا هم درس می خواند هم سخت ورزش می کند. نوجوان پرانگیزه منطقه ما در محله قرقی با تلاش و تمرینات جدی ای که داشته، توانسته است تنها پس از شش ماه فعالیت در رشته ورزشی دی هان‌کیدو به مقام نایب قهرمانی استانی دست پیدا کند.
کسب مقام سومی مسابقات آسیایی شیرین‌ترین خاطره نوروزیان از سه سال حضور در میدان رقابت‌های ورزش‌های رزمی است. اما او ‌شیرینی کسب این ‌مقام را در سربلندی پدرش می‌داند که همیشه و همه جا در کنارش بوده است؛ «گرفتن لوح سپاس و هدیه از دست دو نفر از مدیران ارشد شهرداری منطقه یک، آن هم در حضور پدرم برایم واقعا باعث غرور و افتخار بود.»
سر آخر خانواده شورورزی‌ها از سه برادرش کوچک‌تر بود، اما قامتی تنومند داشت. یعقوبعلی در چهارمین روز از شهریور1302 دیده به جهان گشود و آفتاب زندگی‌اش در نحسی 13مهر1378 غروب کرد. مردی که نام پرآوازه او در کشتی و عرصه پهلوانی زبانزد است. ستاره‌ای که درباره‌اش می‌گویند در دوازده‌سالگی چوخه می‌گرفته و کسی در روستاهای اطراف نیشابور یارای مقابله با او را نداشته است
سال‌ها پیش از طریق هم‌کلاسی‌هایش با ورزش رزمی آشنا می‌شود و برای گذران اوقات فراغت پا به باشگاه می‌گذارد. به‌طور تفریحی به کلاس کاراته می‌رود و مدتی بعد هم آن را کنار می‌گذارد اما با آغاز سال1401 پرقدرت‌تر و مصمم‌تر از قبل دوباره به میدان مبارزه برمی‌گردد. مبینا نامدار، مدال‌آور نوجوان محله کارمندان دوم، فقط پس از یکی دو ماه تمرین در اولین مسابقه زندگی‌اش شرکت می‌کند و مدال طلای استان را به دست می‌آورد.